درس‌هایی که هر کارآفرین دانشگاهی باید بداند

هیچ زمانی بهتر از دوران دانشگاه برای شروع کسب‌وکار  نیست. در این سن تا حدی بزرگ شده‌اید که بدون کمک پدر و مادر خود درخواست کارت بانکی بدهید و آنقدر جوان هستید که چیزی برای از دست دادن نداشته باشید و می‌توانید به هر چیزی برسید.

در دانشگاه، داشتن کسب و کار فرعی که موجب کسب درامد جزئی هفتگی شود خیلی خوب به نظر می‌رسد. اگر این مقدار بیشتر هم باشد که چه بهتر.

پس از دانشگاه، داشتن کسب‌وکاری که تنها درامدی جزئی در هفته برایتان به همراه داشته باشد به این معنا است که اساسا بیکارید و وابسته به خانواده زندگی می‌کنید. این مقدار اگر بیشتر باشد، تازه یعنی از پس مخارج/هزینه‌های زندگی به سختی برمی‌آیید، و شاید آرزو کنید که مثل همتای کاری خود چک حقوق ماهیانه ثابتی داشته باشید.

در دانشگاه، شکست خوردن در کسب‌وکار تجربه خوبی برایتان خواهد شد تا آن را برای دیگران تعریف کنید. پس از دانشگاه، شکست خوردن در کسب‌وکار هنگام پرداخت صورت حسابها و قبوض مختلف که باید آنها را پرداخت کنید می‌تواند کاملا ویران‌کننده باشد.

 

چرا به یک شغل “واقعی” نیازی ندارید حتی اگر در کسب‌وکار دانشگاهی خود شکست خورده باشید

وقتی 21 سال داشتم، کسب‌وکار تجارت الکترونیک که پشتوانه مخارج من در دبیرستان و دانشگاه بود شکست خورد. به جای مصمم‌تر شدن و ادامه مسیر برای ساخت یک کسب‌وکار دیگر، کارآفرینی را رها کردم. یک سال در بانک کار کردم سپس به دانشکده حقوق رفتم، چون داشتم به این می‌رسیدم که با حرف زدن کاری پیش نمی‌رود- و باید “تجربه کاری واقعی” و “شغل واقعی” داشته باشم.

پس از اینکه در 25 سالگی از دانشکده حقوق فارغ التحصیل شدم، دوباره وارد مسیر کارآفرینی شدم، اما سخت‌تر از آنچه فکرش را می‌کردم بود. الان که 31 سال سن با یک دهه تجربه دارم، می‌توانم تشخیص دهم که اشتباهاتم من در کسب‌وکار دانشگاهی‌ام چه چیزهایی بود. این نکات را می‌توانم به فردی مثل خودم در سن 21 سالگی ارائه کنم.

مردم شما را جدی نمی‌گیرند اما مسئله‌ای نیست

بیشتر مردم اگر بخواهید پس از دانشگاه یک کارآفرین باشید شما را جدی نخواهند گرفت مگر اینکه مارک زاکربرگ باشید. زیاد با این جمله مواجه خواهید شد که “این پروژه بسیار عالی است. شغل اصلی خودت را کی شروع می‌کنی؟”

تا به این نقطه در زندگیتان احتمالا بیشتر به گفته‌های افراد قدیمی‌تر باور داشتید. ممکن است وسوسه شوید و گاهی اوقات فکر کنید حق با آنها است و باید یک شغل “واقعی” داشته باشید- به خصوص اگر کسب و کارتان دچار مشکلات و چالش‌های زیادی شده باشد.

شاید با خود فکر کنید که “باید انرژی خود را صرف پیدا کردن شغل خوبی برای پس از دانشگاه کنم” زیرا بسیاری از مردم همین‌ها را زیر گوشتان زمزمه می‌کنند، اما اصلا لزومی نیست که به آنها گوش دهید.

به افرادی که کسب و کار شما را جدی نمیگیرند عادت کنید. به بی خیال بودن نسبت به این مردم عادت کنید چون پس از دانشگاه کار برایتان ساده تر نمی‌شود.

پس از دانشگاه حتی پرداخت صورت حسابها با درآمد از کسب و کار خودتان کافی نیست- هنوز هم مردمی هستند که می‌گویند “کار خوبی است اما اگر شکست بخوری، چیزی نداری که روی آن حساب کنی” تا وقتی که موفقیت خود را با قدرت نشان دهید، کسی شما را در نقش کارآفرین جدی نمی‌گیرد.

کارآفرینان صرفا با داستانهای شغلی معمولی تناسب ندارند و بنابراین نمی‌توانند مشاوره‌های شغلی معمولی را بپذیرند. متواضع باشید و دیدگاه های مختلفی را بررسی کنید، اما اگر فردی که به شما مشاوره زندگی می‌دهد کاری که شما می‌خواهید نمی‌کند، پس شاید مشاوره آنها برایتان مناسب نباشد.

نیاز ندارید برای یادگیری اجازه بگیرید

سیستم آموزشی ما دانشجویان را در شرایطی قرار می‌دهد که باور کنند اگر در یادگیری موضوعی، امتحانی در کار نباشد، آن موضوع ارزش یادگیری ندارد. ما یاد می‌گیریم وقتی بزرگ شدیم مدرکی که با آن فارغ التحصیل می‌شویم تعیین می‌کند چه کسی می‌توانیم باشیم. در نتیجه، وقتی بیشتر ما با موقعیتی مواجه می‌شویم که مرزهای دانش خود را آزمایش کنیم، عقب نشینی می‌کنیم و از آن موقعیت دور می‌شویم.

در زمان تحصیل در دانشگاه، بارها با مشکلات تجاری مواجه شدم که نمی‌دانستم چطور باید این مسائل را حل کنم و اغلب اوقات فقط می‌پذیرفتم بعضی مسائل را نمی‌دانم. شانس‌های زیادی را برای بهبود بخشیدن مهارت‌هایم و پیشرفت کسب‌وکارم از دست دادم.

به عنوان یک کارآفرین، نمی‌توانید منتظر اجازه برای یادگیری باشید. نمی‌توانید منتظر مدرک تحصیل مناسبی باشید. وقتی با مشکلی مواجه شدید که نمی‌دانید چطور باید آن را حل کنید- این حقیقت که هیچ مدرک تحصیلی ندارید یا کلاس‌های مناسبی برای کسب‌وکارتان نگذراندید، نباید حتی به ذهنتان خطور کند.

به جای پذیرش محدودیت‌های دانش خود، لازم است به طور دائم مشغول یادگیری باشید. اگر نمی‌دانید از کجا شروع کنید، در اینجا راه‌های ساده‌ای برای یادگیری مهارت‌های کسب‌وکاری به شما ارائه می‌کنیم.

  • گوگل دوست شما است. شاید متن‌های نه چندان مفیدی را هم ببینید و بخوانید اما بسیاری از مواقع مطالب ارزشمندی را خواهید یافت.
  • با دانشجویان کارآفرین دیگر صحبت کنید و به یکدیگر کمک کنید. شبکه پشتیبان بسازید.
  • وبلاگ و مقالات معتبر افرادی را بخوانید که به آنچه شما می‌خواهید به آن دست یابید دست یافته‌اند.
  • به بسته‌های صوتی تجاری و بازاریابی گوش دهید.
  • کسب‌وکارهای موفق را پیدا و راه‌های موفقیت آنها را بررسی کنید. دوباره، گوگل دوست شما است.
  • به انجمن‌های تبادل نظر آنلاین برای کارآفرینی ملحق شوید.
  • کتاب و بیوگرافی‌های تجاری را از کتابخانه قرض کنید.
  • مجموعه ویدئویی چگونه یک استارتاپ بزنید (How To Start A Startup) را از استنفورد ببینید.
  • یک منتور داشته باشید.

به یادگیری ادامه دهید درحالی‌که مشغول کسب‌وکار خود هستید و در واقع قبل از اینکه مسئله‌ای را بفهمید، اطلاعات زیادی خواهید داشت.

اگر آنقدر خوش شانس هستید که فرد موفقی را پیدا کنید که تمایل دارد تجارب خود را با شما به اشتراک بگذارد، به خاطر داشته باشید که دانشگاه مثل حباب کوچک امنی است که استادان به شما می‌گویند “هیچ سوال احمقانه‌ای وجود ندارد” و هرچه بخواهید می‌توانید بپرسید. در واقعیت اما:

– سوالاتی هستند که بی اطلاعی شما را نشان می‌دهند.

– سوالاتی هستند که صرفا جالب نیستند.

– سوالاتی هستند که به آنچه سعی دارید بسازید ربطی ندارند.

– سوالاتی هستند که نامناسب هستند.

مسئله این نیست که سوالات احمقانه وجود ندارند، مسئله این است که در دانشگاه، هیچ عواقبی برای پرسیدن سوالات احمقانه وجود ندارد.

حقیقت این است که بیشتر کارآفرینان موفق دوست دارند دانش و تجربه خود را (به خصوص با دانشجویان) به اشتراک بگذارند، اما همچنین سرشان آنقدر شلوغ است که نمی‌توانند به کسی که به آنها کمک نمیک‌ند، کمکی کنند. مهارت‌هایی که برای موفق بودن در دانشگاه از آنها استفاده می‌کنیم مهارت‌هایی نیستند که برای موفق بودن در کسب‌وکار به دردتان بخورند.

در دانشگاه، پیشرفت شما، به توانایی شما در دنبال کردن معیارهای موفقیتی که توسط فرد دیگری طرح شده‌اندبستگی دارد. این مسئله شامل یادگیری‌هایی که صرفا برای شرکت درامتحان و حفظ کردن مطالب است می‌شود. دانشگاه به شما یاد می‌دهد چطور در تکرار اطلاعاتی که به شما می‌دهند بهترین باشید.

مشکل اینجا است که در کسب‌وکار هیچ کس به شما نمی‌گوید که چه کار کنید. اینکه منتظر باشید کسی به شما بگوید باید چه کار کنید مسیری است که راه به جایی ندارد.

دانشگاه به شما آموزش می‌دهد بیندیشید پرمشغله بودن و انجام کارهای خسته کننده خوب است. شما آموزش می‌بینید پیشرفت در کاری را به صورت خطی مبتنی بر برنامه‌های زمانی فردی دیگر ببینید.

اما اگر یک کارآفرین باشید، پرمشغله بودن با بهره‌وری از نظر شما متفاوت خواهد بود. اگر یک کارآفرین باشید و خودتان را در حال انجام کارهای تکراری ببینید، نشانه آن است که نیازمند آن هستید تا کار خود را منظم کنید و فرد دیگری را استخدام کنید. اگر یک کارآفرین باشید و کسب‌وکارتان پتانسیل رشد نمایی را نداشته باشد، پس ضروری است دوباره در مورد مدل کسب‌وکار خود فکر کنید.

در اسرع وقت می‌توانید (باید) افرادی را استخدام کنید

این مورد واضح است، اما یکی از بزرگترین دلایلی که کسب و کار من از هم پاشید این بود که اصرار داشتم همه کارها را خودم به تنهایی انجام دهم. سرانجام، تمامی فشارامتحانات نهایی و میزان زیاد سفارشات در تعطیلات موجب فروپاشی کسب‌وکار من شد. چون کسی را برای کمک نداشتم، این مسئله باعث شد کار ناتمام زیاد و مشتریان عصبی بسیاری اطرافم ببینم.

آنقدر درآمد داشتم که بتوانم کارم را ساماندهی و افرادی را برای کمک استخدام کنم. دانشگاه شبکه عظیمی از نیروی کار را به شما ارائه می‌کند که می‌توانید آنها را با هزینه کمتر استخدام کنید، ولی ایراد کار آنجاست که این نیروی کار در دوران امتحانات و تعطیلات بهاره غایب می‌شوند.

حتی اگر دانشجویان را استخدام نکنید یا درآمدی برای پشتیبانی تمام وقت از کارکنانتان نداشته باشید، در اقتصاد امروز، نیروهای فریلنسر با استعداد زیادی نسبت به قبل در دسترس هستند و بسیاری از آنها با نرخ بسیار مناسبی متعهد به انجام کار می‌شوند.  درحال حاضر حدود 54 میلیون امریکایی فریلنسر هستند. با سایتهایی مثل Upwork, freelancer یا حتی Fiverr در تماس باشید تا بتوانید این افراد را پیدا کنید.

برای کارآفرینی دانشگاهی هیچ وقتی بهتر از این دوران نبوده است

برای کارآفرینی دانشگاهی هیچ وقتی بهتر از این دوران نبوده است. دیگر نیازی نیست سرورها را خودتان بسازید یا از بانک تقاضای حساب اعتباری کسب‌وکاری کنید. نیازی نیست با HTML آشنایی داشته باشید. دامین‌ها 10 دلار هزینه دارند. رسانه‌های اجتماعی محتوای شما را بین مردم به راحتی توزیع می‌کند. وب‌سایت‌ها، پادکست‌ها و دوره‌های آموزشی هستند که به صورت مجازی مهارت‌های بازاریابی دیجیتال را به شما آموزش می‌دهند.

بهتر از همه اینکه، افراد با خرید آنلاین کالا آشنا و راحت هستند- زمانی بود که بیشتر افراد میت‌رسیدند از کارت بانکی خود در درگاه‌های آنلاین استفاده کنند.

اگر در دانشگاه تحصیل می‌کنید و برای خود کسب‌وکاری راه انداخته‌اید (یا به شروع کسب و کار فکر می‌کنید)، مسیر هیجان انگیزی در پیش دارید. مطمئن باشید، اشتباهاتی خواهید داشت و در این مسیر شکست هم می‌خورید اما این شکست‌ها بسیار ارزشمند خواهند بود.

 

نویسنده: James Pollard

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. زمینه های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *