گفتگو با آقای مهندس علیرضا رازقی

 گفتگو با آقای مهندس علیرضا رازقی
دانش‌آموخته‌ی مهندسی عمران ورودی 1353
مدیرعامل شرکت ذل‌سازه
تلفن: 2269378
Email: info@zelsazeh.com

لطفاً خودتان را معرفی کنید و بفرمایید در چه مقطع تحصیلی در دانشگاه شریف بودید؟
من علیرضا رازقی هستم، سال 53 در رشته‌ی مهندسی عمران گرایش سازه در دانشگاه شریف پذیرفته شدم، برای مقطع کارشناسی ارشد در 3،2 دانشگاه پذیرفته شدم که چون به دانشگاه عادت کرده بودیم همان‌جا ماندیم، منتها دوران تحصیلم مقارن با انقلاب فرهنگی شد و فوق لیسانس ما حدود 9 سال طول کشید. بعد یک سالی هم به کشور ژاپن رفتم و دیپلم عالی مدیریت گرفتم.

آقای مهندس در مورد سوابق کاری خودتان از ابتدا تا تأسیس شرکت ذل‌سازه توضیحاتی بفرمایید؟
سال 59 شرکتی به نام راهبر را خودم تأسیس کردم، بعد چند شرکت دیگر را عوض کردیم تا این‌که 3 سال پیش شرکت ذل‌سازه را تأسیس کردیم. کارهایی هم که در طول زمان کاری انجام گرفته یک بخشش ساختن کارخانه‌ها بوده، بخش دیگر شهرک‌سازی می‌کردیم، شهرک‌های مثل شهرک کارمندان ایلام، شهرک شاهد اهواز، شهرک سیمان قائم، شهر صنعتی البرز، شهرک مسکونی نیروگاه رامین که در اهواز بود. در ضمن در صنایع دفاع یک کار بزرگی انجام دادیم که یک کارخانه‌ی آجر نسوز برایشان ساختیم. هم‌چنین در بخش انتقال نیرو با شرکت فراساز همکاری می‌کردیم. در بخش انتقال نیرو و مخابرات شاید در طول 10، 12 سال که من آنجا بودم حدود 100 پروژه انجام دادیم تا این شرکت را خودم تأسیس کردم، در این 3، 4 ساله دیگر نمی‌شد تخصصی کار کرد چون خیلی از وزارت‌خانه‌ها بودجه‌ی پروژه‌هایشان را قطع و یا خیلی کم کرده بودند.

زمینه‌ی فعالیت‌های شرکت ذل‌سازه چیست؟
در این شرکت در بخش ابنیه و انتقال نیرو و همچنین روی ساخت کارخانه‌ها فعالیت می‌کنیم، یعنی مجبور شدیم که به‌طور همزمان یک تخصص را چند شاخه بکنیم که بتوانیم شرکت را سر پا نگه داریم.
من ترجیح می‌دهم که قبل از این‌که راجع به کارآفرینی باهم صحبت کنیم ببینیم که اصلاً کار چیست، بعد چه کسی با چه معیاری کارآفرین است یا نیست.

خوب پس تعریفی از کار برای ما بفرمایید.
اصولاً کار یک فرآیند یا عملی است که منجر به بالا بردن شاخص‌های کلی در مملکت بشود. حالا این شاخص‌ها می‌تواند اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، بهداشتی و غیره باشد. فرآیندها یا عمل‌هایی که این دست‌آورد را نداشته باشند، درواقع در این تعریف نمی‌گنجند؛ مثلاً یک پزشک شاخص‌های بهداشتی یک جامعه را تغییر می‌دهد یا یک معلم با کار خودش شاخص‌های فرهنگی را ارتقا می‌دهد. پس طبق این تعریف خیلی از چیزهایی که ما به آن کار می‌گوییم، در این تعریف نمی‌گنجد. در سال‌های اخیر بیشترین و پرسودترین کارها، کارهای دلالی بوده که این بیشتر اسمش یک بهره‌وری شخصی است که نه تنها اکثر مواقع بازتاب مثبتی در جامعه ندارد، بلکه در خیلی از موارد به ضرر رشد اقتصادی و اجتماعی مردم می‌شود.
کاری که ما می‌خواهیم برای بالا بردن رشد اقتصادی مملکت و در زمینه‌های دیگر پیاده کنیم، شرایطی دارد. کار وقتی معنا پیدا می‌کند که در یک شرایط مساوی و عادلانه، انسان‌هایی که دنبال کار هستند بر اساس شایستگی‌شان می‌توانند کارهایی را انتخاب کنند یا از نو بسازند و یا استخدام بشوند. یعنی تنها شرایطی که کار می‌تواند در آن رشد پیدا کند.
 

حالا بیشتر به سمت کارآفرینی برویم!
وقتی شرایط کار و خود کار شرایط نامناسبی دارد زیاد نمی‌شود در مورد شرایط کارآفرینی صحبت کرد. شرایط برای کارآفرینی محقق نیست و یا خیلی سخت شده است.

به نظر شما کارآفرین به چه کسی می‌گویند؟
کارآفرین کسی است که با تجربه، تخصص، استعدادها و با سرمایه‌اش می‌خواهد یک کار نویی را ایجاد کند، یک واحد جدیدی را تأسیس کند که در واقع افرادی را که شرایط کارآفرینی ندارند را به خدمت بگیرد، کار برایشان ایجاد کند و در واقع آن سیستمی که بنیان گذاشته را در جهت بالا بردن آن شاخص‌های مملکتی به بهره‌وری برساند، البته کسانی که بدین معنی کارآفرین هستند و بودند فکر کنم همه به 10 سال قبل مربوط باشند، یعنی در این چند سال­ اخیر چون شرایط کار و کارآفرینی زیاد مساعد نبوده، ما چنین آدم‌هایی را ندیدیم که ظهور کنند. من فکر می‌کنم که شما با اکثر آدم‌هایی که مصاحبه کردید بالای 40 سال بودند، یعنی آن‌ها کارشان را خیلی قبل شروع کرده‌اند و حالا هم فکر می‌کنم با مشکلاتی مواجه هستند. برای یک کارآفرین خیلی سخت است که کسانی که دور خودش جمع کرده یا واحدی را که به وجود آورده مجبور شود که کوچکش کند و آن بازده را خیلی کم کند. کارآفرینان ترجیح می‌دهند در این موقعیت این کار را نکنند چون مشکلات خیلی زیاد شده‌اند.
ما می‌توانیم در مورد شرایط ایده‌آل صحبت کنیم که اگر این‌جوری باشد، این‌جوری می‌شود، ولی ما می‌خواهیم در مورد واقعیت‌ها صحبت کنیم.

مهم‌ترین مسئله در کارآفرینی چیست؟
مهم‌ترین چیزی که می‌تواند نقش بازی کند، ثبات است. ثبات می‌تواند سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و غیره باشد، یعنی در حالت ثبات است که می‌شود به مواردی دست پیدا کرد و در واقع کسانی بیایند وسط میدان کار انجام دهند که حداقل بتوانند یک سال آینده را پیش‌بینی کنند. یعنی اگر من الان بخواهم یک پروژه‌ای را شروع کنم که یک سال و نیم طول می‌کشد. باید من حداقل یک سال آینده‌ام را پیش‌بینی کنم، یا کسی که می‌خواهد سرمایه‌گذاری کند واحدی، کارخانه‌ای یا شرکتی را تأسیس کند، آن هم باید یک پیش‌بینی را از آینده­ نزدیکش داشته باشد که بتواند روی آن برنامه‌ریزی کند. در حال حاضر این پیش‌بینی‌ها امکان‌پذیر نیست. ما حتی نمی‌توانیم یک ماه آینده را پیش‌بینی کنیم که حالا از نظر اقتصادی که قیمت‌ها در چه مقیاسی خواهد ماند. من دیروز یک جلسه‌ای داشتم با یک کارفرما که خیلی از کارهایش را هم انجام دادیم. از ما قیمت می‌خواست. گفتم نمی‌دانم چه قیمتی باید بدهم، من امروز می‌توانم قیمت بدهم ولی فردا را نمی‌دانم. برای همین‌کار، یک کارخانه‌ای هست که ما برای آیتم‌های تأسیساتش هفته‌ی پیش قیمت گرفتیم، همه به ما 24 ساعته قیمت دادند.
اگر راحت بخواهم بگویم، مثلاً اگر دلار را بخواهیم مثال بزنیم مهم نیست که دلار 1000 تومان باشد یا 10 هزار تومان، مهم این است که این قیمت سال آینده ثابت باشد. خوب همه زندگیشان را با آن چیز ثابت تطبیق می‌دهند. فقط دلار نیست، خیلی از نوسانات دیگر هم هست که همین‌طور است و مشکل است که در مورد شرایط کارآفرینی در موقعیت فعلی بخواهیم صحبت کنیم.

پیرو صحبت شما آیا ثبات قانونی را هم در این ماجرا دخیل می‌دانید ؟
ثبات که عرض کردم در همه‌ی رشته‌ها وجود دارد. بعضی از دوستان بر اساس تعرفه‌هایی که وجود داشته اجناسی را وارد کردند، یعنی بخشی از پول را دادند و بخشی را وقتی به بندر برسد باید پرداخت می‌کردند. این جنس‌ها که در راه بوده یک‌باره 40 رقم ورود کالا را ممنوع کردند. این‌ها هم کالای صنعتی داشتند و هم کالای خوراکی. خوب این عدم ثبات هم خیلی ضربه می‌زند. حالا عقل سلیم این‌جوری می‌گوید که اگر منِ مسئول بخواهم ورود یک کالایی را ممنوع کنم، لااقل می‌گویم از این تاریخ دیگر مجوز ورود این کالا داده نمی‌شود، ولی کسانی که قبلاً مجوز گرفتند باید بتوانند این‌کار را بکنند. هم ثبات نیست هم تصمیمات درست گرفته نمی‌شود. قوانین که ثابت هستند، این مقررات، تعرفه‌ها و غیره هستند که با بخش‌نامه و دستور عوض می‌شوند. این‌ها باعث نگرانی‌اند،آن هم در مقوله‌ی ثبات می‌گنجد. بله، قوانین و مقررات هم باید یک ثباتی داشته باشند یا اگر تغییر می‌کنند در جهت بهبود تغییر کنند.

آقای مهندس تأثیر شرکت‌های مشابه یا رقیب داخلی در کار شما به چه صورت است؟
شرکت‌های دوست داخلی که زیاد داریم، حالا اسمشان را رقیب بگذاریم یا همکار، من با آن‌ها در تماس هستم و اکثراً این مشکلات را دارند. خیلی­ از آن‌ها ترجیح دادند که در این مدت تا وقتی که اوضاع از نظر اقتصادی آرام‌تر بشود کاری نگیرند. یعنی در این شرایط زیاد هم رقیب نیستیم چون سر کارها زیاد دعوا نمی‌کنیم. همه سعی می‌کنند یک کاری را انجام بدهند که امنیت داشته باشد، مثلاً در رشته‌ی ما سعی می‌کنند کارها را به‌صورت پیمان مدیریت بگیرند که هزینه‌اش با کارفرما باشد و آن شرکت‌ها درصد مدیریت و اجرا را بگیرند. خوب کارفرماها هم زیاد به این مسئله راضی نیستند، چون می‌خواهند قرارداد که می‌بندند، بودجه و قیمت کارشان معلوم باشد، الان هم نمی‌شود قیمت را مشخص کرد.

شرکت‌های خارجی هم بودند که در این چند سال اخیر به‌خاطر تحریم در ایران فعالیت نکنند؟
من مستقیماً در ارتباط نبودم، ولی خوب در اخبار می‌شنویم که خیلی از شرکت‌های خارجی رفتند، مخصوصاً از مناطقی مثل عسلویه، ماهشهر و غیره. این چیزی نیست که بشود پنهان یا انکار کرد، این‌ها واقعیت‌هایی است که وجود دارد و همه هم از آن خبر دارند.

این تحریم‌ها تأثیر سوء یا مثبتی در کار شما داشته است؟
می‌توانم بگویم که نه. در واقع شرکت‌هایی که الان به‌صورت شرکت‌های پیمان‌کاری هستند زیاد با هم رقابتی ندارند. چند سالی هست که جای آن شرکت‌های خارجی که رفتند را قرارگاه خاتم‌الانبیاءگرفته است، البته اعلام کردند که قرارگاه خاتم در پروژه‌های زیر 100 میلیارد تومان شرکت نمی‌کند ولی احتمالاً شرکت‌های تابعش این‌کار را می‌کنند.

آقای مهندس شما از چه تاریخی کار را شروع کردید؟ آیا دوره‌ی دانشجویی‌تان هم کار کرده بودید؟
من در دوران دانشجویی در یک شرکتی مهندس مشاور به نام بهساز کار می‌کردم. البته نمی‌دانم هنوز هم این شرکت برپا است یا نه! آنجا برای آقای مهندس برادران و چند نفر دیگر بود ولی کار پیمان‌کاری را از سال 59 شروع کردم.

تنها شروع کردید یا با دوستانتان بودید؟ آیا هم‌دوره‌ای‌های شما هم وارد این‌ کار شدند؟
نه، هم‌دوره‌ای‌های من یا خودشان مستقل کار کردند یا جذب شرکتی شدند، الان هم­ اکثراً سهام‌داران شرکت‌ها هستند. من کارم را با یکی از دوستان شروع کردم که البته ایشان شریفی نبودند و بعد از 17 سال همکاری از هم جدا شدیم. بعد از آن به مدت 12 سال مدیرعامل شرکت فراساز بودم. آن دوران خیلی دوران پررونق و پرکاری بود و در هر مقطع که فکر می‌کنم ما بین 15 تا 22 پروژه داشتیم، البته آن موقع بیشتر در بخش انتقال نیرو و مخابرات کار می‌کردیم. بعد از شرکت فراساز شرکت دیگری را تأسیس کردم ولی با شرکا به توافق نرسیدیم، نهایتاً 3 سال پیش این شرکت را دوباره خودم ثبت کردم. شاید بهتر است بگویم ما بازنشستگی نداریم، ما به کار معتادیم و کار دیگری بلد نیستیم.

آقای مهندس تعریف شخصی شما از موفقیت چیست؟
برای موفقیت دو تعریف وجود دارد، یکی تعریفی است که در واقع آدم در درون خودش حس می‌کند، یک تعریفی هم وجود دارد که کسانی که از بیرون نگاه می‌کنند، این تعریف را دارند. تعریف شخصی من از موفقیت، لذت بردن از نتیجه‌ی کارهایی که انجام می‌دهیم و همچنین آرامش درونی است. به نظر من آدم موفق کسی است که از کارهایی که انجام داده و نتایج آن، لذت ببرد و با آن به آرامش برسد، ولی از نظر آن بازتاب بیرونی متأسفانه معیارهای موفقیت معیارهای دیگری­ است. الان در جامعه‌ی ما معیارهای موفقیت این شده است که شما چه خانه‌ای داری یا چه ماشینی سوار می‌شوی و غیره. یعنی به مسائل مالی محدود شده است که این اصلاً مورد پسند من نیست.

در موفقیت شخصی خودتان چه عاملی را پررنگ‌تر می‌بینید؟ هوش، تحصیلات یا پشتکار؟
من وقتی شروع کردم سرمایه‌ای نداشتم، شرکتی را که تأسیس کردم سرمایه‌اش 100 هزار تومان بود، البته 30 سال پیش 100 هزار تومان پول خوبی بود. اولین چیزی که آدم در رسیدن به موفقیت می‌خواهد، خواستن است. یعنی آدم بخواهد یک کاری را انجام بدهد. این خواستن که وجود داشته باشد برای انجام این خواسته یک عواملی هم باید در کنارش باشد. مثلاً تخصص، پشتکار، سخت‌کوشی و غیره، که لازمه‌ی این‌ کار است. من یادم هست که سال سوم یا آخر دانشگاه که بودم، یک شرکت ایتالیایی آمده بود پرسشنامه‌هایی را به دانشجویان داده بود که کسانی که می‌خواهند بعد از فارغ‌التحصیلی‌شان در این شرکت کار کنند، این فرم‌ها را پر کنند و می‌گفتند ما از ماه آینده هم که آن فرد دانشجو است به او کمک‌هزینه‌ی تحصیلش را می‌دهیم که بعد بیاید برای ما کار کند. 30 ،40 درصد از این طرح استقبال کردند. آن‌ها هم کسانی بودند که می‌خواستند بروند جایی کار کنند، بقیه‌ی بچه‌ها یا برای ادامه‌ی تحصیل می‌خواستند بروند خارج یا می‌خواستند برای خودشان کاری را شروع کنند و آن‌هایی هم که از هم‌دوره‌ای‌های من فارغ‌التحصیل شدند و کار خودشان را شروع کردند، اکثراً آدم‌های موفقی هستند. آن‌ها هم می‌خواستند این‌کار را بکنند هم هوش و استعدادش را داشتند، هم پشتکار داشتند و موفق هم شدند.

آقای مهندس الان خیلی از فارغ‌التحصیلان مایلند که کار گروهی انجام بدهند. شما با توجه به تجربه‌هایی که دارید، ویژگی‌های یک گروه موفق را چه می‌دانید؟ افراد باید چه شاخصه و روحیاتی داشته باشند تا بتوانند یک کار گروهی موفق انجام بدهند؟
خدمتتان عرض کنم که آدم‌ها با هم متفاوت هستند. هرکسی یک‌جوری فکر می‌کند، یک طرز فکری دارد و دنبال یک هدفی است. مهم‌ترین چیزی که می‌تواند یک گروه را منسجم نگه دارد و به هدفشان برساند، یک مدیر لایق است. یعنی کسی که این گروه را برای یک هدف مشخص مدیریت می‌کند بدون این‌که بداند طرز فکر هرکس چیست. برای یک گروه، چارت سازمانی پیاده کند، شرح وظایف را برای هرکسی داشته باشد و این گروه را مدیریت کند. الان مهم‌ترین چیز در موفقیت بنگاه‌های اقتصادی مدیریت و برنامه‌ریزی است، اگر می‌خواهند گروه‌ها موفق شوند باید یک مدیر لایق داشته باشند.

جای خالی چه آموزه‌هایی را در دانشگاه احساس می‌کنید؟
من فکر می‌کنم که دانشگاه دیدش یک دید علمی­ است. حالا بعضی دانشکده‌ها مثل عمران یا زمان ما سازه بعضی امکانات را در ارتباط با کارشان هم مثل کارگاه‌ها و آزمایشگاه‌ها دارند، ولی دانشگاه بیشتر از این نمی‌تواند کاری بکند. توصیه‌ی من این است که دانشجوها به‌صورت پاره‌وقت هم که شده در رشته‌ی خودشان در شرکت‌ها کار کنند، حتی بدون حقوق و بروند محیط کار را بشناسند. البته کمکی که دانشگاه می‌تواند بکند که من تا به حال ندیدم، معرفی این دانشجوها به بخش صنعت و کارخانجات است که تا قبل از فارغ‌التحصیل شدن با محیط کار آشنا بشوند. این باعث می‌شود که شما وقتی فارغ‌التحصیل شدید علایقتان را پیدا کنید. یک دانشجو شاید برود یک شرکت پیمان‌کاری و بعد ببیند با روحیه‌اش نمی‌سازد. می‌خواهد شغل را عوض کند، به سمت شرکت‌های مشاوره‌ای حرکت کند، ولی اگر قبل از فارغ‌التحصیلی این مراحل گذرانده شود، تکلیفش روشن‌تر می‌شود.

آقای مهندس رویکرد شما برای جذب نیرو چگونه است؟ آیا نیروهای فارغ‌التحصیل جوان که دارای علم روز هستند را ترجیح می‌دهید یا نیروی با سابقه‌ی کار بیشتر؟
این‌که برای چه پستی این نیرو را نیاز داشته باشیم مهم است، شاید 10، 15 سالی است که در شرکت‌های مختلف ما برای گرفتن نیروها معمولاً در روزنامه آگهی می‌دادیم، در این سال‌ها شاید کسانی که برای کار رزومه می‌دادند 4 یا 5 درصدشان بیشتر از دانشگاه‌های مثل شریف، تهران یا امیرکبیر نبودند و 95%شان دانشجوهای دانشگاه آزاد بودند. من نمی‌دانم دانشجوهای این دانشگاه‌ها چه‌ کار می‌کنند، حتی یادم می‌آید یکی دو بار با انجمن فارغ‌التحصیلان تماس گرفتیم و در دانشگاه آگهی زدیم ولی کسی جلو نیامد، بر این اساس است که من فکر می‌کنم خوشبختانه همه‌ی بچه‌های ما همه‌ی کارهای خوب دارند. در مورد سؤال شما بستگی به این دارد که برای چه پستی می‌خواهید این نیرو را استخدام کند. بعضی کارها هست که آدم می‌تواند تجربه‌ی خودش را در یکی دو ماه به طرف منتقل کند و او را مشغول به کار بکند که روال خاصی ندارد.

آقای مهندس وضعیت ارتباط صنعت با دانشگاه را چه‌طور می‌بینید؟
در کار خودم من از این موضوع زیاد اطلاعی ندارم ولی از جاهای دیگر که اطلاع دارم معمولاً در کشورهای دیگر صنایع اگر بخواهند کار جدیدی انجام بدهند آن را می‌سپارند به دانشگاه‌ها که دانشگاه‌ها هم معمولاً با یک استاد و تعدادی دانشجو روی آن موضوع تحقیق می‌کنند و البته بودجه‌ای هم در اختیارشان قرار می‌گیرد. در ایران زیاد اطلاعی ندارم که این اتفاق می‌افتد یا نه! ولی منطقیست که این ارتباطات هرچه تنگاتنگ باشد به نفع هر دو طرف است.

آقای مهندس مسئله‌ای هست که خیلی از فارغ‌التحصیلان دانشگاه شریف خودشان کارآفرین می‌شوند، مدیر، مدیرعامل و مسئول شرکت‌های خودشان هستند. چه ویژگی‌های مدیریتی را شما به آنها پیشنهاد می‌کنید؟
تا آن‌جایی که من تجربه کرده‌ام نمی‌خواهم بگویم مدیریت یک امر ذاتی است، ولی یک استعداد ویژه می‌خواهد که خیلی‌ها ذاتاً ندارند، ولی می‌توانند با تحقیق و تحصیل در این مقوله با روش‌های مدیریتی روز آشنا بشوند. توصیه‌ام این است که در تحقیق و تحصیل در این داستان در مدیریت کمی فعالیت بکنند. در واقع مدیریت، بهره‌وری از کمترین امکانات با بیشترین بازده است. مدیریت بخش‌های مختلفی دارد مثل مدیریت بحران، مدیریت فرهنگی که این‌ها را باید مطالعه کنند.

آقای مهندس اگر مطلب خاصی باقی مانده است بفرمایید.
من صحبت دیگری ندارم، امیدوارم که همه‌ی دانشجویان و کارآفرینان کشور موفق باشند.

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. زمینه های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *