گفتگو با آقای مهندس فریبرز پلوئی

گفتگو با آقای مهندس فریبرز پلوئی
دانش آموخته‌­ی مهندسی کامپیوتر گرایش نرم‌افزار
ورودی 1366
مدیرعامل مؤسسه‌ی رز اندیشه هوشمند
تلفن: 6 – 3264795(0241)

Email: poloeif@yahoo.com



لطفاً خودتان را معرفی کنید و بفرمایید در چه مقطع تحصیلی در دانشگاه شریف بوده­‌اید؟
با نام خدا، فریبرز پلوئی هستم، متولد خرداد 1346 که دوران ابتدائی تا دبیرستان را در شهر زنجان گذرانده‌ام و در سال  1370 از دانشگاه شریف، در رشته­ مهندسی کامپیوتر با گرایش نرم‌­افزار فارغ­‌التحصیل شدم.

در مورد سوابق کاری خود  بفرمایید. در حال حاضر در چه حوزه‌­ای مشغول فعالیت هستید؟
بنده دوران خدمت سربازیم را در زیر مجموعه­‌ای از وزارت نیرو طی نموده­‌ام و این مدت مستمرترین حضورم در بخش دولتی بوده، البته تحت عنوان مشاور فناوری اطلاعات در سازمان­‌های دولتی بصورت پاره‌وقت نیز فعالیت داشته­‌ام. همزمان از ابتدای فعالیتم حدود هفت سال هم در واحدهای دانشگاهی دروس رشته‌ی کامپیوتر را تدریس نموده­‌ام . اما فعالیت اصلیم از سال 1376 با تأسیس یک مجموعه­‌ی مشاوره و تولید نرم‌افزار با عنوان “شرکت مهندسی رز اندیشه هوشمند” آغاز شد که سهام‌دار عمده­‌ی آن بوده و از ابتدا تا کنون مدیریت آن را به دوش می­‌کشم. از سال 1385 نیز کارشناس رسمی دادگستری در رشته­‌ی کامپیوتر و فناوری اطلاعات هستم.

حیطه­ی فعالیتتان در “شرکت رز اندیشه هوشمند” چیست؟
کار اصلی ما تولید نرم‌­افزارها به سفارش مشتری است، گاهی کارهای مشاوره‌­ای و آموزشی هم انجام داده‌­ایم. به لطف خدا نرم­‌افزارهای تولیدی ما در اکثر استان­‌های کشور مشغول به کار است. نحوه­‌ی کار روی نرم­‌افزار هم به این صورت است که مشتری یک موضوعی را به ما معرفی می­‌کند و یا خود ما دنبال شناسایی موضوع می­‌رویم و کارهای تحقیقاتی لازم را انجام می­‌دهیم تا بتوانیم در آن حوزه­‌ی خاص نیاز را برطرف کنیم، سوژه­‌های ما هم عمدتاً خیلی خاص انتخاب می­‌شوند. الان اکثر نرم‌­افزارها در حوزه‌ی مسائل مالی و اداری است که ما چنین رویکردی نداریم و در زمینه­‌های خاص سیستم­‌های اطلاعاتی کار می­‌کنیم. در حال حاضر چند تا نرم­‌افزار ما به صورت ملی از طرف وزارت‌خانه‌ی مربوطه پیاده­‌سازی شده است.

با توجه به اینکه اکثر کارهای شما در سطح ملی مطرح هستند، آیا شما برای شروع یا گسترش کارتان از حمایت­‌های دولتی هم استفاده کردید؟
نه، ما مورد حمایت نبوده­‌ایم و در برخی موارد متحمل خلاف آن نیز بوده­‌ایم. البته حمایت هم وقتی مفهوم و موضوعیت پیدا می­‌کند که روشی سیستماتیک و برنامه‌­مند و مستمر برای حمایت از یک صنعت وجود داشته باشد. حمایت از صنعت فناوری اطلاعات فقط در یک مقطع زمانی صورت گرفت. به عنوان مقدمه عرض کنم که حمایت­‌ها در صنایع مختلف اشکال مختلفی می­‌تواند داشته باشد. مثلاً فعالیت یک شرکت واردات مواد اولیه است. دولت می­‌تواند به­ ایشان تسهیلات مالی بدهد یا فرایند گمرکی را برایش روان‌سازی نماید و کارهای دیگر ولی این برای ما اصلاً به کار نمی­‌آید، در ارتباط با صنعت ما یک طرح حمایتی با عنوان طرح تکفا (مخفف توسعه- کاربردی- فناوری اطلاعات و ارتباطات- ایران) ایجاد شد که از سال 81 شروع شد و ما در سال 83 مورد حمایت واقع شدیم، به این صورت که طرح توسعه و ارتقاء نرم‌افزاری را که قبلاً ساخته بودیم ارائه کردیم و مورد تصویب واقع شد و آن موقع 21 میلیون تومان به ما پرداختند البته در قبال اینکه ما کارمان را تا پایان انجام دادیم، چون بودند طرح­‌هایی که نیمه‌کاره می­‌ماندند و پولش را تا مرحله­‌ی انجام شده می­‌گرفتند. کلاً این طرح با هدف رشد و توسعه‌ی صنعت نرم‌افزار بدین صورت بود که اگر مجموعه­‌ای می­‌خواست نرم‌افزاری را توسعه بدهد یا موضوع جدیدی داشت و روی آن می­‌خواست کار کند، طرح خود را ارائه می­‌کردند و در صورت موافقت یک مساعدت مالی انجام می‌­گرفت. البته در ابعاد دیگر فناوری اطلاعات از جمله آموزش نیز مطرح بود. این طرح حمایتی حدود سه سال بصورت جدی بود و بعد کنار گذاشته شد، هر چند که اگر این طرح نبود هم، برای ما خیلی اتفاق خاصی نمی­‌افتاد ولی مسلماً اگر ادامه می­‌یافت و تقویت می­‌شد اتفاقات مثبت بزرگی در صنعت فناوری اطلاعات کشور رخ می­‌داد چنان‌که در همان مدت نیز منشأ اشتغال دانش­‌محور به میزان قابل توجهی شده بود.

عکس این قضیه چطور؟ آیا در شروع کار با مشکلات و موانعی رو به رو نشدید؟
این مسائل که بوده و هست. بطور کلی از آن ابتدا که قرار هست یک کاری انجام بشود یک سیری دارد که خب در صنایع مختلف متفاوت است، در صنعت ما یعنی تولید نرم‌افزار در موارد عمومی‌اش خیلی این حالت موضوعیت ندارد، اما از سوی دیگر سیاست­‌گذاری و جهت­‌گیری دولت در استفاده از تکنولوژی اطلاعات است که باعث می­‌شود ما با یک بازار تقاضای خیلی خوب مواجه باشیم، در کشورهای توسعه‌یافته هم همینطور بوده است، دولت پیش­‌قدم شده و سازمان­‌ها را موظف کرده که به سمت اتوماسیون اطلاعاتی و الکترونیکی نمودن فرایندها حرکت کنند، این موضوع هم در کشور ما به نظر من بیشتر از این چیزی که الان هست می‌­توانست باشد، البته نیازهای جامعه‌ی ما هم می­‌تواند اولویت‌­بندی­‌ها را تغییر بدهد، چنان­که در چند سال گذشته به پروژه­‌های عمرانی، بسیار اهمیت داده شده و در کل به نظرم آنقدر که می­‌بایست به IT اهمیت داده نشده است.

آقای مهندس آیا عدم وجود قانون کپی‌رایت در کشور ما به کسب و کار شما زیانی رسانده است؟
دقیقاً همینطور است، ما درکسب و کار خودمان مشکلات خاصی داریم علاوه بر مشکلات عمومی و مشترک صنعت، شاید یکی از ریشه­‌ای­‌ترین موانع کار ما همین عدم عضویت ما در قانون کپی‌رایت جهانی است. وقتی ما عادت کردیم که همه‌ی نرم­‌افزارها را کپی کنیم، دیگر فرهنگ استفاده از نرم‌­افزار اصلی در جامعه حاکم نمی­‌شود، البته در محدوده­‌ی داخل کشور قانون کپی‌رایت وجود دارد. یعنی اگر کسی نرم‌­افزار ما را کپی کند ما می‌توانیم از خودمان دفاع کنیم. قوانینی هم تدوین شده و مجازاتش معین شده اما خب این کافی نیست، این عادت ما یک فرهنگی ایجاد کرده که ما در قبال نرم‌­افزار پول نپردازیم و گاهاً نیز در پی کپی نرم‌افزارهای داخلی باشیم. یکی دیگر از مشکلات ما ملموس نبودن محصول تولیدی ما است، که این خودش کار ارزش­‌گذاری روی محصول و سرمایه­‌گذاری یا هزینه نمودن در آن را برای متقاضی و خریدار سخت می­‌کند. نکته‌ی دیگر اینکه صنعت IT مملو از نیروی جوان است که این به نظر من می‌­تواند هم حسن باشد، هم باعث اشکال شود، به این صورت که برای نیروهای جوان باید الگوهایی مناسب وجود داشته باشد تا بتوانند از آنها در باب اخلاق حرفه­‌ای چیزی یاد بگیرند، الان جایی نیست به این­‌ها و حتی خود ما اخلاق حرفه­‌ای یاد بدهد. وقتی که این­‌ها از دانشگاه بیرون می­‌آیند با الگوهای بدی ممکن است مواجه شوند، فکر می­‌کنم یکی از مشکلات اصلی­ صنعت ما همین عدم رعایت اخلاق حرفه­‌ای است. جوان­‌های ما همه آدم­‌های خوبی هستند و می­‌خواهند که درست و اصولی کار کنند ولی تا وقتی که در این زمینه آموزش صحیح داده نشوند ممکن است که با الگوهای نادرستی مواجه شوند که البته این آموزش می­‌بایست علاوه بر جنبه‌ی نظری، بصورت عملی از سوی پیشکسوتان ارائه شود. اصلاً اگر اصول اخلاق حرفه­‌ای را ما ندانیم و به کار نبندیم، نمی­‌توانیم در یک محیط سالم فعالیت کنیم و ادامه بدهیم. به طور کلی کار تیمی را به ما از ابتدا یاد ندادند و به نظرم، هم از طرف خانواده­‌ها و هم مدرسه­‌ها و دانشگاه‌­ها باید روی این مسئله کار بشود. سال­‌ها پیش یک مقاله‌­ای­ خواندم که در بخشی از چین قانونی آزمایشی به اجرا گذاشته­ بودند که اگر میانگین معدل­‌های یک کلاس مردود بشه کل آن کلاس مردود می­‌شوند خب این اگر ادامه پیدا کرده باشد نتایج خوبی باید داشته باشد چون کار و موفقیت گروهی را ترویج می­‌کند، و موفقیت فرد را به موفقیت گروه گره می­‌زند اگرچه به نظر می­‌رسد قدری افراطی است به هر صورت بعنوان یک مثال عرض کردم.
و اما اخلاق حرفه­‌ای، بنده طی بیست سال فعالیتم در حوزه­‌ی فناوری اطلاعات، موارد بسیاری را دیده­‌ام که عدم رعایت اخلاق حرفه‌ای سبب متلاشی شدن تیمی شده که می­‌توانسته­‌اند بسیار موفق بوده و منشأ کارهای بزرگی شوند و سبب اتلاف سرمایه­‌ها و اندوخته­‌ها شده است. به عرضتان رساندم هفت سالی است کار کارشناسی رسمی در حوزه‌ی­ کاری خود نیز انجام می‌­دهم که در طول این انجام وظیفه نیز بارها دیده­‌ام که جهل از قوانین و عدم پایبندی به اصول اخلاقی در کار، باعث تباهی­‌های بسیار شده است. اجازه بدید از این فرصت استفاده کنم و پیشنهاد تدریس اخلاق حرفه­‌ای را بعنوان درس الزامی در دانشگاه خودمان مطرح کنم. اگر دو واحد درسی اخلاق حرفه­‌ای در دانشگاه تدریس شود مسلماً می‌­تواند بعد از 10-20 سال نتایج خیلی مثبتی داشته باشد. دانشگاه شریف که پیشرو است خوب است در این کار نیز پیش‌قدم شود. درصورت استقرار اخلاق حرفه­‌ای، فضای کسب و کارها ثبات پیدا می­‌کند، گروه­‌های کاری قوی تشکیل می­‌شود، رشد و بالندگی در علم و فناوری محقق می‌­شود، بهره­‌وری افزایش می­‌یابد، از وقوع بسیاری از اعمال مجرمانه پیش‌گیری می­‌شود، تصویری قابل اعتماد از مجموعه نزد مخاطبان ایجاد می‌­شود و د­ه­‌ها مزیت دیگر…

سیاست کاری خود شما برای جذب نیرو به چه صورت است؟ آیا شما نیروهای جوان را می‌­پسندید یا نیروی با تجربه­‌ی کاری بالا؟
استراتژی خود من این است که اول روی اخلاق و ادب آن شخص دقت می‌­کنم و یادم هم نمی­‌آید هیچ وقت با کسی به خاطر ضعف علمی و فنی بدرفتاری کرده باشم و یا بالعکس اگر ببینم کسی از اصول اخلاقی دور شده قطعاً ابتدا راهنمایی و درصورت لزوم با او برخورد می­‌کنم. در بعضی از پروژه­‌ها که ما باید در زمان کاری کمی پروژه را انجام بدهیم یا شرایط فنی کار ایجاب کند سعی می­‌کنیم از همکاران کارکشته و با تجربه استفاده کنیم ولی در حوزه‌ی جذب از کسانی که تازه فارغ‌­التحصیل شده‌­اند یا نهایتاً 3- 4 سال تجربه دارند، جذب می­‌کنیم.

به نظر شما دانشجویان و فارغ‌­التحصیلان چه ویژگی­‌هایی را باید در خودشان تقویت کنند تا بتوانند در یک گروه کار کنند و موفق شوند؟
من با تمام وجود اعتقاد دارم کسی که می­‌خواهد در یک تیم کاری قرار بگیرد، می­‌بایست معتقد به راستی و درستی باشد، تعهدپذیر و امانت­­‌دار باشد. البته کار تیمی در قالب شراکت، ظرافت خیلی زیادی دارد، اگر الان شما از من بخواهید که گروه­‌های موفق را در این زمینه نام ببرم، باید چند روزی را برای پاسخ به من وقت بدهید، ولی درمورد گروه­‌های ناموفق همین الان می­‌توانم نمونه­‌های زیادی را اسم ببرم. وقتی چند نفر در یک گروه جمع می­‌شوند اگر شکست بخورند از هم جدا می­‌شوند چون تحمل شکست را ندارند و در صورتی که موفق شوند هم متأسفانه از هم جدا می‌­شوند چون دوست دارند هرکدام جداگانه موفق شوند که در این­صورت، توان پایین می­‌آید، چون در کار تیمی اینطور نیست که 1+1 همیشه بشود 2، 1+1 می­‌تواند دو بشود چهار شود یا حتی صد، البته اگر هم‌­سوئی و هم­‌افزایی داشته باشند. باید توجه داشت که در کار تیمی “من” مطرح نیست و”ما” اهمیت دارد، اگر این نگاه وجود داشته باشد من اعتقاد دارم خدا خودش کمک می­‌کند و وای بر روزی که 1+1 در کار تیمی بشود صفر یا حتی زیر صفر.

جای خالی چه آموزش‌­هایی را در آموزه­‌های دانشگاه احساس می­‌کنید؟ آیا فارغ‌­التحصیلان برای ورود به بازار کار آمادگی لازم را دارند؟
من از سال 80 رابطه‌ی­ نزدیکی با انجمن فارغ­‌التحصیلان داشتم. راستش سال 82 بود که قرار بود جشنواره‌ی کارآفرینی شریف برگزار شود، 2-3 روز مانده بود به برگزاری که به ما گفتند ما عهده‌­دار بخشی از این کار شویم و کار را انجام بدهیم و ما این کار را قبول کردیم، حدود 15 تا 20 نفر دانشجو برای همکاری لازم داشتیم، گفتند احتمال اینکه دانشجوها بیایند و کار انجام بدهند خیلی کم است، خلاصه ما یک جلسه­‌ای با حدود 17-18 نفر دانشجو گذاشتیم و نکات مهم را بیان کردیم، در آن جلسه چند نفر سؤالشان این بودکه آیا چیزی هم  به ما  می‌­رسد یا نه؟ من این موضوع را رد کردم و برخلاف انتظار، همه‌ی دانشجوها خیلی خوب آمدند و از اول صبح خیلی خوب کار کردند و نمونه‌ی خیلی خوبی برپا کردیم، روز آخر هم نمایشگاه تا ساعت 11 شب طول کشید و بعد هم رفتیم شام خوردیم. این شام تنها چیزی بود که به این دانشجویان عزیز داده شد آن هم در پایان کار. بعد دوستان گفتند خیلی خوب بود، چطور توانستید خیلی خوب این جوانان را دور هم جمع کنید و نمایشگاه را در این فرصت کوتاه برگزار کنید؟ بحث این بود که وقتی دانشجوها دیدند که یک بزرگتر از خود که 10 سال پیش فارغ­‌التحصیل شده آمده اینجا و بدون هیچ چشم‌داشتی وقت گذاشته است، خب آنها هم الگو گرفته­‌اند، هیچ موعظه‌­ای مؤثرتر از عمل نیست. به نظرم باید الگوی مناسبی برای دانشجوها باشیم چون آن­ها دوست دارند صفات خوب داشته باشند و کار کنند. اگر روزی من الگوی بدی باشم آن روز، روز ورشکستگی من خواهد بود. اساتید به عنوان نزدیک‌ترین الگوهای دانشجویان نقش مهمی را در آینده­‌ی آنان ایفا می­‌کنند و بالاخره اینکه من گمان می­‌کنم در صنعت ما اگر دانشجویان درس­‌های خود را خوب بخوانند و همان تکالیف دانشجوئی را جدی انجام دهند آمادگی اولیه را برای محیط کار پیدا می­‌کنند ولی مشکل این است که معمولاٌ این کار انجام نمی‌­شود.

آقای مهندس تعریف شما از کارآفرینی چیست؟ و رسالت یک کارآفرین نسبت به جامعه‌­اش چیست؟
از کارآفرینی هرکس یک تعریفی می­‌کند. ببینید در عرصه‌ی جدید اقتصادی رقابت بر سر سرمایه­‌هاست و پیروز کسی است که بهره­‌وری بیشتری را از منابع و سرمایه­‌ها به وجود بیاورد، طبیعتاً بدین منظور ابداع و نوآوری به وجود می­‌آید، اینجاست که کارآفرینی نمود پیدا می­‌کند. در حقیقت ساختار اقتصادی جدید متفاوت شده، قبلاً شاخص­‌های سخت‌­افزاری مطرح بود ولی الان نوآوری و ابداعات جدید مطرح هستند. حس مسئولیت عده­‌ای به اسم کارآفرین در قبال افزایش کیفی زندگی عموم مردم، خلاقیت و نوآوری را به وجود می­‌آورد. این کارآفرینی از ابتدای خلقت بشر هم بوده، منتها از دهه‌ی 1950 با انتشار کتاب­‌هایی درمورد افراد موفق و راه­‌های کسب و کار به این موضوع توجه ویژه­‌ای شد و بعدها کم­‌کم دولت­‌ها وارد کار شدند، هر چند در کشور ما تا ابتدای برنامه‌ی سوم توسعه، توجه چندانی به این موضوع نشده بود، که بعد از آن، این جریان هم درکشور ما به وجود آمد. باز من اعتقاد دارم کارآفرینی یک فرآیند است، اتفاق نیست. خانواده‌­ها باید به این موضوع توجه کنند، اینکه ما یک رشته‌ی دانشگاهی راه بیاندازیم کافی نیست، کارآفرینی در واقع یک حس مسئولانه‌ی متعالی است که در وجود و ذات بعضی­‌ها هست و به مرور تقویت می­‌شود، شاید اصلا 80% دانشجویان این رشته نتوانند کارآفرین شوند.

به جز نقش اشتغال­‌زایی، شما توسعه‌ی­ آن صنعت را هم از وظایف کارآفرین می‌­دانید؟
من اعتقادم این است که اشتغال­‌زایی که یک کارآفرین دارد و همین طور توسعه‌ی صنعت که نتیجه‌ی کار آنها است خیلی ارزشمند است اما کارآفرینی ابعاد ارزشمندتر دیگری نیز دارد که موجب امنیت روانی جامعه، ترغیب نوآوری و بارور شدن خلاقیت و توزیع مناسب درآمد در میان مردم می­‌شود و افزایش رفاه اجتماعی را تضمین می­‌کند. من فکر می­‌کنم که ما باید اول ببینیم که رسالت ما از آمدن به این دنیا چیست؟ واقعاً این است که شغل و درآمد ایجاد کنیم؟ ماشین خوب تولید کنیم و سوار شویم؟ اگر این‌گونه باشد پس درحق بعضی از نیاکان و گذشتگان ما که انسان‌­های بسیار شایسته­‌ای بوده­‌اند ظلم شده که مثلاً پدیده­‌ای چون اتومبیل را ندیده­‌اند! بنابراین این‌­ها واقعاً نمی­‌توانند معیارهای رسالت و ملاک واقعی موفقیت باشند، من فکر می­‌کنم که در زندگی دو تا راه بیشتر نداریم که یکی راستی و درستی و نوع‌دوستی است و راه دیگر دقیقاً برعکس این است و با این مقدمه می­‌خواهم عرض کنم کارآفرینی به هر بهایی نباید انجام بشود، کارآفرینی باید در چارچوب اصول اخلاقی اجرا شود و گرنه رانت­‌خواری به درد نمی خورد، کم­‌فروشی و زیاده‌خواهی ارزش منفی دارند. یکی از ویژگی‌­هایی که یک کارآفرین واقعی دارد که باعث تفاوت او از بقیه می­‌شود احساس مسئولیت مداوم اوست و او در هر شرایطی با این حس متعالی زندگی می­‌کند. کارآفرین در مواجهه با مشکل دنبال راه­‌حل است نه صرفاً مدارا کردن! کارآفرین سعی در حل مشکل دارد. کارآفرین خودش را در یک میدان مواجهه با مشکلات قرار می­‌دهد، شکست را مثل یک تجربه می‌­بیند، در واقع مخاطره­‌پذیر است و قدرت رهبری دارد. انگیزه­‌های مالی برای کارآفرین به نظر من یا اصلاً وجود ندارد یا اینکه در اولویت­‌های پایین قرار دارد، آن هم برای استفاده‌ی ابزاری از آن درآمد برای کمک به توسعه‌ی ­کسب‌­وکار و پیش‌برد اهدافش است.

آقای مهندس وظیفه­ی جامعه نسبت به یک کارآفرین چیست؟
با توجه به آن تعریفی که از کارآفرین ارائه دادم این شخص باید توانایی استفاده از سرمایه، علم و تخصص و تجربه و ابزار و غیره را برای تولید یک محصول یا خدمت داشته باشد و مهم­تر اینکه قدرت تحمل ابهامات را داشته باشد و زیر فشارها مقاومت کند و تصمیمات درست بگیرد، او در نهایت می­خواهد یک محصول یا خدمت و مهارتی را در جامعه ایجاد کند و رشد بدهد. به نظرم اصلاً روحیه­‌ی کارآفرین این نیست که دنبال تکریم و تشویق باشد، پس اجازه بدهند او کارش را انجام بدهد، اما ضمن حمایت­های قانونی از کارآفرین، فکر می­کنم باید زیرساخت نیروی انسانی لازم را ایجاد کنیم یعنی باید برنامه­ریزی بشود که خانواده­ها و نهادهای مسئول از دوران مدرسه شروع کنند بچه­ها را آموزش بدهند که آن­ها از همان بچگی نسبت به جامعه‌ی خود احساس مسئولیت کنند که وقتی در محیط تیمی واقع می­شوند بتوانند درست کار کنند، یا وقتی در سازمانی مشغول می­شوند و کارآفرینی به آنها مراجعه می­کند کارشکنی نکنند. در نهایت یک فرهنگ و تعهدی در بین همه ایجاد شود تا برای پیشرفت جامعه و کشورمان تلاش کنیم، این ایجاد شود خیلی مشکلات برطرف می­شود.

آقای مهندس چه مشکلات قانونی را بر سر راه کارآفرینان می‌­بینید؟
مشکلات هستند ولی یکی از آزاردهنده‌­ترین مشکلات این است که در سازمان­‌ها و وزارت­خانه­‌ها یک نگاه از بالا به پایین نسبت به فعالان و مدیران بخش خصوصی وجود دارد، این را باید فرهنگ­‌سازی کرد که بخش خصوصی و دولت دو دسته­‌ی یک آچار هستند که باید به هم کمک کنند تا جامعه رشد کند، پس باید این نگاه از بالا به پایین تصحیح بشود، این یکی از مشکلات روانی کارآفرینان ما است. ما باید کارآفرینان را ناجیان این جامعه بدانیم. این نگاه اگر اصلاح بشود خیلی مؤثر خواهد بود. ضمن اینکه همه­‌ی بنگاه­‌های اقتصادی و بخش‌­های خصوصی با مراجعی از جمله سازمان­ امور مالیاتی، سازمان تأمین اجتماعی و سازمان کار و غیره در ارتباط هستند و این­‌ها می­‌توانند نقش مهمی را در دلگرم کردن کارآفرین بازی کنند. من یک روز در یک جلسه­‌ای بودم در سازمان تأمین اجتماعی، جریمه­‌ی سنگینی به اشتباه برای ما در نظر گرفته بودند و یکی از مسئولین هم خیلی برخورد تهاجمی و تندی داشت با من و جلسه را طوری جلو برد که انگار من دروغ می­‌گویم، هر چند که برطبق ضوابط قانونی حق با بنده بود و بعداً هم ثابت شد و آن شخص هم پذیرفت ولی من موضع و برخورد ناشایست ایشان را پیگیری کردم که چرا با من چنین برخوردی شده است؟ هم از آن شخص و هم از مدیران بالاتر. توجیهی که آن شخص داشت این بود که ما برای اینکه بتوانیم از حقوق سازمان خودمان دفاع کنیم مجبوریم که اینطوری برخورد کنیم یعنی بصورت تهاجمی!!!، من گفتم یعنی چه؟ مگر من دشمن شما هستم؟ اگر هم من دارم اشتباه می­‌کنم شما می­‌توانید در چارچوب قانون من را راهنمایی کنید و تازه اگر کسی دارد به عمد بر خلاف قانون عمل می­‌کند شما باز هم حق ندارید اینطور برخورد کنید. با مدیر بالادست آن فرد صحبت کردم، او از من دلجویی کرد و عذرخواهی و پذیرفت که چنین نگاه و برخوردهایی وجود دارد، در نتیجه این نگاه غلط باید هرچه زودتر اصلاح شود.
همچنین قوانین حمایتی باید در جهت حمایت از بخش خصوصی و تولید وضع شوند. فضای کسب و کار ما در بخش خصوصی یک راهی را می­‌رود و مدیریت کسب و کار در دولت یک راه دیگر که دقیقاًً مثل بحث صنعت و دانشگاه است. الان راه صنعت و دانشگاه ما دو راه متفاوت هستند. برای نزدیک کردن این­‌ها آمدیم بودجه­‌هایی اختصاص دادیم برای شرکت­‌ها و سازمان­‌های دولتی که بروید با دانشگاه قرارداد ببندید ولی محصول کار چیز مطلوبی نبود. بعضی پروژه‌­ها به خوبی انجام می‌­شدند ولی اکثر پروژه‌­ها اینطور بوده که یک بودجه­‌ای اختصاص داده می‌­شد و بعضی از دوستان در دانشگاه رتبه‌ی­ پژوهشی می­‌گرفتند و برای صنعت هیچ اتفاقی نمی­‌افتاد و نتیجه این بود که فاصله‌ی­ این دو بیشتر شد چون اگر کسی در صنعت است به سختی می­‌تواند پروژه بگیرد ولی از طرف دانشگاه اگر باشد این تشریفات و سختی­‌ها وجود ندارد و وقتی کسی این شرایط را می­‌بیند دیگر میلی ندارد وارد صنعت بشود؛ می‌­رود در دانشگاه و یک حقوقی دارد و گاهی هم پروژه می­‌گیرد. ولی واقعاً  اگر به یک شکل مناسبی این بودجه‌­ها را به داخل صنعت تزریق می‌کردیم و حمایت می­‌کردیم شما فکر نمی­‌کنید که متخصصین و دانشگاهی‌­ها خودشان رغبت پیدا می­‌کردند که بدنبال رفع مشکلات صنعت برآیند و از صنعت پروژه بگیرند؟ و اساساً  این میل زیاد جوانان به جذب شدن به هیئت علمی کمتر می­‌شد؟ این که نمی­‌شود در مملکت یک عده درس بخوانند یک عده هم درس بدهند. پس عرضم این بود که قوانین باید با یک دوراندیشی وضع بشود که آخرش صنعت ذلیل و بیچاره نشود و همه دوست داشته باشند وارد دانشگاه بشوند! اگر ما صنعت را تقویت می­‌کردیم اینطور نمی‌­شد. مثلاً چه ایرادی دارد که مدیران پاکدامن و دلسوز شرکت­‌های خصوصی را به عنوان وزیر، معاون و مشاور وزیر وزارت‌خانه­‌های صنعت، نیرو، مخابرات، کار و غیره انتخاب کنیم؟ حرفم این است که از آدم­‌های باتجربه در این زمینه کمک بگیریم برای تسهیل مشکلات.

آقای مهندس تعریف شما از موفقیت چیست؟ و کدام یک از عوامل در موفقیت شما دخیل بوده‌­اند؟ هوش، تلاش، پشتکار یا تسهیلات؟
از دیدگاه بنده موفقیت، زندگی مسئولانه تا آخر عمر در کمال راستی و درستی و در نهایت تلاش است. اینکه آدم چه چیزی از نظر مالی به دست می­‌آورد مطرح نیست مثلاً تا یک انسانی را می­‌بینیم که در کسب و کار ثروتی بدست آورده نمی­‌توانیم بگوییم که حتماً موفق است. لذا به نظر من با توجه به ویژگی­‌هایی هم که برای کارآفرین گفتیم موفقیت را در زندگی مسئولانه می­‌بینیم که خود می‌تواند در مواردی منجر به کارآفرینی شود. من رعایت اصول اخلاقی را در پیچ­‌های سخت زندگی موفقیت می‌­دانم. و اگر بنده موفق باشم از عوامل موفقیت خود، لطف خدا اول است و بعد توکل من به او و بالاخره استقامت و پشتکارم. عمیقا باور دارم اگر یک لحظه لطف خدا از سرم برداشته شود گاهی اتفاقاتی ممکن است بیافتد که جبرانش ممکن نباشد، مثلاً ممکن است من با کاری منشأ آموزش غلط برای دو نفر دیگر می­‌شدم و آن دو نفر در مسیری می­‌افتادند و به صورت تصاعدی زیاد می­‌شد و هیچ وقت نشود آن را جبران کرد، از خدا شاکرم که برای اعضای مجموعه و اطرافیان خودم هیچ وقت الگوی بدی‌ها نبودم.

آیا تحریم­ها بر روی صنعت شما تأثیرگذار بوده است؟ این تأثیرها مثبت بوده­اند یا منفی؟
حتماً تأثیر دارد. منتها صنعت ما به صورت مستقیم تحت تأثیر قرار نمی­گیرد. یک وقتی هست که می­خواهیم مواد اولیه را وارد کنیم که خب در این صورت تأثیر مستقیم دارد ولی در کار ما اینطور نیست. تأثیر غیر مستقیم و اصلی تحریم بر ما به این صورت است که اگر اوضاع اقتصادی سازمان­ها و شرکت­ها خوب نباشد اولین چیزی را که حذف می­کنند، نرم­افزار است که البته این اشتباه است. ما در صنعت تولید فلزات، نرم­افزاری را نوشته بودیم که در دوره­ای اوضاع خوبی نداشتند که به نظر من آن روزها خیلی به دردشان می­خورد، چون با داشتن آن می­آموختند که بهتر بتوانند مدیریت کنند و شرایط را تحلیل کنند ولی معمولاً از این موضوع غافل هستیم. به هرصورت با تحریم­ها یک سری مشکلات هم در ارتباطات پیدا کردیم بعنوان مثال ما از فضای میزبان  اینترنتی خارج از کشور استفاده می­کردیم که این ارتباطات الان قطع شده است. خب این­ها جایگزین شده و در داخل کشور انجام می­دهیم و درکل ممکن است که مشتری­های ما پول کمتری برای خرج کردن در این زمینه داشته باشند و فعالان عرصه‌ی IT‌ دچار مشکل بشوند.

در پایان اگر مطلبی باقی ­مانده است یا اینکه توصیه­ای برای فارغ­التحصیلان دارید بفرمایید.
من تقریباً همه‌ی حرف­های مهمم را در مدت این زمان زدم و سؤال­های شما هم خیلی کامل بود، بنده معتقدم که “آب دریا را اگر نتوان کشید/ هم به قدر تشنگی باید چشید” خیلی نباید به نتایج وابسته باشیم، رسالت ما این است که تلاش خودمان را انجام بدهیم. دانشجوها و فارغ­التحصیلان باید خیلی امیدوار باشند، مثبت باشند. همیشه با تلاش می­شود به نتیجه رسید و به نظر من مشکل در این است که ما در آرمان­هایمان دچار تردید می­شویم و لازم است که دوباره آرمان­ها را مرور کنیم. اصلاً این کشور را به جز ما چه کسی باید بسازد؟ نباید مسئولیتمان را نسبت به جامعه و سرزمین مادریمان فراموش کنیم و باید هر روز روی این ویژگی کار کنیم. فراموش نکنیم که تحصیلات و دانش، مسئولیت اجتماعی ایجاد می­کند. ضمناً اینکه اگر می­خواهند کار تیمی بکنند باید مهارت­های آن را قبلاً کسب کنند و حتماً اول یک رهبر و فرمانده‌ی شایسته را مشخص کنند و به او اعتماد داشته باشند و ممکن است یک سال یا دو سال موفق نباشند، نباید دلسرد بشوند و گفتم که باید موفقیت را تعریف بکنند. موفقیت این است که صادقانه تلاش کنی، این حتماً به نتیجه می­رسد و در باورهای من، تلاش صادقانه، خود بهترین نتیجه است، ما تحصیل کرده­ها در جامعه الگو هستیم پس باید سعی کنیم الگوی خوبی باشیم و رسالت خودمان را پیش ببریم.

انشاالله که اینطور باشد. خیلی استفاده کردیم.
از تیم علاقمند و کوشای شما بی­اندازه سپاسگزارم.

دسته‌بندی نشده
ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. زمینه های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *