گفتگو با آقای مهندس اصغر اسماعیلی

گفتگو با آقای مهندس اصغر اسماعیلی
دانش‌آموخته­‌ی مهندسی عمران
مدیرعامل شرکت ایمن تقاطع
تلفن: ۲۲۶۴۰۵۹۴
Email: Esmaeili359@yahoo.com


جناب آقای مهندس اسماعیلی یک سابقه‌­ای از تحصیل خودتان بفرمایید؟
من اصغر­ اسماعیلی هستم، مقطع‌ کاردانی را در رشته‌ی ‌عمران در دانشگاه اردبیل‌ گذراندم. کاردانی به‌ کارشناسی را در دانشگاه‌ آزاد تبریز و مقطع کارشناسی‌ارشد را در دانشگاه شریف بودم و سال 81  نیز از دانشگاه شریف فارغ‌التحصیل شدم.

آقای مهندس‌ کار را از چه زمانی شروع‌ کردید؟
از سال 81 به صورت حرفه­‌ای وارد عرصه­‌ی کار شدم و از سال 82 تا انتهای سال 83 به‌ عنوان معاونت حمل‌ و نقل ترافیک شهرداری‌ کرمان بودم. چون رشته‌‌ی کارشناسی‌ارشد من راه و ترابری بود، موضوعات ترافیکی را هم از سال 81 تا 83 دنبال می­‌کردم و به واسطه‌ی پیشنهاد یکی از دوستانم وارد آن عرصه شدم.

لطفاً راجع به شرکت مهندسین مشاور ایمن تقاطع توضیحاتی بفرمایید.
شرکت مهندسین مشاور ایمن ‌تقاطع را در سال 83 تأسیس‌کردم. این شرکت در حال حاضر رتبه‌ی یک راه‌سازی، رتبه‌ی 3 راه­‌آهن، رتبه‌ی 3 ساختمان­‌های مسکونی‌ و رتبه‌ی 3 حمل و نقل ترافیک را دارد. در حال حاضر پرسنل ‌ما به‌ بالای 100 نفر می­‌رسد. در خود شرکت ایمن تقاطع هم یک سری‌ کارهای جدیدی انجام دادیم. حوزه­‌ی فعالیت شرکت ‌ایمن‌ تقاطع در عرصه­‌ی فنی­ مهندسی ‌است. ما هم سعی‌ کردیم برای اینکه یک برتری نسبت به شرکت‌های دیگر داشته باشیم همیشه‌ به‌ سمت سیستم­‌های جدید برویم، ‌یعنی‌ سیستم­‌هایی‌ که بتوانیم خودمان را متفاوت­‌تر از بقیه نشان دهیم. سال 83 در عرصه‌ی راه ‌که رسالت اصلی ‌شرکت ‌ما بود به سراغ سیستم بازیافت سطح رفتیم، در این ‌زمینه بنده یک پروژه‌ در افغانستان داشتم. در ایران به ‌همین ‌خاطر تجاربی را به‌ دست‌ آورده‌ بودم. این‌ کار برای اولین ‌بار در ایران ‌انجام‌ می‌شد و سیستم‌ جدیدی بود. بنده اطلاعاتم ‌را سال 85 به صورت یک‌ کتاب تحت عنوان “بازیافت سطح”‌ که توسط بنده ‌و آقای دکتر مرندی تألیف ‌شد به چاپ رسانیدم. آن ‌زمان اداره‌ی کل راه و ترابری استان تهران برای اولین بار قصد داشت‌ که این‌ سیستم  ‌را پیاده‌ کند، از ما هم دعوت‌ کرد که به عنوان مشاور دستگاه نظارتی در این موضوع شرکت‌ کنیم.
در عرصه‌ی حمل‌ و نقل ‌هم با توجه به نیازهای‌ کشور سراغ سیستم­‌های جدیدی رفتیم‌. راجع به‌ آلودگی هوا‌ی تهران که سال 88 به اوج خود رسیده بود، تصمیم گرفتیم‌ که به سراغ سیستم­‌های حمل و نقلی‌ که در آلودگی هوا تأثیرگذار است برویم، به همین منظور به سراغ دوچرخه رفتیم و با بدست آوردن اطلاعاتی در این زمینه یک پورتال تخصصی در این زمینه راه­‌اندازی کردیم. کتابی را به این نام در این خصوص ‌ترجمه‌ کردیم- “راهنمای توسعه‌ی دوچرخه در شهرها” – و اولین‌ کنفرانس بین­‌المللی دوچرخه‌ی شهری را در راستای توسعه‌ی این موضوع در 23 و 24 مهرماه 90 برگزار کردیم. هدف از این موضوع اطلاع‌رسانی‌ در خصوص اهمیت توسعه‌ی سیستم­‌های حمل و نقل ‌پاک در کشور بود که این سیستم‌ها از دوچرخه که پاک‌ترین وسیله‌ی حمل و نقل بود شروع‌ می‌­شد تا وسایلی همچون موتورهای برقی و خودروهای هیبریدی و غیره. الان در مورد شهر تهران‌ که در فصل زمستان وضعیت‌ آلودگی‌ آن خیلی نگران­‌کننده می­‌شود به واسطه‌ی همین موتور­سیکلت­‌های بنزینی است ‌که ‌آلودگی‌شان 8 برابر خودروهاست و 2/5 میلیون موتورسیکلت و همچنین 3/5 میلیون خودرو در تهران تردد می­‌کنندکه 2/5 میلیون موتورسیکلت معادل 20 میلیون خودرو ایجاد آلودگی می­‌کنند و دولت با یک برنامه­‌ی مشخص می­‌تواند این موتورسیکلت­‌های بنزینی ‌را به موتورسیکلت­‌های برقی تبدیل‌ کند و دوچرخه­‌های هیبریدی می­‌توانند بهترین جایگزین باشند. ولی این‌ کار به یک برنامه‌ و بخش‌نامه‌ی حمایتی نیاز دارد. زمانی‌ که موتورسیکلت برقی به صورت وارداتی یا مونتاژ در داخل وارد کشور می‌شود قیمت‌ آن دو برابر موتور بنزینی خواهد بود و مشخص است‌ که این برنامه توسعه پیدا نمی­‌کند. این وظیفه‌ی حکومت است‌ که بایستی از این موضوع حمایت کند. به عنوان مثال من‌ که به عنوان یک مصرف‌کننده هستم در هنگام خرید دو پارامتر قیمت و عملکرد را در نظر می‌گیرم و در اینجا وظیفه‌ی حکومت است که با تصویب بخش‌نامه‌های حمایتی فاصله‌ی قیمت­‌ها را به همدیگر نزدیک نماید. در حال حاضر 50% موتورسیکلت­‌های کشور چین برقی هستند. آلودگی صوتی ‌و زیست‌محیطی هم ندارد. ما هم باید به این سمت حرکت‌ کنیم، به این دلیل‌ که آلودگی هوای شهر تهران به محدوده­‌ی هشدار رسیده است. من‌خودم بیماری‌ آسم دارم، اگر مسئولین حمایت نکنند این مسئله ‌گریبان­‌گیر همه‌ی جامعه می­‌شود.
در عرصه‌ی ساختمان، زمانی‌که بحث مسکن مهر در کشور مطرح شد به سراغ سیستم­ ساختمان­‌های صنعتی ‌رفتیم. این‌ سیستم هم بررسی‌ خاصی داشت. در این خصوص تکنولوژی کشور نیوزیلند بررسی شد. در این تکنولوژی تمامی عناصر ساختمان در کارخانه به صورت پیش‌ساخته با کنترل‌های دقیق ساخته می‌شد. این‌ کارخانه قابلیت این را داشت که هر شهرکی‌ در شعاع 200 کیلومتری آن بود را می‌توانست پوشش دهد و قابلیت اجرای 60 طبقه را داشت. با این تکنولوژی زمان ذخیره می‌شد، یعنی ‌در یک بازه‌ی زمانی‌ کوتاه شما می­‌توانستید برج­‌های 19-20 طبقه را اجرا کنید. مشابه‌ آن در کشور مالزی بود که با همین سیستم یک برج 19 طبقه را 5 ماهه ساخته بودند، این‌ تکنولوژی دقت بالایی در اجرا داشت، چون مشکلات اجرا‌ در ساختمان، ناشی‌ از عدم دقت نیروی انسانی در اتصالات ساختمان، و اجرا و غیره است. با این موضوع نقاط ضعف در ساختمان که در نهایت باعث ریزش ساختمان در شرایط بحران می‌گردد، ضعیف می‌شود. ما تلاش می‌کنیم این تکنولوژی را در کشور اجرا کنیم ولی اوضاعی‌ که در کشور وجود دارد، از آنجایی که بحث اعتبارات و منابع محدود است ‌و همچنین مشکلات دیگری‌ هم‌ وجود دارد، اگر ما مجوز اجرای این تکنولوژی را بگیریم نمی­‌توانیم‌ تسهیلات مربوطه‌ را برای این موضوع دریافت‌ کنیم و حال امیدواریم‌ که‌ آن شرایط مهیا شود.
در عرصه‌ی فنی ‌و مهندسی‌ آن‌ کارهایی‌ که ما نوآوری‌ کردیم را خدمتتان معرفی‌ کردم‌ و بعد از آن بحث مهندسی ارزش را داریم‌ که در خیلی از پروژه­‌ها کارگاه­‌های مهندسی ارزش را برگزار کردیم و آموزش‌های لازم را در استان­‌های مختلف به پرسنل کارفرمایان دادیم و همه‌ی این‌کارها به واسطه‌ی این بود که می­‌خواستیم یک مقدار متفاوت­ باشیم. از افراد باتجربه­‌تر استفاده‌ کردیم، ساختارهای سازمانیمان ‌را طوری درنظر گرفتیم‌ که انگیزه‌ و علاقه‌ی مدیران اصلی‌ شرکت را زیاد کنیم.‌
در خصوص‌ شرکت آروپاژ‌ که بنده رئیس هیئت مدیره هستم،  هدف ما بیشتر بحث‌­های ‌توسعه‌ی بازرگانی در عرصه‌ی بین­‌المللی بود که از سال 88  وارد این موضوع ‌شدیم. از زمانی‌ که وارد این موضوع شدیم تحریم­‌های بانکی و سایر موضوعات هم علیه ایران ‌اتفاق افتاد، چون در تجارت سه بخش‌ داریم، یکی فروشنده‌، یکی‌ خریدار و دیگری بحث انتقال پول ‌است. همیشه اگر خریدار را پیدا کنیم در وضعیت نرمال، تجارت اتفاق می­‌افتد. ولی‌چون ما در ایران مشکل بحث ‌انتقال پول را به سایر کشورها هم ‌داریم این یک مقدار عرصه‌ را باریک‌تر می­‌کند. اینها باعث می­‌شود که شما زما‌ن ‌را از دست بدهید. خریدار هم که همیشه منتظر شما نیست، وقتی می­‌بیند که شما نمی­‌توانید،گزینه‌ی بعدی را انتخاب می­‌کند. ما در این شرکت بیشتر به سراغ صادرات دارو رفتیم و البته چون منطقه‌ی هدف ما آفریقا بود، یک دفتر در آنجا تأسیس‌کردیم. ابتدا رفتیم ببینیم اوضاع بازار آنجا چطور است، نیازهای آنجا را بررسی‌ کردیم، توانمندی‌های این‌طرف هم‌ که مشخص بود. در آنجا دارو جزء نیازهای اولیه‌ آنهاست و از طرفی ‌در بحث تجارت نیز مؤلفه‌ی اقتصادیش هم پررنگ است. بازار دارویی‌ آنجا بیشتر هندی و چینی‌ و اروپایی بودند. از لحاظ‌ کیفی ‌اگر بخواهیم از صد نمره بدهیم‌ چینی و هندی نمره‌ی 20 می­‌گرفتند، اروپایی­ها هم نمره‌ی 100 را می‌گرفتند و ما هم نمره‌ی 60 می­‌گرفتیم. ولی از لحاظ ‌قیمت ‌اختلاف 4 برابر با ایران را داشت و یک بحث دیگر­ی هم‌ که در تجارت دارو وجود داشت این بود که در تجارت بعضی‌ کالاها به علت داشتن حجم بالا مثل سیمان‌ که بحث حملش توسط‌ کشتی انجام می­شد، بازگشت سرمایه­اش هم 5/3 ماهه اتفاق می‌افتد ولی ‌دارو اینچنین نیست، حجم کمتری دارد و حمل‌ آن با هواپیماست ‌و 7 تا 10 روز برگشت سرمایه دارد. خوب دارو جزء اقلامی‌ است‌که مثل‌ سایر مواد غذایی نیست که‌ بدون مجوز بتوانیم به هر جا که خریدار خواست بفرستیم، یک مجوز اولیه هم می‌خواست‌ که ما به هر کشوری‌ که بخواهیم‌ دارو بفرستیم ‌از وزارت بهداشت و درمان ‌آن‌ کشور می­آیند بازدید می‌کنند و برای ‌آنها یک مجوزی را می‌دهند که به پشتوانه‌‌ی آن مجوز ما می­‌توانستیم صادرات را انجام دهیم. یعنی مراحل ‌اخذ مجوز چیزی در حدود 5/1سال طول می‌­کشد. برای شرکت ما تا حدود یک ماه دیگر این بحث مجوزها برطرف خواهد شد و به ‌پشتوانه‌ی ‌آن می­توانیم بحث­های صادرات را داشته باشیم، ولی ما یک فضای خالی داریم‌ که از طریق شرکت دیگری مباحت نقل و انتقال پولی حل‌ و فصل گردیده و آن فضای خالی پر شده است. در هر صورت اولویت اول ما صادرات است.

آقای مهندس تحریم برای شرکت شما چه اثرات سوئی داشته است؟
به عنوان مثال کشور چین به واسطه‌ی اقتصاد بیرون از چین، قطعاً به اینجا رسیده‌ که الان ابرقدرت است. هند هم همینطور است. در حال حاضر این دو کشور بازارهای دنیا را با کالاهای بی­‌کیفیت‌شان به دست‌ گرفته‌اند. در این خصوص سفیران کشورهایی همچون هند و چین دست بخش خصوصی خود را در راستای توسعه‌ی فعالیت‌های بازرگانی و عمرانی خوب گرفته و خوب حمایت می­‌کنند. ما متأسفانه در این زمینه خیلی ضعیف هستیم. یعنی آن سیاستی که اقتصادش متکی به اقتصاد داخلی باشد رو به فنا است. اقتصادی که از دنیای بیرون بهره­‌برداری داشته باشد، رو به‌ توسعه است. ما سیاست رو به ‌توسعه نداریم. یعنی دست و پای ما بسته شده است و نمی­‌توانیم به جلو برویم، فقط فکرمان‌ کار می­‌کند. ولی به‌ هر حال یک سری فرصت­‌ها هم اتفاق می­‌افتد، اوضاع تخصصی­‌تر می‌شود و هرکسی دیگر وارد آن زمینه نمی­تواند بشود. کسی‌ که فکرش‌ خوب‌ کار می­‌کند و خلاقیت هم ‌دارد می‌تواند به صورت‌ تخصصی­‌تر آن مهره­‌ها را بچیند و بعد وارد آن فضا می­‌شود، یعنی‌ کسی‌ که‌ وارد تجارت‌ در ایران‌ می‌شود واقعاً متخصص است. آن کسی‌ که در چین کار می‌­کند فقط کافیست‌ که خریدار را پیدا کند ولی‌ در ایران اینطور نیست. فقط‌ بحث خریدار نیست، بحث انتقال پول، خود دنیایی از تخصص ‌است.

نقش حمایت‌های حاکمیتی به چه صورت بوده است؟
در کشور ما به صورت مجازی یک سری حمایت­‌هایی ‌هست ولی وقتی وارد آن عرصه می­‌شوید که ‌از آن ‌حمایت استفاده‌ کنید، متوجه می­‌شوید که مجازی ‌است ‌و به‌ آن صورت‌ که بایستی‌ باشد نیست، چون منابع ‌ما محدود است. ما در این‌ کشور زندگی ‌می­‌کنیم‌. کشور در حقیقت ‌دچار مشکل ‌شده ‌است ‌و الان ‌یک ‌چالش ‌جدی ‌است ‌و در یک‌ جنگی ‌قرار گرفتیم‌ که‌ جنگ اقتصادی ‌است. شرایط به نحوی است‌ که منابع ‌را محدود کرده است. بحث بهره‌­برداری هم به شیوه­‌ی ‌محدود اتفاق می­‌افتد. از آن ‌منابع‌ ما نتوانستیم ‌استفاده‌ کنیم‌. حالا در بحث ‌عراق‌ که ‌ما رفتیم ‌مذاکراتی ‌را انجام‌ دادیم، در آنجا چون‌ بحث‌ پیش‌پرداخت‌ وجود نداشت‌ گفتند بانک ‌توسعه‌ی ‌صادرات‌ می­‌تواند بحث ‌پیش‌پرداخت ‌را پوشش‌ دهد. گفتند می­‌تواند ولی هنوز نرفتیم ببینیم‌ که واقعاً اینطور است یا نه!

چه سیاست‌های غلطی اتفاق افتاده که باعث ایجاد مشکل در کار شما شده است؟
در عرصه‌ی تجارت بحث اصلی‌ انتقال پول ‌است، وقتی بانک­های ما در تحریم باشند یعنی‌ تجارت‌ خوابیده است اگر در شرایط عادی بودیم هیچ کس‌ مشکل نداشت اما الان صادرات‌ که می­تواند پشتوانه‌ی اقتصادی یک‌ کشور باشد، اگر بخواهیم صادراتی انجام دهیم برای انتقال وجه باید از طریق یک‌ کشور ثالث این‌ کار انجام شود که ‌آن‌ کشور هم سهم خودش را برداشت می­کند. پس درآمد ما کمتر می­شود، اما باید به دنبال ‌یک سری‌ کالاهایی برویم‌ که شرایطش‌ خاص باشد، مؤلفه­‌های اقتصادیش‌ خیلی پر­رنگ باشد که بتوانیم‌ آن خلأ را هم پوشش دهیم.

خب ‌آقای مهندس یک مقدار برگردیم به سمت دانشگاه و دانشجوها. آیا در زمان دانشجویی هم‌ کار می‌کردید؟
من‌ خیلی ‌مدیون‌ پدرم‌ هستم. من ‌در خانواده­ای ‌بزرگ ‌شدم‌ که‌ سطحش ‌از متوسط پایین­تر بود. پدرم ‌میزان تحصیلاتش ‌دیپلم بود ‌و همیشه مشوق ما بود. من حتی‌ در دوره‌ی لیسانس‌ می­خواستم‌ کار کنم، ‌پدرم اجازه نداد. شاید اگر آن زمان‌ کار می­کردم الان به اینجاها نمی­رسیدم‌. به‌ خصوص‌ که ‌برای ‌اشخاصی که سطح مالی پایینی دارند، درآمدهای‌ کوچک شیرینی خاص‌ خودش را دارد، باعث می­شود که یک سری فرصت­های بزرگ را فراموش‌ کنند. در دوره‌ی لیسانس پدرم همه‌ی هزینه­‌های دانشگاه آزاد را پرداخت‌ کرد و در دوره‌ی ارشد هم من‌ خودم‌ خواستم‌ کار کنم‌ ولی باز پدرم ‌اجازه نداد و فقط ترم‌ آخر این کار را کردم. با یک شرکتی به صورت پروژه­ای‌ کار کردم ‌و در هیچ مقطعی‌ من به صورت‌ کارمندی کار نکردم.

آقای مهندس تعریف شما از شخص‌ کارآفرین ‌چیست؟
شخص‌ کارآفرین یک بستری‌ را فراهم می­کند و مسئولیت بزرگش ‌را به دوش می‌کشد، ریسک ‌می­کند و یک سری افراد را وارد آن عرصه می­کند که‌ کار کنند.

به نظر شما بهترین روش تکریم یک‌ کارآفرین چیست؟ اصلاً نیازی به این‌ کار وجود دارد؟ 
قطعاً نیاز است. حمایت­هایی‌ که دولت می­تواند داشته باشد، اولاً تسهیلاتی ‌را به‌ راحتی برای‌ آنها می­تواند در نظر بگیرد، علی‌الخصوص‌ آن‌ کارآفرینانی‌ که در این اوضاع دچار مشکل می­شوند هم بتوانند به نحو احسنت چالش­ها را از پیش‌رو بردارند. شرکت General motor وقتی‌ دچار مشکل ‌شد کشور آمریکا وام‌ سنگینی ‌را به‌ آنها داد که بتواند روی‌ پای خودش ‌بایستد و جلو برود. چرا؟ چون خیلی­‌ها در آنجا کار می­کردند و اگر ور­شکست ‌می­شد یک‌ آسیب ‌بزرگ اجتماعی محسوب ‌می­شد. خوب در اینجا هم‌ همین ‌است. دولت ‌باید از کارآفرین­ها حمایت‌ کند. الان‌ خیلی ‌از شرکت­ها به ‌دلیل  فشارهای ‌زیاد به دنبال تعدیل نیرو هستند.

آقای مهندس تعریف شما از موفقیت چیست؟
برای موفقیت یک تعاریف و سطح انتظارات متفاوتی‌ در تفکر افراد مختلف وجود دارد ‌و هر چقدر که ما خودمان را به‌ آن‌‍ انتظارات نزدیک­‌تر کنیم ‌موفقیت‌ حاصل‌ می­‌شود و هر چقدر آن تعاریف را ساده­‌تر در­نظر بگیریم، ‌یعنی ‌فشار به‌ خودمان ‌نمی‌آوریم‌­‌ و می­‌توانیم به عبارتی خیلی ‌از مسائل ‌را راحت­‌تر حل‌ کنیم. من ‌فکر می­کنم‌ چون سطح انتظارات تعریف شده برای هر شخصی متفاوت است، بنابراین تعریف موفقیت با توجه به سطح انتظارات حالت نسبی دارد. هر چقدر هم آن سطح انتظارات تعریف شده معقول­‌تر باشند، راحت­‌تر می­‌توان به سمت جلو حرکت کرد.

شما خودتان را فرد موفقی می­‌دانید؟
بنده در حال حاضر از شرایط ‌خودم راضی هستم ‌و این‌ یک دلیل ‌دارد و آن ‌هم این ‌است‌ که با خیلی ‌از دوستانی‌ که صاحب شرکت­‌هایی در حوزه‌‌ی راه‌سازی هستند در این مقطع زمانی ‌ارتباط داریم، مدیران ‌ارشد آنها یک ‌سری ‌بیماری‌هایی ‌را پیدا کرده‌اند و منشأ ‌همه‌ی ‌این ‌ناراحتی­‌ها استرس ‌و فشار کاری با توجه به افزایش طلب­‌ها از دولت محترم ‌است. بنده مقایس‌ه­ای که داشتم ‌می­‌بینم ‌در این‌ مقطع‌ زمانی یک‌ ثروت بزرگی ‌را دارم به نام سلامتی ‌و به ‌این ‌خاطر همیشه راضی هستم، چون این جسم سالم که امانت خدا است دست ما، باعث می­‌شود ذهن فعالی را داشته باشیم و بحران­‌ها را خوب سپری کنیم.

آقای مهندس ‌در زمینه‌ی موفقیت شغلی­‌تان ‌کدام را پررنگ‌تر می­‌بینید؟ هوش، ابتکار، پشتکار و یا تحصیلات؟
من فکر می­‌کنم جرأت جهت انجام کار در کشور ما مهم‌­تر است. اگر در آمریکا باشیم ‌هوش ‌و استعداد مهم­‌تر است ولی‌ در اینجا جرأت ‌از همه جلوتر است، جرأت برای انجام کاری‌ که اطلاعات دقیق­‌تر، تحلیل و فکر انجام خوبی هم از آن کار داشته باشیم. خیلی از کارآفرینان بزرگ مدرک دیپلم دارند.

آقای‌ مهندس‌ سیاست­‌های ‌شرکت ‌شما برای ‌جذب ‌نیرو چطور است؟ نیروی ‌جوان‌ با علم ‌روز را ترجیح‌ می­‌دهید یا کارمندانی با سابقه­‌ی‌ کاری بالا را جذب می­‌کنید؟
ما خودمان در این بخش هر دو را در نظر می‌­گیریم، چون یک سری از پروژه­‌هایی هست‌ که ما نیروهای باتجربه ‌را نیاز داریم، ما یک ‌برنامه‌ریزی برای ‌توسعه‌ و یک برنامه‌ریزی هم برای‌ آینده داریم. به ‌همین منظور یک ‌سری نیروهایی را در نظر می­‌گیریم که با مدیرا‌ن‌ بخش‌­های مختلف کار می­‌کنند. اطلاعات ‌و تجربه ‌به ‌آن ‌نیروها از سوی مدیران منتقل‌ شده و برای‌ آینده ‌آماده می­‌شوند.

به نظر شما جای ‌خالی چه‌ آموزش­‌هایی‌ در دانشگاه وجود دارد؟ فارغ­‌التحصیلان برای اینکه جذب بازار کار شوند چه‌آموزش­‌هایی را کم دارند؟
یک سری فنون مذاکره و ارتباطات را آموزش ببینند، در ضمن بعد از فارغ­‌التحصیلی وارد یک فضای کاری می­‌شود، براساس آن یک سری دوره­‌هایی را با توجه به نیاز کار آموزش می­‌بیند.

یعنی منظورتان روابط اجتماعی دانشجویان است؟
البته آن هم تأثیرگذار است ولی نمی­‌شود تحت عنوان یک درس ‌در نظر گرفت. آن را کم‌کم در کار یاد می­‌گیرند.

آقای مهندس شما برای رسیدن به این موفقیتی که خودتان تعریف کردید آیا با گروه خاصی یا دوستان خاصی کار را شروع کردید؟
کلا شرکت ‌یک کار گروهی است و یک نفر هماهنگ­‌کننده در راستای تشکیل شرکت جهت فعلیت در یک موضوع مشخص‌ آن گروه را شناسایی می‌کند و بر اساس آن گروه‌ کاری شکل می­‌گیرد. انتخاب افراد خیلی مهم است. در تیمی‌ کار کردن خیلی مهم است‌ که افراد روحیه‌‌ی کار گروهی را داشته باشند و از کنار خیلی از مسائل ‌و مشکلات بتوانند راحت بگذرند. گروه یا شرکت یک هدفی دارد، بعضاً یک سری اختلافاتی پیش می­‌آید که نمی­‌توانند از کنارش بگذرند و آن هدف‌ را هم فراموش می­‌کنند که باعث می­‌شود آن گروه منحل شود. در انتخاب افراد مهم است که افرادی را برگزینند که منافع تیم‌ را در نظر بگیرند و تیمی‌ کار کنند.

ارتباط صنعت با دانشگاه را چطور می­‌بینید؟ آیا در همین زمینه­‌ی کاری شما عرصه­‌ای برای ارتباط با دانشگاه وجود دارد؟
بله هست. بسیاری از مسائل جدیدی هست که ما از وجود دانشگاه بهره می­‌گیریم، چه بسا یک سری پژوهشکده‌ها را تشکیل بدهیم برای اینکه آن خلأ خودمان را پوشش‌ دهیم. این ارتباط‌ را ما داریم و فکر می­‌کنم‌ که ‌خیلی از صنایع هم با توجه به نیاز سازمان خودشان، این ارتباط را داشته باشند، به خصوص در مباحث پژوهشی‌ که لازم است این ارتباط ‌بیشتر باشد.

آقای مهندس ویژگی­‌های یک مدیر خوب چیست؟
صبور باشد، بتواند فرصت­ها را شناسایی‌ کند و در این‌ کشور قدرت ریسک بالایی را جهت اجرائی شدن موضوع داشته باشد و اگر به ‌این ‌نتیجه رسید که ‌راهکار خوبی‌ هست باید سریع اقدام کند. سرعت تصمیم­‌گیری خیلی مهم است. اطلاعات درست را به‌ دست بیاورد و تحلیل­گر هم باشد که بتواند آن اطلاعات را کنار هم گذاشته و گزینه‌ی مناسب را انتخاب ‌نماید.

خیلی ممنون. اگر نکته­‌ی خاصی برای دانشجویان و فارغ­‌التحصیلان مدنظر دارید بفرمایید.
به دانشجویان توصیه می­‌کنم‌ که اگر می­‌خواهند در عرصه‌ی بهتری وارد بشوند حتماً دانشگاه را تمام کنند و بعد وارد بازار کار بشوند، هر چند شرایط‌ با شرایط فرق می­‌کند. کسب اطلاعات خیلی مهم است که در دانشگاه بدست می‌آید. بعد از اینکه وارد عرصه‌‌ی کار می­‌شوند شاید غرورشان اجازه ندهد آن ‌اطلاعات را راحت­‌تر بدست بیاورند. بنابراین از این فرصت زمانی استفاده کنند و سعی‌ کنند بر اساس‌ آن هدفی‌ که در ذهنشان وجود دارد، بیشترین اطلاعات را به دست‌ آورند.

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. زمینه های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *