۴ راه اساسی برای رقابت در استارتاپ ها

یک بنیانگذار استارتاپ استراتژی‌های خود را برای مقابله با فرسودگی روانی ناشی از کار استارتاپی به اشتراک  می‌گذارد تا شما در این راه فرسوده نشوید و رویا هایتان را از دست ندهید .

راه‌اندازی استارتاپ مانند دویدن در دوی ماراتون با حداکثر سرعت است. هیچ فرصتی برای کاهش سرعت وجود ندارد باید با تمام قدرت بدوید تا به علامت بعدی برسید و بعد بعدی و بعدی.

گرچه مسابقه دو پس از حدود ۴۲ کیلومتر به پایان می‌رسد ، ماراتون استارتاپ هیچ‌گاه واقعا پایان نمی‌پذیرد: در حالی که حس می‌کنید بدن و ذهن و کل وجودتان در حال تسلیم شدن است باید همچنان ادامه دهید و به خود بگویید که می‌توانید آن را انجام بدهید ؛ درحالی که به نظر می‌رسد کل کائنات دست به دست هم داده‌اند تا عکس‌ آن را ثابت کنند . اول شدن در ماراتون استارتاپ نیازمند آن است که بتوانید سریع یاد بگیرید، دوباره تلاش کنید، اشتباهاتان را جبران کنید، با سرعت ثابتی به رشد کردن ادامه دهید، زودتر از رقبا اقدام کنید و مانع ورود دیگران به حوزه کاری‌تان شوید. برای برنده شدن در مسابقه استارتاپ باید چابک باشید و در کوتاه‌ترین زمان ممکن رشدی سریع را تجربه کنید. اگر این کارها را با سرعتی کمتر از حداکثرسرعت انجام دهید، در بهترین حالت مکان دوم نصیبتان خواهد شد.

البته کارها ساده‌تر می‌شود. باید هم بشود؛ زیرا حفظ حداکثر سرعت در طول ماراتونی بی‌پایان غیرممکن است. حتی تلاش برای به طور نامحدود حفظ کردن این سرعت به منزله‌ی به استقبال بدترین دشمن کارآفرینان رفتن است یعنی: فرسودگی شغلی

درخشیدن، فرسوده شدن

وقتی استارتاپی را راه‌اندازی می‌کنید درباره فرسودگی شغلی زیاد می‌شنوید. اغلب افراد به گونه‌ای صحبت می‌کنند که گویی فرسودگی شغلی ضعفی‌ است که باید از آن اجتناب کرد اما در واقع فرسودگی شغلی اجتناب‌ناپذیر است.

باید بگویم خودم فرسودگی شغلی را تجربه‌ کرده‌ام: در اولین سالی که شرکت رینج می و خانواده‌ ی جوانم را از شهر سیدنیاسترالیا به سان‌فرانسیسکوی امریکا منتقل کردم. در آن سال‌ها هفته‌ای یک بار سرتاسر امریکا را می‌گشتم و به دنبال مشتری‌های جدیدی بودم که می‌توانستند یک شبه کسب‌وکارم را متحول کنند ( وقتی توانستیم هول فودز را جذب کنیم این اتفاق افتاد). این مسافرت‌ها را در حالی انجام می‌دادم که به دنبال جذب نیرو و هم چنین افزایش سرمایه بودیم. هر یک از این کارها خودش طاقت‌فرسا است و  انرژی و پایداری فوق‌العاده‌ای را می‌طلبد. با همه‌ این کارها همچنان نقش همسر و مادر دوفرزند را ایفا می‌کردم، درواقع با احتساب رینج می سه فرزند.

واقعا شرکتم فرزند سومم است چرا که دقیقا همان احساسات مادر‌وفرزندی را نسبت به او دارم و حتی فراتر: تمام زندگی‌ام خرج استارتاپ شده‌است. از آنجایی که همسرم هم‌بنیانگذار این استارتاپ است، به معنای واقعی کلمه به  «آن سر دنیا» سفر کردیم تا بتوانیم قابلیت‌های این استارتاپ را شکوفا کنیم. همه چیز،‌ واقعا همه‌ چیز زندگی‌مان وابسته به استارتاپ است.

نه  فشار و نه هیچ چیز دیگر.

الان که به گذشته نگاه می‌کنم، صادقانه بگویم نمی‌دانم چگونه از پس سختی‌های ذهنی و جسمی اولین سال بر‌آمدم. بارها تصمیم گرفتم تسلیم شوم. می‌خواستم مسابقه را ترک کنم و از رویایم دست بکشم؛ اما همچنان ادامه دادم و الان اینجا هستم تا داستان آن موقع را تعریف کنم. می‌خواهم بگویم این کار شدنی‌ است : می‌شود تمام طول ماراتون را با حداکثر سرعت پیمود. می‌خواهم بگویم که ۹۹ جواب خیر می‌شنوید و یک بله و همان یک بله مهم است زیرا باعث می‌شود همچنان به دویدن ادامه دهید. می‌خواهم بگویم  در نهایت اشتیاق و خوش بینی است که برنده می‌شود و نگرش مثبت داشتن همه چیز است.

و می‌خواهم بگویم که فرسودگی کاری واقعی است، واقعا اتفاق می‌افتد؛ اما نگذارید شما را ببلعد، اجازه ندهید رویاهایتان را ببلعد.

حالا که جایگاهمان در امریکا مستحکم شده است و رینج می به رشد و گسترش‌اش ادامه می‌دهد و به دنبال فرصت‌های جدیدی است، سرعت دویدنم کمی کمتر شده است؛ اما باید اعتراف کنم با وجود آسان‌تر شدن کارها، کارکردن طولانی مدت در چنین سطح عاطفی،‌ کارآفرینان را در معرض فرسودگی شغلی قرار می‌دهد. پس همواره حواستان باشد و هر وقت این اتفاق افتاد چهار نکته‌ زیر را به خاطر بسپرید:

  1. در صورت امکان خارج شوید.

البته منظورم  از دنیای استارتاپ نیست، بلکه از دفترتان خارج شوید، بدوید، با یکی از دوستانتان نوشیدنی بخورید؛ البته دوستی که مستقیما به کسب‌وکارتان مربوط نیست. بهترین راه‌حل، داشتن کسی است برای تخلیه فشار عاطفی.  خوشبختانه من دوستی نزدیک داشتم که عاشق شنیدن پستی و بلندی‌های دنیای استارتاپ بود. هر هفته در حالی که از تپه‌های سانفرانسیسکو بالا می‌رفتیم یک ساعت تمام با او صحبت می‌کردم. او برایم ترکیبی از مربی، روانشناس و دوست بود بهتر از همه این که همزمان ورزش هم می‌کردم. ورزش مهمترین دشمن استرس است.

  1. شما سی‌ان‌ان نیستید.

بر خلاف کانال‌های خبری ۲۴ ساعته، شما می‌توانید دسترسی به خود را قطع کنید و باید این کار را انجام دهید. داشتن راه‌های ارتباطی مختلف مفید است وقتی زمان زیادی را صرف مدیریت آن‌ها کنید ممکن است به یکی از دلایل اصلی فرسودگی کاری تبدیل شود؛ در واقع ممکن است کارایی‌تان کاهش یابد. درروز فقط  زمان‌هایی خاص را به بررسی پیام‌ها و تماس‌ اختصاص دهید.

شما اسلک، جی‌چت یا آی‌ام نیستید!

فوری به درخواست‌های دیگران پاسخ ندهید. دیرتر جواب دادن هیچ ضرری ندارد؛ درواقع اغلب اوقات برای شما بهتر است چرا که مجبور می‌شوید جواب‌های عاقلانه‌تری بدهید و جنبه‌های مختلف قضیه فکر کنید. از خودتان بپرسید: آیا توانایی انجام این درخواست را دارم؟ آیا این کار به من کمکی می‌کند یا باعث زمین‌ خوردنم می‌شود؟

  1. بگذرید.

یادتان می‌آید قبل‌تر گفتم ۱۲ ماه اول زندگی‌ام در امریکا را به پرواز‌های طولانی، بزرگ‌ کردن فرزندانم و استخدام اعضای تیم گذراندم؟ اعضای تیم را به دلیلی استخدام کردم: زیرا بهترین هستند اگر نبودند استخدام‌شان نمی‌کردم. آن‌ها را استخدام کردم تا کارهایی را انجام دهند که من نمی‌توانم و بتوانم کارهایی را که می‌توانم انجام دهم.

راه‌اندازی استارتاپ طاقت‌فرساترین و در عین حال لذت‌بخش‌ترین تجربه زندگی‌ام بوده‌است. در هر پیچ و خمی با احساسات خروشان و بی نقاب خودتان مواجه می‌شوید. توصیه من به افرادی که به این قضیه فکر می‌کنند یا الان درگیر آن هستند این است: با خودتان رو راست باشید. بپذیرید که راهی پردردسر را انتخاب کرده‌اید، با هر گامی که به عقب بر‌می‌دارید ممکن است سه یا چهار گام جلو بروید. شکست خوردن بد نیست البته تا زمانی‌ که یادبگیرید، دوباره تلاش کنید و به جلو بروید.

به فرسودگی کاری دچار خواهید شد، این هم بد نیست! آنچه بعد از آن انجام می دهید مهم است.

منبع:https://www.entrepreneur.com/article/300923

ویرایش ترجمه: رضا غورقانلو ، کاری از گروه تولید محتوای مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف، آبان ۹۶

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *