گفتگو با آقای مهندس جواد جعفرلو

گفتگو با آقای مهندس جواد جعفرلو
دانش‌آموخته­ی مهندسی مخابرات ورودی 1373
مدیرعامل شرکت ارتباطات کنترل فراگستر
تلفن: 88172353
Email: avad@ecfir.com 

خودتان را معرفی کنید و بفرمایید در چه مقطع تحصیلی در دانشگاه شریف بودید؟
من جواد جعفرلو هستم، سال 73 در رشته­ی مخابرات در دانشگاه شریف پذیرفته شدم و سال 78 مقطع کارشناسی‌ارشد را در همین رشته در دانشگاه شریف گذراندم و سال 81 فارغ‌التحصیل شدم.

آقای مهندس شرکت “ارتباطات کنترل فراگستر” را در چه سالی تأسیس کردید؟ آیا شما جز مؤسسین آن بودید یا میان راه جذب شدید؟
من یکی از مؤسسین و سهام‌داران شرکت هستم، این شرکت سال 81 ثبت رسمی شد و فعالیت خود را شروع کرد و من از همان سال تأسیس به عنوان مدیرعامل شرکت منصوب شدم. زمینه‌ی فعالیت اصلی شرکت راه‌حل­‌ها  خدمات در قالب سیستم‌های حمل و نقل هوشمند است.
در ابتدای تأسیس شرکت کار در قالب یک گروه سه نفره از دوستان انجام می‌­شد، ولی یک سال پیش یکی از دوستان که از بچه‌­های شریف هم بودند از ما جدا شدند و به آمریکا رفتند. شرکت در زمان تأسیس یک گروه 4 نفره با احتساب یک کارمند عمومی بود ولی امروز حدود 22 نفر پرسنل داریم.

آیا شما نقش محوری را در تأسیس این شرکت داشتید؟
تا حدودی بله، چون اساس کارهای شرکت سیستم­‌های حمل و نقل هوشمند است که به دانش مخابراتی احتیاج دارد چرا که شما با تجهیزاتی درگیر هستید که به شکلی تجهیزات مرتبط با GPS یا رادارها است و بعضاً قسمت­‌های الکترونیکی که مربوط به سیستم‌­های ترافیک شمار است و اینها طبیعتاً یک پیشینه‌ی رشته‌ی برق یا الکترونیک را لازم داشت که رشته­‌ی من بود. مؤسسین این شرکت سه نفر بودیم، من که رشته‌ی مهندسی برق را خوانده بودم، یکی دیگر از دوستان که الان ایران نیستند بحث نرم‌افزار ما را دنبال می‌­کردند چرا که تمام نرم‌افزارهایی که در شرکت استفاده می­‌شود را خودمان نوشتیم و نفر سوم یکی از دوستان دیگر بود که بحث بازرگانی را پشتیبانی می­‌کردند. ایشان فارغ‌التحصیل سوئیس هستند و مدتی به ایران برگشته بودند جذب شرکت شدند و همکاریمان را با هم شروع کردیم، به لطف خدا تا امروز هم رضایت بخش بوده است.

آقای مهندس آیا شرکت رقیبی هم در ایران دارید؟ شرکت­‌های مشابهی که این کار را  انجام بدهند؟
سال 81 که ما شروع کردیم در این زمینه شرکت‌­های زیادی در ایران فعال نبودند. در واقع اصلاً سیستم حمل و نقل هوشمند به این معنی که امروز وجود دارد شاید مقوله‌ایست که طی این ده سال اخیر در دنیا جا افتاده و یک مقدار سعی شده از سیستم‌های ابتدایی به سیستم‌­هایی با هدف روان­‌سازی حمل و نقل، افزایش امنیت و مدیریت بهینه‌ی حمل و نقل برسیم. اینها سیستم­‌های جدیدی در دنیا هستند دلیل اصلی نبود آنها هم این بوده که زیرساخت­‌های لازم برای این مجموعه نیاز است مثل شبکه‌­های مخابراتی خیلی بزرگ و گسترده که در اختیار نبوده‌­اند.
در ده سال اخیر روی حمل و نقل هوشمند خیلی کار شده است، سال 81 این سیستم‌­ها به آن شکل در ایران در واقع که ما فعالیت اصلی‌مان را شروع کردیم نبود ولی به مرور زمان شرکت­‌های مختلفی ایجاد شدند به گرایش‌­های مختلف این شاخه وارد شدند، ما الان در بخش حمل و نقل­‌های هوشمند مثل سیستم­‌های مدیریت ناوگان را داریم که البته زمینه‌ی کاری ما یک مقدار خاص­تر شده است، شرکت­‌های زیادی الان در ایران وجود دارند که در این صنعت مشغول به کار هستند و محصولاتی را ارائه می‌کنند ولی عموماً محصولات کاملی را ارائه نمی­‌کنند مثلاً نرم‌افزار خوب یا  نرم‌افزار متناسب با بازار ایران ندارند ولی در مجموع شرکت‌­هایی که به عنوان شرکت رقیب حساب می‌­شوند ولی معمولاً زیاد جدی نبودند.

نتوانستند بازار کارشان را پیدا کنند؟
برای ماندگاری باید شناخت خوبی از بازار داشته باشیم ما خوشبختانه این دوستمان که عرض کردم دوره­‌های بازگانیشان را در سوئیس گذراندند و در زمینه‌ی بحث بازاریابی خیلی آدم مطلع و باسوادی هستند و در واقع توانستند این گوشه­‌ی کار را بگیرند، ما سعی کردیم اول یک شناخت خیلی خوب از بازار داشته باشیم بعد از این بتوانیم محصولاتمان را معرفی بکنیم. یکی از کارهای ما در این 8 سال اخیر در ناوگان حمل و نقل بین‌المللی را با سیستم‌های مدیریت online تجهیز کردیم یعنی تمام کامیون­‌هایی که از ایران خارج می­‌شوند به هرجای دنیا، غرب­‌ترین جای اروپا یا حتی آسیای شرق که می­‌روند  به صورت آنلاین ردیابی و مدیریت می­‌شوند مثلاً شرکت‌هایشان اطلاع‌رسانی می­‌شود، صاحب بار و صاحب کالا، کسانی که در این لوپ هستند حتی بعضاً اتفاق‌­های ناخواسته در کشوری بیفتد پلیس آن کشور مطلع می‌­شود، مثلاً ماشینی چنین مشکلی برایش پیش آمده، اخیراً در اخبار شنیدید که سه راننده را با ماشینشان در کشور سوریه دزدیدند، خیلی راحت توانستند ردیابیشان بکنند و ماشین را پیدا بکنند حتی راننده را گروگان گرفته بودند ولی حداقل به ماشین­‌ها و باری که در ماشین بود رسیده و توانستند به موقع نجاتشان بدهند، مسائل این چنینی وجود دارد که مقدار زیادی به امنیت­‌ها و ذهنیت­‌هایی که برای فاکتورهای حمل و نقل خوب لازم هست کمک می‌­کند درنتیجه کارهایی این­چنینی و در این سبک و زمینه یک سری نیازهایی دارند، شرکت­‌ها که روز اول می‌­آیند به این چیزها فکر نمی­‌کنند و این همان چیزهای خاصی است که شرکت باید در همان لحظه سیستم جواب­گو باشد، در غیر این صورت در حالت عادی همه‌ی سیستم‌­ها کار می­‌کنند.

آقای مهندس آیا شرکت­‌های خارجی هم در این حیطه فعالیت می‌­کنند؟
یکی دو مورد شرکت خارجی ما دیدیم که برای فعالیت به ایران آمدند، یک شرکت از آفریقای جنوبی و شرکتی از ترکیه بود منتها آنها هم همین مشکلات را داشتند که بقیه‌ی شرکت‌­ها تا حدودی با آن دست و پنجه نرم می­‌کنند، یعنی یک شکل را که شاید در کشور خودشان موفق هست به ایران می­‌آورند و می­‌خواهند پیاده‌سازی بکنند ولی آن شکل الزاماً در ایران نمی‌­تواند جوابگوی نیاز باشد. حتی شرکتی از امارات آمد که وابسته به شرکت ثریا بودند اولاً هزینه­‌های آنها متناسب با آن هزینه‌هایی که در ایران انجام می­‌شود نیست یعنی سخت‌افزاری را  می‌­آوریم که دو هزار دلار قیمت آن  است، دو هزار دلار شاید در خیلی از کشورها برای پروژه­‌ها عدد بزرگی نباشد ولی در ایران حتی آن زمان خیلی عدد معنی­‌داری بود، چه برسد به وضعیت الان!
در نتیجه شرکت‌­ها باید توجیه اقتصادی برایشان داشته باشد، یک مقدار هم با توجه به ساختارهایی که ما در ایران داریم متأسفانه محدودیت­‌هایی وجود دارد که خواسته و ناخواسته روی همه چیز تأثیر می­‌گذارد، مثال خیلی کوچک بزنم ما در بحث حمل و نقل جاده­ای که داشتیم اصولاً راننده­‌ها مالک خودرو هستند نه شرکت‌­ها و راننده هر تصمیمی بگیرد همان اتفاق می‌­افتد یعنی شرکت روی تصمیم‌گیری راننده یا روی استفاده از هر تکنولوژی خاصی مؤثر نیست، اینها همان مسائل خاصی است که همیشه محدود کننده است، اگر شرکت تصمیم‌گیر بود خیلی موقعیت فرق می­‌کرد ولی وقتی که راننده هست اولین چیزی که صحبت می­‌کند مسائلی مثل قیمت است چون آن فرد این را در تراز اول می­‌بیند بعد بحث کیفیت و اینها برای آنها مطرح می­‌شود.
درنتیجه شرکت­‌های خارجی بودند، ولی ما اصولاً پروژه­‌های بزرگی را از آنها ندیدیم که در ایران انجام داده باشند چند پروژه‌­ی پایلوت انجام دادند ولی زیاد موفقیت آمیز نبوده است، حتی شرکت‌­های ایرانی که شکل و طرح یک شرکت خارجی را برای ایران برداشتند شرکت‌­های زیاد موفقی نبودند چون هزینه­‌هایشان با شرایط ایران توجیه اقتصادی ندارد که بتوانیم از آن سیستم‌­ها استفاده بکنیم.

آقای مهندس با توجه به اینکه کار شما کار جدیدی در کشور بود، آیا توانستید از حمایت­‌های دولتی هم استفاده بکنید؟
متأسفانه نه، ساختارهای دولتی ما ساختارهای خیلی کندی هستند بحث بوروکراسی اداری و بحث قوانینشان خیلی دست و پا گیر هستند، اصولاً مدیرهایی که ما با آنها برخورد داشتیم مدیرهای خیلی مطلعی نیستند و معمولاً خیلی نظام بسته­ای دارند و خیلی راحت نمی­‌شود با آنها صحبت کرد، یک مدیر یکی دو سال در یک پست هست ولی واقعاً دو سال طول می­‌کشد که ما با این آدم و طرز فکرش کنار بیاییم که چه اتفاقی باید بیفتد، چه کاری باید انجام بدهیم و دو سال نشده مدیر عوض می­‌شود و مدیر دیگری جایگزین می­‌شود و دوباره روز از نو روزی از نو!
من مثال خیلی ساده بزنم ما روزی که فعالیت­‌مان را شروع کردیم روی سیستم‌­های ماهواره‌ای کار می­‌کردیم، سازمان تنظیم مقررات مجوزی را به عنوان مجوز ارتباطات ماهواره­ای تأیید کرد، ما هم رفتیم دنبال این مجوز، بعد دیدیم اصلاً آن سیستمی که ما داریم کار می‌­کنیم در این مجوز وجود ندارد یعنی این مجوز اصلاً برای ما تعریف نشده است، بعد حدود یک سال و نیم طول کشید که ما به اینها کمک بکنیم که مجوز دیگری را تعریف بکنند که تجهیزات ما داخل این مجوز باشد.
تقریباً حدود پنجاه میلیون تومان روز اول بابت این مجوز از ما گرفتند، سالیانه حدود پانزده میلیون تومان بابت حق فرکانس از ما گرفتند تا اینکه از سال 88 دولت یک‌طرفه تصمیم گرفت که واردات جنس از انگلیس را متوقف کند، از سال 88 به بعد دیگر نتوانستیم جنسی وارد بکنیم، ما پول را هم جلو جلو تا سال 91 به آنها داده بودیم ولی از سال 88 تا 91 از دولت حمایتی که نگرفتیم که هیچ، بدتر تنبیهی هم گرفتیم.
ما سالیانه حدود 25 میلیون تومان به دولت ایران بابت مجوز و حق امتیازی که به ما می­‌دهند پول می­‌دهیم مثل شرکت‌­هایی که ADSL ارائه می­‌دهند یا مجوز شرکت­‌هایی که ماهواره­ای سرویس می‌­دهند و آنها سالیانه یک مبلغی را به عنوان حق فرکانس یا امتیاز تأمین می­‌شود، این پشتیبانی که نبود هیچ، یک چیزی هم بود که ما جلو جلو حتی پرداخت کردیم،  الان هم سه سال است که اجازه‌ی واردات تجهیزات را به هیچ عنوان نمی­‌دهند یعنی عملاً ما هیچ بهره­‌وری نتوانستیم انجام بدهیم.
متأسفانه یک مقدار مشکلات این­ چنینی در ایران وجود دارد که شما نمی‌­توانید حمایت‌های خیلی خوب بگیرید، یک سری قوانین هم وجود دارد که دست و پا گیر هستند مثلاً مباحث امنیتی، قوانینی که بعضاً سلیقه­‌ای به آنها عمل می­‌شود، برای مثال روزی که ما شروع کردیم چندین نامه به ما مکاتبه شد که شما باید سرورتان داخل ایران باشد به خاطر مسائل امنیتی شرکت­‌های زیادی وجود دارند که داخل ایران بودند، خوب این کار ریسک­‌ها و هزینه­‌های خودش را دارد مثلاً ما در ایران مرکز داده‌ی مطمئن نداریم و شما وقتی سرورتان را به آنجا می‌­آورید طبیعتاً همه­‌ی ریسک‌­های آن مجموعه به شما منتقل می­‌شود و خواه ناخواه شما درآن ریسک­‌ها قرار می­‌گیرید، شرکت­‌های مشابهی مثل ما وجود دارند به شکل­‌های مختلف که سرورهایشان خارج از ایران است و تا حالا هم کسی به آنها نگفته که چرا این کار را انجام دادید و به جاهای خیلی مهمی هم سرویس می­‌دهند ولی یک سری قوانین دست و پا گیری وجود دارد که ما سعی کردیم در آن قوانین بمانیم، بالاخره وقتی در این کشور داریم زندگی می­‌کنیم نمی‌­توانیم این کار را به خاطر پیش‌زمینه‌ای که داریم انجام ندهیم.

آقای مهندس آیا تحریم‌ها روی کار شما اثر گذاشته‌اند یا خیر؟ و این تأثیرات مثبت بوده یا منفی؟
خب به خاطر اینکه ما کشوری هستیم که صاحب تکنولوژی نیستیم و اصولاً به خاطر مسائل زیادی که وجود دارد واردکردن این تکنولوژی­‌ها داخل ایران توجیه اقتصادی ندارد، برای مثال روی بحث سیستم­‌های مدیریت ناوگان ما الان با یک شرکت تایوانی همکاری داریم آنها سالی 300 هزار دستگاه می‌­فروشند و برای آنها خیلی توجیه اقتصادی دارد که به فاز تولید و طراحی و مسائل مختلف آن بروند، در ایران در این چند سال اخیر تعداد دستگاه­‌های فعال ما به ده هزارتا نرسیدند و در مقایسه با 300 هزار عدد که سالیانه آنها می­‌فروشند عدد بسیارکوچکی است، ما چون صاحب تکنولوژی نیستیم عملاً مجبوریم یک سری تکنولوژی‌هایی را به ایران وارد بکنیم  در واقع با یک  سری کارهای بیشتری که می­‌توانیم در کنار آن انجام بدهیم سودآوری ایجاد کنیم، درنتیجه شما یک وابستگی ارزی به منابع خارجی دارید که باید طبیعتاً ارز پرداخت بکنید و خریدتان را انجام بدهید و در کنار آن خرید منافعتان را داشته باشید، وقتی که شما قیمت ارز خارجیتان دو برابر یا سه برابر می­‌شود حتی در شرایط خاصی تا 4 برابر می­‌شود، شما آن معیارهایی را که برای بحث قیمت­‌گذاری و بازاریابی­تان دارید، همه را از دست می‌­دهید، مزیت­‌هایتان در واقع از دست می‌­رود و چون پشتیبانی‌­های خیلی خوبی نمی­‌توانیم بگیریم عملاً تحریم خیلی شرایط سختی را مخصوصاً  برای بخش خصوصی ایجاد کرده، بخش دولتی یک سری درآمدهایی دارد که از داخل کشور تأمین می‌­شود که زیاد در بخش دولتی شاید نمود پیدا نمی­‌کند، هر چند در بخش دولتی هم این مسائل را می‌­بینیم، خدماتی مثل آب و برق و غیره را می‌­بینیم که هزینه‌­هایش بالا رفته است اما این وضعیت در بخش خصوصی بیشتر نمود پیدا می­‌کند چون هم منابعی که ما داریم استفاده می­‌کنیم ارزی هستند، هم به خاطر شرایط کشوری هزینه­‌هایی که به ما تحمیل می­‌شود بالا می­رود، در نتیجه تأثیرش خیلی زیاد است، در بخش خصوصی الان مثلاً در یک سال اخیر شرکت ما نصف شده است.

آقای مهندس تعریف شما از مسئله‌ی کارآفرینی چیست؟
شاید چون رشته­‌ی من مهندسی بوده و این چیزها تجربی ایجاد شده هر تعریفی ارائه بدهم از تجربه‌­ای است که در این ده سال برایم اتفاق افتاده، بحثی که همیشه بوده این است که ما منابع مشخصی را همیشه در اختیار داریم حالا به خاطر مسائلی که از بعد تحصیل شروع می­‌شود و بُعد مالی، اقتصادی و روابطی که در کنار آن که ایجاد می­‌شود و سوابقی که در کار ایجاد می­‌شود که بتوانیم فرصت­‌های شغلی را برای کسانی که می‌­توانند به هر شکلی در آن گروه یا تیمی که ما در نظر داریم ایجاد بکنیم و بتوانند فعالیت داشته باشند منتها در کنار این من یک فاکتور زمان را هم اضافه می­‌کنم، معمولاً در صحبت‌هایم وقتی که در مورد کار بحث می­‌کنیم فقط صرف یک فرصت شغلی نیست، فرصت شغلی در یک زمان مدت‌دار معنی پیدا می­‌کند، اینکه یک مقطع شش ماهه یا یک ساله، ما یک فرصتی را ایجاد بکنیم که دو نفر کار بکنند و در نهایت بعد از شش ماه این فرصت بسته بشود این فرصت شغلی بوده ولی به نظر من نمی­‌تواند به عنوان تعریف یک کار برای یک نفر باشد، و ایجاد شغل زمانی به نظر من معنی پیدا می­کند که ما بتوانیم فرصت­های شغلی رادر یک زمان مشخص مثلاً 5 سال 10 سال 20 سال یا حتی بیشتر بتوانیم ایجاد کنیم که واقعاً به عنوان یک موضع فعالیت یک نفر منابع مالی و نیازهای زندگی خود را بتواند برطرف بکند و معمولاً هم ساختار خود ما بر این بوده است، یعنی از این 22 نفری که هستند چهار نفرشان همان­هایی هستند که از روز اول با ما بودند و ما سعی کردیم فرصت­‌های کاری که ایجاد کردیم کار مدت دار و دائمی باشد، تا  بچه­‌ها بتوانند همان کار را تا به امروز داشته باشند. تیمشان، سمتشان عوض شده ولی کماکان همان آدم‌ها دارند در این مجموعه کارشان را ادامه می‌دهند.

آقای مهندس یک کارآفرین موفق باید چه شاخصه‌هایی داشته باشد؟ چه خصوصیت فردی و اجتماعی را باید داشته باشد؟
یک مقدار راجع به این موضوع سخت است که من بخواهم حرف بزنم، شاید کسانی که در این مدت با ما کار کردند بهتر است که نظر بدهند ولی واقعیت داستان این است که می­‌گویم ببینید بعضی بحث­ها کاملاً دوطرفه است، شما فعالیتی انجام می‌­دهید و سعی می­‌کنید یک فرصت­‌های شغلی ایجاد کنید و افرادی را مشغول به کار می­‌کنید بحث یک چیز دوطرفه است، یک سری مسائل اخلاقی وجود دارد این وسط که من برای مثال راجع به محور زمان صحبت کردم شاید در بحث بعد علمیش زمان زیاد معنی­‌دار نباشد ولی بعد اخلاقیش یک مقدار زیادی معنا پیدا می­‌کند، یعنی ما زمان را درگیر می­‌کنیم به خاطر اینکه کار باید قابل حساب کردن و قابل اعتماد باشد تا بتوانیم به آن فرصت کاری تکیه بکنیم، جدا از آن مسائلی که وجود دارد ما سعی کردیم به شکل­‌هایی که می­‌شود آموزش‌­هایی که به بچه‌ها می­‌دهیم و تیمی که با بچه­‌ها کار می­‌کنند جدا از مسائل کاریمان مسائلی باشد که مقداری زندگی در شرکت را برایمان روان­تر بکند، یعنی سعی کردیم بچه­‌هایی که اینجا هستند که از بابت بعد اخلاقی حتی بعد زندگی تا جایی که شده حتی به هر دلیلی که بتوانیم یا به هر شکلی بتوانیم مسائلی در زندگی خصوصیشان را حل بکنیم، اگر خودشان خواسته باشند یک مقدار روابطمان از آن بعد صرف کار فراتر رفته و فقط در این دفتر نیست و این همان چیزهایی است که کمک می­‌کند روابط دو طرفه ایجاد بشود، یعنی هم به نفع  مدیر مجموعه است که  پرسنل من یک تعلق خاطر بیشتری پیدا کند، اعتماد بیشتری می­‌کند و اینجا را فراتر از محیط کار می­‌بیند و واقعیتش هم این است که ما بیشتر از آن که در خانه و کنار خانواده وقت بگذاریم داریم در محیط کارشان وقت می‌­گذرانیم و محیط باید محیط خیلی خوبی برای آنها باشد، در نتیجه ما سعی کردیم تا جایی که می­‌توانیم یک درک خیلی خوبی از وضعیت کاری و زندگی تیم خودمان داشته باشیم و تا جایی که می­‌توانیم از بچه‌­ها حمایت بکنیم، در بعد بیرونی چون مجموعه‌­ای را توانستیم فراهم بکنیم باید بتوانیم یک مقدار مسائل اقتصادی آن را که  فاکتور اول است، کارکنان را  تحت تأثیر قرار ندهد.

آقای مهندس رسالت کارآفرین نسبت به جامعه‌ی خودش چیست ورسالت متقابل جامعه نسبت به کارآفرینان خودش چیست؟
ببینید دو بحث وجود دارد، یکی بحث شخصی و یکی اجتماعی که شما گفتید، این مباحث یک مقدار جنبه­ی شخصی پیدا می­کند یعنی شما شخصاً خودتان راضی می­شوید و آن ارضای روحی خود آدم است که اگر می­تواند کاری را انجام بدهد یا در توانش هست انجام داده باشد،  همیشه این طور بوده که یک امتیازی و یک شرایطی را خدا فراهم کرده که یکی بهتر از دیگری باشد، یکی در دانشگاه بهتری درس بخواند، در شرایط اقتصادی خاصی قرار بگیرد، خوب مسئولیتی هم که گردن این آدم گذاشته می­شود یک مقدار متفاوت است، واقعیتش این است  چون من همین مثال را  راجع به برادر خودم هم دارم که بعضاً با ایشان  صحبت می­کنم بحث این است که ما به تبع آن امکاناتی که در اختیار ما گذاشته شده یک مقدارش از بعد خانواده است و یک مقدار شاید شرایط فکری خود آدم باشد، مسئولیتی را در قبال آن داریم که باید انجام بدهیم که یک بعد شخصی هست به نظر من اگر من نوعی می­توانم کاری را انجام بدهم که برای اطرافیان، برای دوستان و برای شهر مفید باشد بتوانم انجام بدهم، یک بعد اجتماعی هم که بالاخره ما بخواهیم یا نخواهیم در جامعه­ای داریم زندگی می­کنیم که باید به سمت جلو حرکت بکنیم و نمی­توانیم عقب برویم یا بایستیم. در واقع به نظر من یک مقدار از بعد وظیفه‌ای دارد جلوتر می­رود یعنی باید این کار را انجام بدهیم، ربطی ندارد که من بخواهم یا نخواهم،  هرکسی بسته به توانش در کاری که دارد انجام می­دهد باید جلو برود، برای مثال همین کاری که شما دارید انجام می­دهید واقعاً یک امر تشویقی است برای امثال من کمک می­کند که دیده بشوی و این  دیده شدن شاید کمک بکند یک جاهایی به یک سری آدم­هایی که بتوانند یک کاری انجام بدهند. از بعد اجتماعی واقعیت داستان این است که بیشتر شاید انتظارات من از بعد دولتی و حکومتی است،  برای بعد مردمی زیاد انتظار خاصی نیست خیلی شخصی است، من همین که بدانم خودم توانستم کاری را به درستی انجام بدهم برای خودم کافی و راضی کننده است ولی از بعد دولتی و حکومتی طبیعتاً چیزی که لازم است شاید حمایت بیشتر از قدردانی است، قدردانی چیز بدی نیست ولی اصولاً کمک خیلی زیادی به من نوعی نمی­کند ولی بعدهای حمایتی خیلی تأثیرگذار است.

آقای مهندس شما به بخشی از سؤال بعدی ما اشاره کردید، مسئله‌ی تکریم کارآفرینان  که در دولت‌های مختلف مطرح بوده و الان هم  در جامعه مطرح هست. بهترین روش تکریم چیست؟ آیا الزاماً همین حمایت‌های قانونی هست یا مدل‌های دیگری هم به ذهن شما می­رسد؟ و اینکه آیا روش قانونمندی برای شناسایی کارآفرینان وجود دارد؟
در بحث تکریم که فرمودید در قالب تشکرها و همایش و لوح و این چیزها انجام می­‌شود نمی­‌گویم مؤثر نیستند یا خوب نیستند، من منکر اینها نیستم ولی واقعیت این است که این روش در حد همان لوحی­است که در چارچوب قاب می­‌شود و در دفتر یا اتاقتان یا یک جایی گذاشته می­‌شود ولی آن جنبه‌ی کاری که خود انسان را راضی می­‌کند بیشتر اهمیت دارد و آن چیزی که شما می­‌توانید ادعا بکنید که من توانایی انجام آن کار را داشتم، من توانستم یک روزی این کار را انجام بدهم و این شاید جنبه‌ی شخصیش خیلی مهم است، در بعد دولتی وقتی فکر می‌کنی واقعیت داستان این است که آن فاکتوری که می­تواند تأثیر داشته باشد بیشتر حمایت است، حمایتی که از طرف دولت در قالب حالا تکریم و بحث این امتیازهایی که می­فرمایید انجام بشود.

آیا راهکار قانونمندی هست که بتوانیم شناسایی بکنیم؟
باید در قالب یک کمیته یا یک سازمان­هایی وجود داشته باشد که بتوانند در طول زمان شرکت‌­ها را ارزیابی بکنند، من مثال خیلی ساده بزنم که شاید عمومیت پیدا بکند، شما خارج از ایران وقتی که می­‌خواهید یک کار مالی انجام بدهید چیزی به اسم اعتبارسنجی دارید یعنی شما سوابقتان در طول زمان بررسی می­‌شود و بر اساس آن طول زمان شما نمره­ای را می­‌گیرید و این نمره می­‌تواند معیار ارزیابی آن شخص در رابطه با کاری که می­‌خواهد انجام بدهد باشد همین اتفاق می‌­تواند برای شرکت­‌ها بیفتد، وقتی ما در طول زمان یک فعالیتی را در نظر می­‌گیریم از بابت قیمت کارش پروژه‌­هایی که انجام شده تعداد پرسنلی که دارند، منابع مالی­ای که در اختیار دارد، پروسه­‌هایی که هر شکلی تعریف می­‌شود شرکت‌ها خواه ناخواه حالت رتبه بندی  را پیدا می‌کنند و این می­‌تواند کمک کننده باشد.

آقای مهندس یک مقدار به سمت دانشگاه و دانشجوهای دانشگاه برویم، آیا اصلاً صنعت شما شرکت شما به لحاظ علمی با دانشگاه در تعامل هست؟ آیا پروژه­ی مشترکی دارید؟
در دو مورد ما سعی کردیم این کار را انجام بدهیم، دو تا اتفاق افتاد که متأسفانه این موضوع عملی نشد، یکی جو دانشگاه است، در این چند سال اخیر همه­‌ی استادهایی که زمان ما بودند از دانشکده رفتند و عملاً من الان به دانشکده برق که می­روم غریبه‌­ام یعنی فقط ساختمان است که برای من آشنا است، اصولاً این مورد ایجاد یک سری روابط را زمان­دار می­‌کند، مورد دوم این است که ما در یک مقطعی سعی کردیم یک کار مشترک با دانشگاه انجام بدهیم حتی پیشنهاد دادیم که یک آزمایشگاهی وجود داشته باشد که ما خودمان آن را تجهیز بکنیم، قابل استفاده باشد و کمک بکند حتی تا این حد متأسفانه هل داده شدیم به سمت یک سری شرکت­‌های خصوصی که منسوب به اساتید هستند و اینها با دانشگاه دارند کار می‌کنند که بحث ما این بود که این کار یک کار غیرانتفاعی باشد و اگر هم قرار است که سودی برسد، سود به دانشکده برسد ولی متأسفانه شرکت دیگری این وسط وارد شد که قرار بود سودآوری راداشته باشد و این کار را  انجام بدهدکه برای خود من شخصاً قابل قبول نبود که این کار را انجام بدهم.
اتفاقاً من پی­گیر هستم ولی همان طور که گفتم متأسفانه مسائل اقتصادی نباید حرف اول را بزند، البته من منکر آن  نیستم بالاخره مسائل اقتصادی وزن دارد، هر کاری هم ما بکنیم بالاخره مسائل اقتصادی خودش را نشان می­‌دهد ولی یک مقدار باید بین یک‌سری چیزها ما وزن قائل بشویم از جمله مسائل اقتصادیمان بعضاً مسائل اقتصادی اینقدر وزنش بالا می­‌رود که همه چیز را تحت تأثیر قرار می­‌دهد شاید شرایط اجتماعی ما باعث این موضوع شده، شاید خارج از ایران این موضوع آنقدر مطرح نیست و موضوع اقتصادی دغدغه نیست مثلاً برای کسی که کار آکادمیک می‌­کند موضوعات اقتصادی دغدغه نیست و به اندازه‌ی کافی تأمین هستند و نیاز نمی‌­بینند که کار دیگری انجام بدهد. زمان خود ما شاید دو استاد بودند که بیرون، شرکت داشتند بقیه‌ی اساتید اصولاً کار تحقیقاتی می­‌کردند دانشگاه بودند الان به جرأت می­‌توانم بگویم نود درصد اساتید حتماً بیرون شرکت دارند، حتما کار می‌کنند، نمی‌توانیم آنها را هم سرزنش بکنیم که چرا این کار را می­کنید، شرایط اجتماعی باعث این موضوع شده ولی نباید این باعث شود که من هر چیزی را به سمت شرکت خودم سوق بدهم که یک سری منافع اقتصادی برای من داشته باشد.

آقای مهندس یک چیزی که حالا شاید برای دانشجویان و فارغ‌التحصیلان جالب باشد سیاست‌های جذب نیروی شرکت‌ها است، شما برای جذب نیروی شرکت خودتان به کدام یک از این دو طریق علاقمندید، نیروهای کارکرده با سابقه کار یا نیروهای جدید که دانش علمی روز را دارا هستند؟
ما اولاً تجربه‌­ی هر دو را داشتیم، بر اساس نوع انتظاری که ما از شخص داریم تعیین می­‌کند که کدام یک از آنها را نیاز داریم،ترجیح خود من همیشه شخصاً این بوده که نیروهای نو کار که توانایی تطبیق با دانش روز را دارند جذب بکنم، شاید بیشتر این مجموعه کسانی هستند که به همین صورت جذب شده‌­اند یعنی اینجا اولین محیط کاریشان است، شاید یک سال بعد از دانشگاه یا حین تحصیل جذب شدند، فعالیتشان ادامه داشته و کماکان دارند با ما کار می­‌کنند، این نیروها اصولاً نیروهایی هستند که باید یک سال یا دو سال آموزش داده بشوند تا با نیازهای یک مجموعه هماهنگ بشوند و بعد بر اساس توانایی­‌هایی که دارند در موقعیت مناسب کاری خودشان قرار می­‌گیرند و کارهای مختلف را انجام می­‌دهند، برای برخی از سمت‌ها و موقعیت­‌ها امکان استفاده از نیروهای نوکار وجود ندارد برای مثال شما در موقعیت مالی نمی‌­توانی از نیروی تازه‌کار استفاده بکنید یا در بحث مدیریت پروژه‌ها طبیعتاً شما کسانی را نیاز دارید که  مقدار خیلی زیادی توانایی­‌هایی را داشته باشند چون در یک بعدهایی شما زمان برای یاد دادن ندارید و یاد دادن شاید خیلی هزینه بر باشد ولی اصولاً تیمی که برمی­‌دارید ترکیبی از یک نفر یا دو نفر با تجربه و چند نوپا  که الان در کنار تیم قرار گرفتند. پیش‌بینی ما این است که در 5 یا 10 سال آینده نیروهای تازه کار را جایگزین نیروهای با تجربه کنیم و به طبع ما بتوانیم نیروهای تازه‌کار جذب بکنیم.

جای خالی چه آموزش­هایی را درفارغ التحصیلانی که می­خواهند جذب بازار کار بشوند می­بینید؟
من سال 76 برای دوره­ی کارآموزی جذب یک محیط کاری شدم و از آن به بعد به طور جدی مشغول به کار شدم، تا سال 81 که کار خودم را شروع کردم. موضوع این است که هر محیط کاری نیازهای خاص خودش را دارد و شما نمی‌­توانید آموزش جامعی را داشته باشید.
طبیعت محیط کار با محیط دانشگاه فرق­‌های زیادی دارد، بسیاری از دانشجویان اینطور فکر می­‌کنند که من شاگرد اول دانشکده هستم پس خیلی باسوادم و علم کاملی دارم ولی وقتی به محیط کار وارد می­‌شوید با فضای خیلی متفاوتی روبرو می­‌شوید، این آدم به صرف آن دانشی که دارد نمی‌­تواند موفق باشد، محیط کار چیزهای دیگری را هم نیاز دارد، درنتیجه اینها همه بستگی به آن محیط­‌های کار دارد که بتواند توانایی­‌های آن فرد را با محیط تطابق دهد، دیگر آموزش مورد نیاز برای محیط کار، آموزش کار گروهی است، مدیریت هزینه، مدیریت زمان، چون اینها چیزهایی است که در کار خیلی نمود پیدا می­‌کند، اگر شرکتی نتواند مدیریت هزینه­‌اش را انجام بدهد هر چقدر هم که پرسنل باهوش داشته باشد، هر چقدر هم که پروژه­‌های خاص داشته باشد، هزینه­‌هایش را که نتواند مدیریت کند عملاً نمی­‌تواند موفق باشد. درنتیجه یک سری آموزش‌­های خیلی­ کلی هست که ما بتوانیم با فرهنگ یک کار و مکانیزم­‌های آن برای اینکه بتوانیم در یک کار موفق شویم، ببینیم.

به نظر شما احتیاج به روحیه یا شاخصه‌­ی روحی یا آموزش خاصی است که شخص بتواند کارگروهی انجام بدهد؟
به نظر من بحث شاخصه‌ی خاص نیست که من بگویم یک نفر می­‌تواند و یا یک نفر نمی‌­تواند، بحث  آموزش است باید یاد بدهیم، مشکلی که وجود دارد این است که من نوعی اگر بترسم که مسئولیتی را به طرف مقابل واگذار کنم، چون ممکن است خراب بشود  هیچ وقت طرف مقابلم یاد نمی­‌گیرد، در نتیجه من باید با خیال راحت مسئولیت را واگذار بکنم و حواسم باشد که اشتباهی اتفاق نیفتد ولی اجازه بدهم طرف مقابلم کارش را شروع کند، حالا ممکن است یک بار هم اشتباه بکند ولی بالاخره این آدم باید یاد بگیرد.
ما این کار را از منشی دفتر شروع کردیم تا برنامه نویسمان، حتی به دفعات اشتباه هم شده ولی موضوع این است که این آدم باید یاد بگیرد چون قرار نیست تا آخر من کار او را انجام بدهم، باید مکانیزم­‌هایی وجود داشته باشد و شرایطی فراهم شود که این شخص آن مطلب را یاد بگیرد و به مرور خودش نفری باشد که بتواند یاد بدهد و حتی اعتماد بکند که کارش خوب است، همیشه در حالت شک و تردید و نمی‌­توانم و ندانستن و اینها نباشد. من بعضاً به بچه‌­ها می­‌گویم که نمی‌­توانم و نمی‌­شود اصلاً در مرام کاری من نیست، به من نگویید نمی­‌شود من قبول نمی­‌کنم، بگویید کمک لازم دارم من حتماً کمک می­‌کنم، یا مشکل دارم من مشکلتتان را حل می­‌کنم ولی نمی‌­توانم و نمی­‌شود را اصلاً  قبول نمی­‌کنم.

آقای مهندس تعریف شما از موفقیت چیست؟
از نظر من موفقیت همان رضایت شخصی است. اگر من به همان هدف عالی­ که در زندگی مشخص کردم برسم یعنی انسان موفقی هستم. من تعریف مشخصی از کار را برای خود در نظر گرفته‌ام. این تعریف باعث شد ساختاری را ایجاد کنم مثل یک بنگاه اقتصاد که هم خودم بتوانم در آن کار کنم هم به این واسطه چند نفر دیگر هم بتوانند وارد دنیای کار شوند. به جراأت می­‌توانم بگویم پروژه‌هایی که تا به امروز انجام داده­‌ایم جزء پروژه­‌هایی هستند که در کشورهایی مثل کشور خودمان انجام نشده­‌اند. مثلاً در حال حاضر به ناوگان حمل و نقل بین‌الملل خود که حدود 14هزار کامیون دارد با سیستم حمل و نقل هوشمند سرویس می­‌دهیم. چنین شبکه‌­ای خارج از کشور وجود ندارد مگر در چند کشور کاملاً پیشرفته و با هزینه­‌هایی بالاتر از ایران. در حال حاضر پایلوت این پروژه را اجرا کرده‌­ایم.
به دفعات در اخبار بحث تصادفات را می­‌شنویم. ما پروژه­‌ای را با نیروی انتظامی آغاز کرده­ایم که در آینده­‌ی نزدیک حتماً  اجرایی می­‌شود، این پروژه‌ی سیستم­‌های آنلاین کنترل رانندگان است که تصادفات را قبل از وقوع پیش بینی و مهار می­‌کند و با راننده‌هایی که تخطی کرده‌­اند و از سرعت مجاز خارج شده‌­اند برخورد جدی خواهد کرد.
لذت این پروژه زمانی است که کاربران از من و دیگر افراد گروه تشکر به عمل می­‌آورند.
ما اتوبوسرانی­ تهران را نیز مجهز کرده‌­ایم مثلاً تابلوهایی هستند که به صورت آنلاین زمان رسیدن اتوبوس بعدی را نشان می­دهند این برنامه­‌ها قابل نصب در موبایل نیز هستند، این پروژه نیز در کشورهای دیگر به صورت پیشرفته و با هزینه‌­های کم  اجرا نشده است.
همه‌­ی این موارد با توجه به اجرا با هزینه‌­های کمتر نسبت به کشورهای دیگر و رضایت مردم باعث لذت و رضایت از کار خود می‌­شود و من این را موفقیت نام­‌گذاری کرده­ام.

جالب بود آقای مهندس مخصوصاً وقتی که درباره فعالیت‌­های آتی شرکت توضیح می‌­دهید یک افق رفاه اجتماعی را می‌­توان مشاهده کرد که ان‌شاالله این فعالیت‌­های شما سطح کیفی زندگی مردم کشورمان را بالا ببرد.آقای مهندس کدام شاخص را در موفقیت خودتان پررنگ­تر می‌بینید ؟ پشتکار، هوش یا تحصیلات ؟
به نظر من تحصیلات بی تأثیر نبوده، واقعیت داستان این است که اولین جایی که برای آغاز کار اقدام کردم به دلیل فارغ‌التحصیل شدن از دانشگاه شریف مورد استقبال قرار گرفتم که این موضوع چشم‌گیری بود و اهمیت این موضوع صحت دارد ولی در ادامه‌ی فعالیت کاری از فاکتورهایی که ذکر کردید (هوش و پشتکار) من پشتکار بیشتری داشتم، در واقع علاوه بر تأثیر نام دانشگاه، پشتکار مهم‌ترین ملاک در پیروز شدن در کار است. در ادامه نقش تحصیلات کمرنگ شده و پشتکار و هوش کارآمدتر می­‌شود.

متشکرم آقای مهندس واقعاً استفاده کردیم و ممنونم از اینکه باز هم وقتتان را در اختیار ما گذاشتید. اگر که صحبتی با دانشجویان و فارغ‌التحصیلان به عنوان صحبت پایانی مد نظرتان هست بفرمایید.
واقعیت این است که محیط کار برای خیلی از افراد یک محیط بسته­‌ای است و یک مقدار شاید با ترس و لرز وارد محیط کار می­‌شوند و نگران مسائل دیگری هستند، منکر این نیستم که مسائلی وجود دارد ولی یک مقدار باید ترس راکنار بگذارند، تا روزی که بترسیم ما هیچ وقت نمی‌­توانیم موفق باشیم، باید مقدار زیادی دلمان را بزرگ و صبرمان را بیشتر بکنیم. ما روزی که این شرکت را تأسیس کردیم 5 نفر بودیم و آن دو نفر به دلایل شخصی خودشان حاضر نشدند بیایند فعالیت بکنند و  هنوز هم در شرکتی دیگر کارمند هستند.
ما  باید جرأتمان را بالا ببریم، حالا من ریسک‌­های بدون فکر را نمی‌­گویم ولی باید در زندگی و کارمان توانایی یک سری ریسک­‌ها را داشته باشیم تا بتوانیم این کار را انجام بدهیم در این صورت من مطمئنم که موفق می­‌شویم، ما کشورمان کشوری است که خیلی پتانسیل و فرصت­‌های کاری دارد، جمعیت ما، نوع خواسته‌­های مردم‌مان با خیلی از کشورها فرق دارد و پتانسیل کارهای بزرگی را در کشور داریم، منتها موضوع این است که باید توانایی و اراده­ی انجام آن را داشته باشیم، من مطمئنم که این قابل انجام است و چیز زیاد دور از دسترسی نیست.
دوستانی بودند از دانشگاه آمدند کمک خواستن به هر شکلی که توانستیم به آنها کمک کردیم، مطمئناً فارغ‌التحصیل‌های قبلی دانشگاه هم به آنها کمک می‌­کنند. اولین جایی که من کار کردم مدیرعاملش فارغ‌التحصیل شریف بود، من هم اگر بتوانم حتماً این کار را انجام می‌­دهم، بسیاری از بچه­‌های دانشگاه اینجا آمدند و کمک خواستند، حالا به شکل کار تحقیقاتی، کارآموزی یا هر شکلی شده به آنها همیشه کمک کردیم.
انشاءالله که همه همانند شما با دید مثبت به این موضوع نگاه کنند.

متشکرم آقای مهندس، مصاحبه‌ی خیلی پرباری  بود و انشاءالله برای دیگران هم مفید باشد.

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. زمینه های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *