مهارت‌ها و رفتارهایی که مؤسّس شرکت را موفّق می‌کند

تحقیقی در مدرسه‌ی کسب‌وکار هاروارد[۱] توسّط لیندا اپلگیت[۲]، یانت کراوس[۳] و تیموتی باتلر[۴]  که مشی منحصربه‌فردی برای فهم رفتارها و مهارت‌هایی که مؤسسان موفّق شرکت‌ها به کار می‌برند، پی می‌گیرد.

چه چیزی یک رهبر کارآفرین را موفّق می‌سازد؟

آیا استعداد فنّی فوق‌العاده‌ی بیل گیتس[۵] است؟ یا تمرکز وسواس‌گونه‌ی استیو جابز[۶] روی تجربه‌ی کاربر؟ یا بینش، اشتیاق و اجرای قدرتمند سایت care.com توسط شیلا لیریو مارسلو[۷]؟ یا شاید هم تجربه‌ی پیشین، تحصیلات یا شرایط زندگی است که اطمینان را در توانایی‌های کارآفرینی یک فرد افزایش می‌دهد.

مانند عقیده‌ی ماریا مالکوم و شوهرش، بری بک، که فروشگاه‌های خرده‌فروشی لوازم آرایشی و آب معدنی، که به صورت تنگاتنگ با فروشگاه‌های آنلاین جفت شده باشند، مدل کسب‌وکار آینده بودند، حال آن که سایر کارآفرینان و سرمایه‌گذارانی که آن‌ها را تأمین کردند، گفته بودند که این قبیل کسب‌وکارهای کنارخیابانی، دایناسورهایی در حال انقراض هستند. موفّقیت بلومرکوری ثابت کرد که نقدها اشتباه بوده‌اند.

«همیشه برای ما دشوار بود که بتوانیم مهارت‌ها و رفتارهای رهبران کارآفرین را شناسایی کنیم.»

علی‌رغم تحقیقات فراوان درباره‌ی این‌که چه عاملی رهبران کارآفرین را می‌سازد، پاسخ‌های به‌دست‌آمده چندان متقن نیستند. در واقع، بیشتر مطالعات، یافته‌های جنجال‌برانگیز ارائه می‌کنند. به نظر می‌آید کارآفرینان هنوز جعبه سیاه‌هایی در انتظار باز شدن هستند.

یک گروه تحقیقاتی مدرسه‌ی کسب‌وکار هاروارد امید دارد که یک مشی جدید، فهم بهتری از رهبر کارآفرین ارائه دهد. این برنامه، تخمین شخصی کارآفرینان از مهارت‌ها و رفتارهای خودشان را با ارزیابی‌های هم‌قطاران، دوستان و کارمندانشان از آنان، درمی‌آمیزد.

همچنین در طول مسیر، این داده‌ها به پژوهشگران امکان مطالعه‌ی ویژگی‌های کارآفرینان به تفکیک جنسیت و مقایسه کارآفرینان سریالی با بنیان‌گذاران تازه‌کار را می‌دهد.

لیندا اپلگیت، پروفسور مدرسه‌ی کسب‌وکار هاروارد که ۲۰ سال صرف مطالعه‌ی شیوه‌های رهبری و رفتارهای کارآفرینان موفّق کرده است، می‌گوید: «همیشه برای ما دشوار بود که بتوانیم مهارت‌ها و رفتارهای رهبران کارآفرین را شناسایی کنیم. بخشی از مشکل این است که مردم معمولا روی «شخصیت» کارآفرینی تمرکز می‌کنند تا روی شناخت مهارت‌ها و رفتارهای منحصربه‌فرد کارآفرینانی که شرکت‌های خود را ایجاد می‌کنند و توسعه می‌دهند.»

اپلگیت می‌گوید: «آن چه که مفاهیم را پیچیده می‌کند، انواع بسیاری از کسب‌وکارهای کارآفرینی است که می‌تواند شامل کسب‌وکارهای مخصوص سبک‌ زندگی‌های کوچک، کسب‌وکارهای خانوادگی نسل‌اندرنسل، کسب‌وکارهای حوزه‌ی تکنولوژی با رشد بالا و سرمایه‌گذاری مخاطره‌پذیر و کسب‌وکارهای جدیدی که برای تجاری‌سازی یافته‌های مهم در علوم زیستی، فنّاوری‌های پاک و دیگر زمینه‌های علمی طراحی شده‌اند، باشد.»

به گفته‌ی اپلگیت، پروفسور ساروفیم-راک مدیریت کسب‌وکار مدرسه‌ی کسب‌وکار هاروارد و عضو هیئت‌رئیسه‌ی آموزش و پرورش برای صاحبان کسب‌وکار و کارآفرینان در مدرسه کسب‌وکار هاروارد: «این گونه کسب‌وکارها به نظر می‌رسد که به انواع متفاوت رهبران کارآفرین نیاز داشته باشد و ما در پژوهشمان می‌کوشیم تا آن تفاوت‌ها را بیابیم؛ البته اگر وجود داشته باشند.»

به لطف نتایج آزمون اولیه‌ی بررسی «ارزیابی رهبر کارآفرین از خود» که توسط ۱۳۰۰ فارغ‌التّحصیل مدرسه‌ی کسب‌وکار هاروارد گرفته شده، پاسخ این مسئله در حال روشن‌تر شدن است. نتایج به پژوهشگران، این امکان را داد که ارزیابی شخصی کارآفرین را پالایش کنند و مطالعه‌ی ثانویه‌ای به نام «ارزیابی هم‌قطاران از رهبر کارآفرین» را ایجاد کنند که هر دو آماده‌ی اجرا در تابستان ۲۰۱۶ هستند.

گروه از این افراد تشکیل شد: اپلگیت، جانت کراوس، کارآفرین عرصه‌ی مسکن؛ و تیم باتلر، دستیار و مشاور ارشد پیشرفت شغلی و حرفه‌ای در مدرسه‌ی کسب‌وکار هاروارد و دانشمند ارشد و از بنیان‌گذاران رهبر شغلی.

ابعاد رهبری کارآفرینی

مروری بر مقالات و مصاحبه‌های کارآفرینان موفّق به گروه کمک کرد که عوامل کلیدی تشکیل‌دهنده‌ی شالوده‌ی ارزیابی شخصی را تعریف کند. به علاوه این ابعاد بر اساس تجزیه ‌و تحلیل آماری از پاسخ آزمون آزمایشی برای ایجاد یک ابزار مطالعه‌ی جدید پالایش شد که ۱۱ عامل و پرسش مرتبط با تحقیق را تعریف می‌کند که برای فهم درجه‌ی اطمینان و اعتمادبه‌نفسی که بنیان‌گذاران و غیر بنیان‌گذارن در ابعاد گوناگون رهبری کارآفرینی دارند، استفاده می‌شود. (جدول ۱)

روش مقدّماتی تحقیق

. مرور مقالات شفاهی برای شناسایی دامنه‌های اصلی مهارت‌ها و رفتارهای کارآفرینی

. ساختن آیتم‌هایی برای اندازه‌گیری دامنه‌های شناسایی‌شده (۱۶۱ آیتم)

. بازبینی آیتم‌ها توسّط کارآفرینان موفّق و دانش‌پژوهان کسب‌وکار و اصلاح آن‌ها بر این اساس.

. توزیع آیتم‌ها میان ۱۳۰۰ فارغ‌التّحصیل مدرسه‌ی کسب‌وکار هاروارد (کارآفرینان و غیر کارآفرینان)

. تحلیل عامل (استخراج مؤلّفه‌ی اصلی، دوران واریمکس) ۱۱ راه‌حل عامل تولید کرد.

. حذف آیتم‌های ناکارآمد وسیله را به ۹۴ آیتم کاهش داد.

. مطالعات اعتبارسنجی که میان بنیان‌گذاران و غیر بنیان‌گذاران، بنیان‌گذاران سریالی و بنیان‌گذاران غیرسریالی، و بنیان‌گذاران مرد و بنیان‌گذاران زن تفکیک کرد.

. تجزیه‌ و تحلیل ثبات و اطمینان داخلی از مقیاس ارزیابی‌شده (آلفای کرونباخ)

این ۱۱ بعد عبارت‌اند از:

  1. شناسایی فرصت‌ها (Identification of Opportunities): مهارت‌ها و رفتارهای مرتبط با توانایی شناسایی و دنبال کردن فرصت‌های کسب‌وکاری را که دارای ظرفیت بالایی هستند، ارزیابی می‌کند.
  2. چشم‌انداز و تأثیرگذاری (Vision and Influence): مهارت‌ها و رفتارهای مرتبط با توانایی تأثیرگذاری روی سهام‌داران داخلی و خارجی به منظور ترغیب آن‌ها به همکاری برای اجرای یک چشم‌انداز و ساز و کار را ارزیابی می‌کند.
  3. توانایی مهار شرایط مبهم (Comfort with Uncertainty): مهارت‌ها و رفتارهای مرتبط با توانایی پیش‌برد صورت‌جلسه در رویارویی با شرایط نامعلوم و مبهم را ارزیابی می‌کند.
  4. انتصاب و برانگیختن یک گروه کسب‌وکار (Assembling and Motivating a Business Team): مهارت‌ها و رفتارهای مرتبط با توانایی گزینش درست اعضای گروه و انگیزش آن گروه برای رسیدن به اهداف کسب‌وکار را ارزیابی می‌کند.
  5. تصمیم‌گیری کارا (Efficient Decision Making): مهارت‌ها و رفتارهای مرتبط با توانایی گرفتن تصمیمات مؤثّر و کارای کسب‌وکار، حتی در مواجهه با اطلاعات ناقص را ارزیابی می‌کند.
  6. شبکه‌سازی (Building Networks): مهارت‌ها و رفتارهای مرتبط با توانایی گردآوری منابع ضروری و ایجاد شبکه‌های حرفه‌ای و کسب‌وکار به منظور ایجاد و توسعه‌ی یک کسب‌وکار را ارزیابی می‌کند.
  7. همکاری و جهت‌دهی گروهی (Collaboration and Team Orientation): مهارت‌ها و رفتارهای مرتبط با توانایی ایفا کردن نقش یک بازیگر قدرتمند در گروه که قادر به به کرسی نشاندن یک دستورجلسه‌ی شخصی را ارزیابی می‌کند.
  8. مدیریت عملیات‌ها (Management of Operations): مهارت‌ها و رفتارهای مرتبط با توانایی مدیریت موفق یک عملیات جاری در یک کسب‌وکار را ارزیابی می‌کند.
  9. بودجه‌بندی و مدیریت دارایی (Finance and Financial Management): مهارت‌ها و رفتارهای مرتبط با توانایی مدیریت موفّق همه‌ی جنبه‌های مالی یک کسب‌وکار را ارزیابی می‌کند.
  10. فروش (Sales): مهارت‌ها و رفتارهای مرتبط با توانایی ایجاد یک سازمان و شبکه‌ی فروش مؤثّر که می‌تواند به خوبی مشتری‌ها را به دست آورد، نگه دارد و به آنان خدمات ارائه دهد و در این حین ترویج دادن روابط قوی با مشتری را ارزیابی می‌کند.
  11. ترجیح ساختار تثبیت‌شده (Preference for Established Structure): ترجیح فرد برای کار کردن در یک محیط کسب‌وکار تثبیت‌شده و ساختارمند به جای ایجاد کسب‌وکاری جدید در محیطی که ساختار باید خودش را با یک ساز و کار و زمینه‌ی کسب‌وکار مبهم و به سرعت متغیّر تطبیق دهد.

درحالی‌که ۱۱ فاکتور تمایزاتی را میان بنیان‌گذاران و غیر بنیان‌گذاران ارائه کرد، پنج فاکتور تفاوت آماری معنی‌داری نشان دادند. برای نمونه، بنیان‌گذاران به مراتب امتیاز بالاتری نسبت به غیر بنیان‌گذاران در «توانایی مهار شرایط مبهم»، «شناسایی فرصت‌ها»، «چشم‌انداز و تأثیرگذاری»، «شبکه‌سازی»، «بودجه‌بندی و مدیریت دارایی» کسب کردند. همچنین بنیان‌گذاران امتیاز به مراتب پایین‌تری در بعد «ترجیح ساختار تثبیت‌شده» به دست آوردند. (جدول ۲)

تفاوت‌های میان رهبران کسب‌وکار بنیان‌گذار و غیر بنیان‌گذار در رهبری کارآفرینی

غیر بنیان‌گذاران بنیان‌گذاران
به صورت معناداری بالاتر شناسایی فرصت‌ها
به صورت معناداری بالاتر چشم‌انداز و تأثیرگذاری
به صورت معناداری بالاتر توانایی مهار شرایط مبهم
تفاوت معناداری ندارد تفاوت معناداری ندارد انتصاب و برانگیختن یک گروه کسب‌وکار
تفاوت معناداری ندارد تفاوت معناداری ندارد تصمیم‌گیری کارا
به صورت معناداری بالاتر شبکه‌سازی
تفاوت معناداری ندارد تفاوت معناداری ندارد همکاری و جهت‌دهی گروهی
تفاوت معناداری ندارد تفاوت معناداری ندارد مدیریت عملیات‌ها
به صورت معناداری بالاتر بودجه‌بندی و مدیریت دارایی
تفاوت معناداری ندارد تفاوت معناداری ندارد فروش
به صورت معناداری پایین‌تر ترجیح ساختار تثبیت‌شده

جدول ۲: تفاوت‌های میان رهبران کسب‌وکار بنیان‌گذار و غیر بنیان‌گذار در رهبری کارآفرینی

اگرچه برخی عوامل_مانند توانایی مهار شرایط مبهم و شناسایی فرصت‌ها_شاخص‌های روشنی برای موفّقیت در کارآفرینی هستند، این تحقیق یک ابزار معتبر و مطمئن به لحاظ آماری ساخت که می‌تواند برای عمیق‌تر کردن فهم ما هم درباره‌ی بنیان‌گذاران در مقابل غیر بنیان‌گذاران، و هم درباره‌ی تفاوت‌ها و شباهت‌های میان بنیان‌گذارانی که انواع مختلف کسب‌وکار را شروع می‌کنند و توسعه می‌دهند، میان بنیان‌گذاران مرد و زن، بنیان‌گذاران سریالی و بنیان‌گذاران تازه‌وارد و بنیان‌گذاران کشورهای گوناگون، استفاده شود.

علاوه بر این بررسی دقیق‌تر پرسش‌های منحصر به‌ فرد سازنده‌ی هر یک از فاکتورها، از رفتارها و مهارت‌های خاص_که به عنوان تفاوت‌های مشخصات کارآفرینانی که در حال راه‌اندازی انواع مختلف سرمایه‌گذاری با سوابق گوناگون هستند، به شمار می‌رود_ توصیف غنی‌تری ارائه می‌دهد.

برای نمونه، چشم‌انداز و تأثیرگذاری. اگرچه باور رایجی وجود دارد که رهبران بزرگ بصیرت و قدرت تأثیرگذاری بالایی دارند، پژوهشگران دریافتند که رهبران کارآفرین نسبت به رهبران متوسط اطمینان بیشتری به توانمندی‌های خود در این بعد دارند و رهبرانی که درون شرکت‌های تأسیس‌شده کار می‌کردند خودشان را بسیار پایین‌تر توصیف کردند.

بودجه‌بندی و مدیریت دارایی یک ممیز مبهم دیگر بود.

کراوس می‌گوید: «مدیریت دارایی مهارتی است که همه‌ی فارغ‌التحصیلان مدرسه‌ی کسب‌وکار هاروارد باید در به‌کار‌بردن آن اطمینان خاطر داشته باشند. اما میان فارغ‌التحصیلان مطالعه‌شده در آزمون، آن‌هایی که انتخاب کرده بودند که بنیان‌گذار باشند در مهارت‌های مدیریت دارایی‌شان_به‌ویزه آن‌هایی که به مدیریت جریان نقدی، افزایش سرمایه، و نظارت بر هیئت‌مدیره مربوط می‌شدند_به خودشان همان نمره‌ای را دادند که فارغ‌التحصیلان غیر بنیان‌گذار دادند.

او می‌افزاید: «اعتمادبه‌نفس در مدیریت مالی و افزایش سرمایه به طور ویژه در کارآفرینان مرد قوی بود. تحقیق آینده‌ی ما فراتر از فارغ‌التّحصیلان مدرسه‌ی کسب‌وکار هاروارد خواهد رفت که ما را قادر می‌سازد میان آن‌هایی که با یا بدون MBA فارغ‌التّحصیل شدند، مقایسه کنیم و اعتماد به ‌نفس در افزایش سرمایه و مدیریت مالی و طیف گسترده‌ای از مهارت‌های گوناگون میان بنیان‌گذاران و غیر بنیان‌گذاران را تشخیص دهیم.»

مدیریت کارای عملیات‌ها نیز یکی از فاکتورهای اساسی و البتّه مبهم بود. کراوس می‌گوید: «در حالی که ما می‌پنداریم که کارمندان درون سازمان‌های تثبیت‌شده اطمینان بیشتری به توانایی‌شان در مدیریت کارای عملیات‌ها داشته باشند، ناباورانه دیدیم که این که مشخصّه مجزا و متمایز از کارآفرینان است. همه‌ی کارآفرینان می‌دانند که باید هر چه بیشتر و بهتر با منابع هر چه کمتر کار کنند.»

تمایز کارآفرینان مرد و زن

مطالعه‌ی آزمایشی به پژوهشگران امکان داد که تمایزات جنسیتی را مورد آزمایش قرار دهند. درحالی‌که مردان و زنان خود را در بسیاری از ابعاد یکسان ارزیابی کردند، زنان در توانایی «مدیریت کارای عملیات‌ها» و «چشم‌انداز و تأثیرگذاری» به خودشان مطمئن‌تر بودند حال ‌آن‌ که مردان در «توانایی مهار شرایط مبهم» و «بودجه‌بندی و مدیریت دارایی» به خودشان اعتماد بیشتری داشتند. (جدول ۳)

تفاوت‌های میان بنیان‌گذاران مرد و زن در رهبری کارآفرینی

بنیان‌گذاران زن بنیان‌گذاران مرد
تفاوت معناداری ندارد تفاوت معناداری ندارد شناسایی فرصت‌ها
به صورت معناداری بالاتر چشم‌انداز و تأثیرگذاری
به صورت معناداری بالاتر توانایی مهار شرایط مبهم
تفاوت معناداری ندارد تفاوت معناداری ندارد انتصاب و برانگیختن یک گروه کسب‌وکار
تفاوت معناداری ندارد تفاوت معناداری ندارد تصمیم‌گیری کارا
تفاوت معناداری ندارد تفاوت معناداری ندارد شبکه‌سازی
تفاوت معناداری ندارد تفاوت معناداری ندارد همکاری و جهت‌دهی گروهی
به صورت معناداری بالاتر مدیریت عملیات‌ها
به صورت معناداری بالاتر بودجه‌بندی و مدیریت دارایی
تفاوت معناداری ندارد تفاوت معناداری ندارد فروش
تفاوت معناداری ندارد تفاوت معناداری ندارد ترجیح ساختار تثبیت‌شده

جدول ۳: تفاوت‌های میان بنیان‌گذاران مرد و زن در رهبری کارآفرینی

این تفاوت‌ها برای خود خانم کراوس، که سه برنامه‌ی کارآفرینی موفق را پی‌ریزی کرده است هم صادق بود.

او می‌گوید: «کارآفرینان زن موفقی که من می‌شناسم ایده‌های عالی بسیاری دارند و در ساختن یک چشم‌انداز قانع کننده که مردم را به کار وامی‌دارد بسیار خبره اند. آنان همچنین شدیدا در انجام کارهای بزرگ با منابع کم مهارت دارند. همین‌طور در مدیریت کارای عملیات‌ها فوق‌العاده اند. گفته می‌شود، همین زنان معمولا در پیش‌بینی اهداف مالی و افزایش دور قابل توجهی از سرمایه، محافظه‌کارترند و اگر هم چشم‌انداز بزرگی دارند، با این که از ابتدا بیان کنند که هدفشان قرار است به یک کسب‌وکار میلیارد دلاری تبدیل شود، کمتر راحت هستند.»

در واقع، تحقیق، مشاهدات مبنی بر این که زنان شرکت‌های بیشتری نسبت به مردان ایجاد می‌کنند، اما کمتر آن‌ها را به آن اندازه توسعه می‌دهند را تصدیق می‌کند.

بر اساس پژوهش پیشین او، این نتایج هم با تیم باتلر به دست آمد: «هنگامی که به ارزیابی شخصی افراد از مهارت‌های مالی‌شان می‌رسیم، زن‌ها بیشتر پیش می‌آید که به خودشان نمره‌ی پایینتری نسبت به نمره‌ی ناظران هدف بدهند. قطعا برای مربیان پیامدهایی خواهد داشت وقتی که اعتمادبه‌نفس پایینتر در مهارت‌های مربوط به مشاغل کارآفرینی، تبدیل به یک مانع بزرگ برای کارآفرینان بالقوه‌ی بااستعداد می‌شود.»

پژوهشگران امیدوارند که با جمع‌آوری اطلاعات بیشتر، فهمشان از رهبران کارآفرین مرد و زن را عمیق‌تر کنند.

تمایزات میان بنیان‌گذاران سریالی و بنیان‌گذاران تازه‌کار:

این تحقیق تأکید می‌کند که همه‌ی بنیان‌گذاران از یک جنس نیستند. همچنین تجزیه‌ و تحلیل داده‌های آزمایشی، تفاوت‌های مهم میان بنیان‌گذاران سریالی_آن‌هایی که چندین کسب‌وکار را رشد و توسعه دادند مانند الون ماسک[۸] (پی‌پال، تسلاموتورز، اسپیس ایکس)[۹] و عضو گروه تحقیقاتی‌مان، کراوس، (سیرکلز، اسپایر، پیچ)[۱۰] _ و بنیان‌گذاران تازه‌کار را افشا کرد.

یک تفاوت کلیدی در گروه تحقیق افشا کرد که: بنیان‌گذاران سریالی در مواجه با مسئله‌ی مدیریت شرایط مبهم و خطر مطمئن‌تر به نظر می‌رسیدند. کراوس می‌گوید: «این به این معنی نیست که آن‌ها از خطرکردن لذت می‌برند بلکه به نظر می‌رسد آن‌ها اعتمادبه‌نفس زیادی در توانمندی‌شان در دانستن چگونگی ریسک‌زدایی از کسب‌وکارشان و مدیریت ابهامات از ابتدای کار دارند.» (جدول ۴)

تفاوت‌های میان بنیان‌گذاران سریالی و بنیان‌گذاران تازه‌کار در رهبری کارآفرینی

بنیان‌گذاران تازه‌کار بنیان‌گذاران سریالی
به صورت معناداری بالاتر در همه‌ی آیتم‌ها شناسایی فرصت‌ها
تفاوت معناداری ندارد تفاوت معناداری ندارد چشم‌انداز و تأثیرگذاری
به صورت معناداری بالاتر در همه‌ی آیتم‌ها توانایی مهار شرایط مبهم
به صورت معناداری بالاتر در بعضی از آیتم‌ها انتصاب و برانگیختن یک گروه کسب‌وکار
تفاوت معناداری ندارد تفاوت معناداری ندارد تصمیم‌گیری کارا
به صورت معناداری بالاتر در بعضی از آیتم‌ها شبکه‌سازی
تفاوت معناداری ندارد تفاوت معناداری ندارد همکاری و جهت‌دهی گروهی
تفاوت معناداری ندارد تفاوت معناداری ندارد مدیریت عملیات‌ها
به صورت معناداری بالاتر در همه‌ی آیتم‌ها بودجه‌بندی و مدیریت دارایی
به صورت معناداری بالاتر در بعضی از آیتم‌ها فروش
هیچ تفاوت معناداری ندارد هیچ تفاوت معناداری ندارد ترجیح ساختار تثبیت‌شده

جدول ۳: تفاوت‌های میان بنیان‌گذاران سریالی و بنیان‌گذاران تازه‌کار در رهبری کارآفرینی

درحالی‌که داده‌ها برای با اطمینان گفتن این حرف، به اندازه‌ی کافی قوی نیستند، کراوس معتقد است که کارآفرینان سریالی معمولاً دوست دارند کسب‌وکار را جایی راه‌اندازی کنند که بیش‌ترین مخاطره را دارد و این به خاطر اعتماد به ‌نفس به توانایی‌شان در مدیریت شرایط مبهم است و شاید چون از این که ابهامات را به روشنی‌ها تبدیل کنند لذّت می‌برند.

معیارهای دیگری که کارآفرینان سریالی را از تک‌موردی‌ها جدا کرد اعتماد به ‌نفسشان در مهارت‌هایشان در ساختن شبکه‌ها، امنیت بخشیدن به بودجه‌بندی و مدیریت دارایی، و ایجاد راه‌های خلّاقانه برای شناسایی و استفاده از فرصت‌های بازار است.

فرصت‌های آینده

هر چه مردم بیش‌تری ارزیابی می‌شوند و مدرسه‌ی کسب‌وکار هاروارد مجموعه‌ داده‌ی غنی‌تری ایجاد می‌کند، دانش‌پژوهان، مربیان، کارآفرینان و کسانی که از آنان پشتیبانی می‌کنند می‌توانند بینش‌ها را پرورش دهند و بازدهی‌هایی داشته باشند.

کراوس توضیح می‌دهد: «رهبران کارآفرینی‌ای که ما شناسیم دائماً دنبال ابزارهایی می‌گردند که به آنان کمک کند شناخت بهتری از خودشان به دست آورند تا موثّرتر واقع شوند؛ این ابزار قرار است به طور منحصر به ‌فردی مفید باشد چرا که به طور خاص برای این طراحی شده که به کارآفرینان کمک کند فهم عمیق‌تری از مهارت‌ها و رفتارهایی که برای موفّقیت نیاز دارند به دست آورند.»

علاوه بر این، پژوهشگران خواهند توانست داده‌ها را بر اساس سن، جنسیت، کشور، صنعت، اندازه‌ی شرکت، سرعت رشد و نوع کسب‌وکار بیازمایند تا به گفته‌ی اپلگیت: «محدوده‌ی کامل مهارت‌ها و رفتارهای رهبری کارآفرینی و این که گونه‌های مختلف کارآفرینان چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی دارند را بفهمند؛ این بینش‌ها ما را قادر می‌سازد که در تعلیم کارآفرینان، طراحی دوره‌های کارآموزی و ارائه‌ی مشاوره‌ی لازم، بهتر کار کنیم.»

داده‌ها همچنین برای شناخت مهارت‌ها و رفتارهای مورد نیاز برای برانگیختن رهبران کارآفرینی در شرکت‌های تأسیس‌شده و فهم این که چگونه یک رهبر کارآفرینی به سازمان‌دهی نوآوری در سرتاسر چرخه‌ عمر یک کسب‌وکار_از راه‌اندازی تا اوج_ادامه می‌دهد، مفید باشد.

اپلگیت می‌گوید: «امروزه من اغلب می‌بینم که خلّاقیت و نوآوری در روزهای ابتدایی کسب‌وکار بسیار متداول است ولی هرچه شرکت بزرگتر می‌شود، کم‌رنگتر می‌شود. ولی به‌ جای جایگزین‌کردن کارآفرینان با مدیران حرفه‌ای، ما باید اطمینان حاصل کنیم که رهبری کارآفرینی و خلّاقیت در همه‌ی سازمان‌ها، در سطوح گوناگون، وجود دارد. ما امیدواریم پژوهش ما کمک کند رفتارها و مهارت‌های لازم شناسایی شوند و به‌تدریج مهارت‌ها و رفتارهای رهبری کارآفرینی شرکت‌ها را در هر اندازه‌ای، صنعتی و هرجای دنیا دنبال کنیم.»

نسبت به اهمّیت حیاتی رهبران کارآفرینی در راندن اقتصاد و پیشرفت دادن جامعه، فهم اندکی از آنان وجود دارد. داده‌ها و تجزیه‌‌هایی که از مدرسه‌ی کسب‌وکار هاروارد به دست آمده بینش‌های مهمی را ایجاد می‌کند که می‌تواند این پرسش را پاسخ دهد، «چه چیزی یک رهبر کارآفرینی موفّق می‌سازد و من چگونه می‌توانم یک رهبر کارآفرینی موفّق بشوم؟»

مترجم: وحید غفوری

توسّط: مدرسه‌ی کسب‌وکار هاروارد

[۱] HBS

[۲] Lynda Applegate

[۳] Janet Kraus

[۴] Timothy Butler

[۵] Bill Gates

[۶] Steve Jobs

[۷] Sheila Lirio Marcelo

[۸] Elon Musk

[۹] PayPal, Tesla Motors, SpaceX

[۱۰] Circles,Spire,peach

منبع: رهنُمون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *