آنچه دانشجویان نیاز دارند از کارآفرینی بدانند

این روزها کالج­ها و دانشگاه­ها در حال طراحی دوره­‌هایی مختص دانشجویان علاقه­مند به یادگیری چگونگی ایجاد شرکت­‌ها هستند. در واقع این کلاس‌­ها و دوره‌ها که مهارت­‌های استارت­آپی[1] را آموزش می­دهند مورد تقاضا هستند و برگزاری آنها چیزی است که هر دانشگاه با ارزشی بایستی داشته باشد.

براساس گفته‌­های اسکات پترسون، مدیر مرکز کارآفرینی و تکنولوژی دانشگاه Brigham Young، امروزه دانشجویان درباره زندگی بعد از فارغ‌التحصیلی می­اندیشند و احساس می­کنند که مهارت­‌های کارآفرینی در هر حوزه‌ه­ای که به دنبال آن بروند، به آن­ها کمک می­کند. ریشه­‌ی این موج جدید، با ضربه­‌ی سنگین ورشکستگی اقتصادی سال‌­های 2008 و 2009 و ناتوانی طولانی مدت مردم از یافتن شغل­‌های هدفمند، به وجود آمد. به گفته­‌ی پترسون، آموزشکده­‌هایی که برنامه­‌های کارآفرینی را برگزار نکنند، تحت فشار قرار خواهند گرفت تا در نهایت این برنامه­‌ها را توسعه دهند.

موسسه­‌ی FORBES با تعدادی از مربیانی که مبانی کارآفرینی را در کالج­‌های ایالات متحده تدریس می­کنند، مصاحبه کرد و از آن­ها پرسید که بنیان­گذاران استارتاپ‌ها دقیقا به دانستن چه چیزی نیاز دارند تا موفق شوند؟ این­ها مواردی است که آن­ها گفته­‌اند:

مانند یک کارآفرین فکر کن

پول در آوردن یعنی شناسایی یک بازار و برنامه­‌ی Brigham Young در ابتدا این موضوع را تدریس می­کند. به گفته­‌ی پترسون دانشجویان بایستی یاد بگیرند که چگونه چیزی که هم­‌اکنون در حال انجام است را مشاهده و تحلیل نمایند و حفره‌ها و شکاف­‌های این سرویس‌­ها چیست؟ و چگونه چیزی را اختراع کرده و ارائه دهند که منحصر به فرد و متمایز باشد؟

ملیسا کرونز از جدیدترین بخش کارآفرینی دانشگاه Northwestern (یعنی بخش The Garage) می­گوید که “اصلی‌ترین چیزی که من سعی می­کنم در اینجا تدریس کنم تفکر کارآفرینانه است”. “چیزی که من عمیقا باور دارم این است که صرف نظر از اینکه این دانشجویان قرار است چه کاره شوند – یک دکتر، یک وکیل، یک معلم یا یک روزنامه نگار- مهارت­‌هایی که آن­ها یاد می­گیرند مانند خلاقیت در حل مسأله و چگونگی تبلیغ یک ایده و چگونگی اقدام به یک کار، در هر کاری که انجام دهند به آن­ها کمک خواهد کرد و در واقع، یک نیاز حیاتی برای آینده است.

انتخاب شریک

به گفته­‌ی کرونز، استخدام یک تیم و یافتن یک بنیانگذار دیگر، از مهم­ترین تصمیماتی است که کارآفرینان می­گیرند. کرونز می­گوید: انتخاب یک بنیان‌گذار به اندازه انتخاب همسر اهمیت دارد. این فرد، شخصی است که شما زمان بسیار زیادی را با او سپری می­کنید و قصد دارید یک کسب و کار را همراه او راه­‌اندازی کنید- شما می­‌خواهید یک حساب بانکی را با آن­ها به اشتراک بگذارید. زمان­های خوب و بدی در کنار یکدیگر خواهید داشت، بنابراین انتخاب شخصی که می­‌خواهید به همراه او، از همه­‌ی این موارد عبور کنید، بسیار مهم است. فکر نمی­کنم هرکسی متوجه تمامی ابعاد این انتخاب مهم باشد.

 ارائه کردن ایده را یاد بگیر (Pitching)

زمانی که یک کسب و کار را آغاز می­کنید یا زمانی که در حال افزایش سرمایه هستید، ارائه کردن ایده و مدل کسب‌وکار بخش بزرگی از برقراری ارتباط با دیدگاه شماست. به گفته­ی کرونز، جوانان که کارآفرینان آینده هستند، بایستی یاد بگیرند که چگونه این کار را انجام دهند، به این معنی که چطور کوتاه و مختصر توضیح دهند. اغلب زمانی که دارید روی یک ایده یا استارت آپ کار می­کنید، شما گرفتار همان جزئیاتی هستید که زمانی که سعی دارید برای کسی توضیح دهید، درگیر آن­ها می­شوید.

تفاوت بین یک ایده و یک فرصت

این موضوع تمایز مهمی است که یک کارآفرین تازه­‌کار بایستی به سرعت از آن آگاه شود. به گفته­ی پروفسور کارولین دنیلز از دانشگاه Babson که بنا بر The Princeton Review، در سال گذشته کارآفرین­‌ترین آموزشکده برای دانشجویان بوده است، مردم زیادی ایده­‌هایی برای کسب و کار دارند، اما چیزی که ما به آن­ها آموزش می‌­دهیم این است که یک فرصت، برای اینکه دوام یابد، بایستی ساختاری این چنینی داشته باشد که آیا بازاری وجود دارد؟ مشتریان آن چه کسانی هستند؟ آیا می­توانند چیز با ارزشی را به مشتریان ارائه دهند؟

برنامه­‌ی Babson دانشجویان را وارد دوره‌­های بنیادین مدیریت و کارآفرینی می­نماید و به آن­ها اجازه می‌­دهد که تیم­‌ها و کسب‌وکارهای کوچکی تشکیل دهند. هر تیم 3000 تا 3500 دلار (که در نهایت بازپرداخت می­شود) دریافت می­‌کند تا شرکت خود را راه‌­اندازی نماید. همه­‌ی سود آن صرف امور خیریه می­‌شود اما دانشجویان تجربه کسب می­کنند.

 

آزمایش زودهنگام

به گفته­‌ی دنیل، قبل از اینکه یک موفقیت بزرگ ایجاد کنید، سعی کنید که یک موفقیت کوچک خلق کنید. فهمیدن اینکه آیا مشتریان تمایل دارند که برای محصول شما پولی بپردازند در حقیقت اولین سوالی است که کارآفرینان بایستی بتوانند به آن پاسخ دهند. روی آزمایشات زودهنگام، سرمایه گذاری کنید تا دریابید که ایده­‌ی شما کار می­کند یا نه. این فاز آزمایشی – یعنی ایجاد یک نمونه مشابه و امتحان کردن آن با مشتریان- واقعا ضروری است.

به گفته‌­ی دنیل کار دشوار اولیه برای بررسی اینکه آیا یک محصول بازار دارد یا نه، ممکن است به مقدار جزئی راه‌­اندازی را کند نماید، ولی می­‌تواند در دراز مدت باعث صرفه­‌جویی در زمان شود. آن­ها به جای اینکه چیزی را روانه بازار کرده و سپس دریابند که بایستی کار را دوباره انجام دهند، یاد می­گیرند کجا تمرکز کنند و سپس تلاش می­کنند.

شکست گاهی اوقات خوب است

همانطور که بسیاری از کارآفرینان تأیید می­کنند، شکست و درس­‌هایی که می­‌دهد، می­تواند از آموزنده‌­ترین تجربیاتی باشد که یک بنیان­‌گذار کسب و کار می­تواند به دست آورد. یکی از مهم­ترین چیزها درباره­‌ی یادگیری مهارت­‌های استارت­آپی در محیط کنترل شده‌­ی یک برنامه­‌ی آموزشی این است که به دانشجویان اجازه می­دهد تا از شکست­ های نابودکننده­ ای که در یک دنیای تجاری بزرگ­تر، می­تواند آن­ها را به یک مسیر غیرقابل جبران وارد کند، اجتناب کنند. به گفته­ ی دنیل: اگر شما آزمایش کنید و در همان ابتدا و به دفعات زیاد شکست بخورید، احتمال اینکه یک مرتبه شکست بزرگی بخورید، کمتر است.

اعداد می­توانند دوست شما باشند

هدایت یک کسب و کار به چیزی بیش از پوشیدن یک پیراهن یقه اسکی مشکی و آوردن ایده­های درخشان، در حالیکه با انگشت شصت چانه­ ی خود را می­ فشارید (این موضوع اگر می­توانید اعداد را بخوانید به شما کمک می­کند)، نیاز دارد. بنا به گفته­ ی دنیل، هرکسی قرار نیست نابغه­ ای برای تأمین مالی شرکت باشد، اما برنامه­ ی درسی Babson به دانشجویان یاد می­دهد که چگونه ورودی و خروجی پول را مدیریت کنند. هرگاه شما در حال فروش باشید و هزینه­ های خود را نیز مشاهده کنید، دیگر این اعداد برای شما یک تمرین دانشگاهی نخواهند بود و داستان­ هایی برای گفتن دارند.

همانطور که یاد می­گیرید، ریسک­ها را کاهش دهید

دکتر توماس لیونز، رئیس مرکز کارآفرینی کالج Baruch، می­گوید: برای اینکه یاد بگیرید چطور کاهش ریسک­ ها را در دنیای واقعی انجام دهید، ضرری ندارد که در یک دنیای غیرواقعی این کار را انجام دهید. برنامه­ی Baruch دانشجویان را در یک برنامه­ ی آگاهی، شبیه­ سازی[2] قرار می­دهد که در آن، دانشجویان با استفاده از تکنولوژی بازی، در شرایط تشکیل یک شرکت و آزمودن مهارت­ هایشان در یک اقتصاد آنلاین و مجازی قرار می­گیرند. این محیط، یک نظام اعتباری مجازی و دیگر جنبه­های یک اقتصاد را ایجاد می­کند تا دانشجویان، ایده ­های خود را در آنجا پیاده­سازی کرده و یک کسب و کار مجازی بیافرینند. آن­ها این موارد را در یک محیط شبیه­سازی شده انجام می­دهند.

احتمالا می­توانید زمانی که از کلاس خارج می­شوید، کارآفرینی آموزش دهید

لیونز اینگونه می­گوید که: زمانی که اولین بار کارآفرینی به یک رشته­ تبدیل شد، تئوری غالب این بود که کارآفرینان، کارآفرین به دنیا آمده ­اند و ویژگی­ های ذاتی و شخصیتی دارند که آن­ها را به موفقیت می­ رساند. اما تحقیقات، بی ارزش بودن این تئوری را تا حد زیادی نشان داد، چرا که هیچکس یک ویژگی ذاتی که در تمام کارآفرینان مشترک باشد، پیدا نکرده است. بنابراین ما از این ایده که افرادی را پیدا کنیم که می­توانند کارآفرینان موفقی شوند و به آن­ها کمک کنیم، به سمت این ایده حرکت کردیم که کارآفرینان را رشد دهیم.

همچنین لیونز توضیح داد که چطور راه­ های یادگیری متفاوت کارآفرینان یا راه­ های متفاوت و ترتیب مختلف پردازش اطلاعات و هوش عاطفی می­تواند فاکتورهایی در تعیین این باشد که چه کسی ژن استیو جابز را دارد.  تحقیق در مورد این احتمالات همچنان ادامه دارد. چیزی که مورد قبول است این است که مربیان بایستی دانشجویان را در محیط­ هایی قرار دهند که دانشجویان دست به کار شوند. لیونز می­گوید که نمی­ توانید فقط درباره­ ی کارآفرینی سخنرانی کنید. شما بایستی به افراد این فرصت را بدهید تا تمرین کنند و تمرینات یا شرایط دنیای واقعی را داشته باشند. باید به آن­ها اجازه دهید تا مشابه کارآفرینان موفق عمل کنند.

پترسون از BYU، برای مشاوران دسترسی به یک بخش مهم از برنامه­ی آموزشکده­ اش را قرار داده است. پترسون می­گوید که به نظر من، برای اینکه دوره­ های کارآفرینی دانشگاه­ ها مناسب باشد، دانشگاه­ه ا بایستی ترکیبی از آموزش آکادمیک و آموزش تجربی را داشته­ باشند. کارآفرینی به طور ریشه­ ای، یک آموزش تجربی است.

 

نویسنده: Karsten Strauss

 

 

[1] Start-up

[2] incubation

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. زمینه های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *