گفتگو با آقای مهندس منصور امیریان

گفتگو با آقای مهندس منصور امیریان

دانش آموخته­ی مهندسی نرم‌افزار  ورودی 1365

مدیرعامل شرکت فرازپرداز تهران

تلفن: 88893227

Email: M2Amirian@Yahoo.Com

 

لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید فارغ‌التحصیل چه مقطع تحصیلی در دانشگاه شریف بوده‌­اید؟

 من منصور امیریان هستم، در سال 1365 از دبیرستان مروی تهران فارغ‌التحصیل شدم، دبیرستان دارالفنون می‌رفتم که مصادف شد با بمب‌گذاری که در میدان امام خمینی(ره) صورت گرفت، و بعد از آن دارالفنون بسته شد و ما در دبیرستان مروی ادامه تحصیل دادیم، در سال 65 در رشته‌ی مهندسی نرم‌افزار پذیرفته شدم، اولین فارغ‌التحصیلی بودم که بعد از 4 سال در سال 69 فارغ‌التحصیل می­‌شد، سال بعد هم به عنوان فارغ‌التحصیل نمونه به من لوحی را اهدا کردند. در مقطع فوق لیسانس هم شرکت کرده بودم که گزینش آن بسیار سخت بود و پذیرفته نشدم.

از اساتید دوران تحصیلتان کدام یک را به خاطر دارید؟ 

همه‌ی آنها در خاطرم هستند ولی از همه‌ی آنها بیشتر آقای دکتر اسماعیلی بودند که از محضرشان خیلی استفاده کردم، رابطه‌ی دوستانه‌­ای با ایشان داشتم و هم در درس به من کمک می­‌کردند و هم استاد مشاور بودند که حالا یک ذکر خیری هم از ایشان شد.

آقای مهندس از چه سالی شروع به کار کردن کردید؟ از دوران دانشجویی یا بعد از فارغ‌التحصیلی؟ 

من از سال دوم دانشگاه در خود دانشگاه کار می­کردم، کمک استاد بودم، اولین پروژه‌ی عملی که انجام دادم برای خود اداره‌ی آموزش دانشگاه بود، رئیس آموزش دانشگاه آقای دکتر اعتمادی بودند، من یک پروژه‌ی نرم‌افزاری برای کلاس‌بندی­‌ها نوشته بودم. در دانشگاه‌ها درس‌ها مشخص هستند، فضای آموزشی هم مشخص است، یک نرم‌افزار تهیه کردیم که مشخص کند چه کلاسی در چه محلی برگزار شود، امتحانات چگونه برگزار شود، از همان موقع سابقه‌ی کارمان شروع شد، سال سوم در دو شرکت خصوصی کار می‌کردم یکی از آنها شرکت مهندسی آریاک بود که نرم‌افزاری را برای کنترل هوشمند اتاق ICU و CCU بیمارستان در آنجا نوشتیم.

و بعد در شرکت توربین دار مشغول به کار شدم که روی نرم‌افزارهای مالی اداری کار می­کردیم، بعد فارغ‌التحصیلی و دوره‌ی سربازی هم وارد بازار کار شدم. در خدمت سربازی در نیروی انتظامی بودم تقریباً کار عملی می­کردیم، دو پروژه‌ی خوب هم برای آنها نوشتیم که یکی ازآنها پروژه‌ی اطلاعات و آمارگرفتن از کروکی­هایی که افسرهای راهنمایی سر صحنه­‌های تصادف می‌کشیدند و همچنین یک سیستم نرم‌افزاری هم برای کنترل ورود و خروج کارمندان آنها نوشتیم.

موقعی­‌که فارغ‌التحصیل شدم همزمان با کار سربازیم یک شرکتی بود به اسم شرکت خدمات بازرگانی شبکه نوین که با تعدادی از بچه‌­های هم دوره‌ایمان در دانشگاه شریف با هم‌ گروه نرم‌افزاری آن را فعال کردیم، یک قراردادی می‌خواستند با وزارت علوم ببندند، آنها یک سیستم حسابداری برای دانشگاه­‌ها نوشته بودند که در واقع دستورالعمل حسابداری بود، ما یک سیستم نرم‌افزاری برایشان ایجاد کردیم که یک سال خدمات پشتیبانی را در همان شرکت خدمات نوین برایشان انجام دادیم. سال بعد خودمان یک شرکت مستقلی را تأسیس کردیم به نام شرکت مهندسی افکار سیستم که من رئیس هیئت مدیره و مدیر مالی آن شرکت بودم. تا سال 79 ما در آنجا فعال بودیم ولی یک سری مشکلات به وجود آمد و من در سال 80 از آن شرکت جدا شدم، شرکت فراز پرداز تهران را تأسیس کردم که تا الان در این شرکت در خدمت شما هستم.

شرکت فرازپرداز تهران دقیقاً در چه زمینه­هایی فعالیت دارد؟ 

ما شرکتمان به صورت تخصصی فقط در زمینه‌ی نرم‌افزارهای مالی کار می‌‌­کند، ما 22 نرم‌افزار داریم که صرفاً در زمینه‌های مالی است که شامل حسابداری، دستمزد، صدور چک و غیره که این 22 نرم‌افزار تأییدیه هم دارند و هم در وزارت ارشاد و هم در شورای عالی ثبت شده‌اند. از معدود شرکت‌هایی هستیم که در هیچ زمینه‌ی دیگری غیر از این 22  نرم‌افزار کار نمی‌‌­کنیم و چون کارمان از همان شرکت افکار سیستم ادامه پیدا کرد، کاربران ما یک تعدادشان برای آن شرکت هستند و منتقل شدند به شرکت ما و از خدمات ما استفاده می‌‌­کنند، یک تعدادی هم که مؤسسات جدیدی هستند که به ما پیوستند، تعدادی اگر بخواهم بگویم حدود 400 کاربر از شرکت افکار سیستم و حدود 1600 نفر کاربرانی هستند که این 10 سال به ما پیوستند، کلاً باید بگویم حدود 2000 مؤسسه و شرکت که شامل وزارت‌خانه­‌ها، ادارات کل، دانشگاه‌­ها و شرکت­‌های خصوصی بودند، در این چند سال به صورت فعال حدود 800 کاربر از آنها با ما کار می‌‌­کنند.

چرا فقط در زمینه­ی نرم‌افزارهای مالی کار کردید؟ خودتان علاقه داشتید؟ 

خودم عقیده داشتم که صنعت نرم‌افزار این­گونه است که آدم باید شاخه به شاخه کار نکند و به صورت تخصصی در یک زمینه وارد بشود، مثلاً شرکت­های هم دوره­ای ما بودند که شرکت­های کامپیوتری مثل ما داشتند، کار سخت افزار، نرم‌افزار، شبکه، وب و حتی تعمیر انجام می‌‌­دادند ولی نظر من این بود که در یک زمینه­ی تخصصی کار کنیم. ما بیشتر در زمینه­ی حسابداری ادارات دولتی کار کردیم،80% تعداد کاربران ما که قبلاً گفتم ادارات دولتی هستند.

آقای مهندس برای شروع کردن این کار تیم خاصی داشتید؟ 

ما زمانی که دانشجو بودیم (آن زمان هنوز خدمت سربازی نرفته بودم) در یک شرکتی به اسم توربین دار کار می‌‌کردیم، آنجا نرم‌افزار می‌‌­نوشتیم، آن زمان نرم‌افزارهای مالی اصلاً جا نیفتاده بود، مثلاً نرم‌افزارهای حسابداری اصلاً در بازار نبود، آن زمان PC و همچنین کامپیوترهای لاله که شرکت مخابرات درست کرده بود تازه وارد بازار شده بود، ما که داشتیم فارغ‌التحصیل می‌‌­شدیم در جمع دوستان تصمیم گرفتیم در زمینه­ی تخصصی کار کنیم. البته از اول تخصصی نبودیم چون نگرانی آنها این بود که هزینه­‌ها تأمین نشود حس می‌‌‌کردیم با کار نرم‌افزار به صورت خاص این هزینه‌ها تأمین نمی‌‌‌شود و کار آموزش و اینها را هم داشتیم ولی همان 6 ماه اول دیدیم در زمینه‌ی تخصصی کار کنیم بهتر است. سال دوم که در شرکت خدمات نوین بودیم آنها قراردادی با وزارت علوم داشتند، شاید همان باعث شد که به صورت تخصصی در سیستم‌های مالی وارد شویم.

فرمودید که آن زمان که شما شروع به کار کردید نرم‌افزارهای فارسی در بازار نبوند یعنی مشابه­های خارجی آنها بود؟ این نرم‌افزارها مشابه خارجی دارد؟ 

نرم‌افزارهایی که در ایران برای حسابداری استفاده می‌‌­شد بود ولی اینجا نمی‌‌­شد از آنها استفاده کرد جز معدود نرم‌افزارهایی که باید به صورت بومی برای اینجا نوشته می‌‌­شد، هر کدام که نگاه می‌‌­کردی مثلاً در سیستم حسابداری آنها که وارد می‌‌­شدی آن زمان مالیات به طور گسترده در آن گسترش داده شده بود، بعدها به عنوان مالیات بر ارزش افزوده شد که به تازگی دارد وارد سیستم­های ما می‌‌­شود، آن هم وارد سیستم­های فروش شده و در سیستم های حسابداری تأثیر خودش را نگذاشته است یا مثلاً سیستم­های پرداخت حقوق بود بعضی از ادارات به صورت خیلی تخصصی حقوق پرداخت می‌‌­کردند مثلاً ما دانشگاه صنعت آب و برق را داشتیم که آیین نامه­اش با همه جا فرق می‌‌­کرد، نرم‌افزارهای بومی جواب نمی‌‌­داد و فقط مخصوص خودشان بود.

بنابراین آن زمان نرم‌افزارهای خارجی بود اما قابل استفاده نبود، هم فارسی نشده بود و هم اصول سیستمش قابل استفاده برای ما نبود.

الان شرکت رقیب مشابه که نسبتاً هم موفق باشد که بتواند هم­پای شما تلاش کند هم وجود دارد؟

 ما خیلی خودمان را رقیب شرکت­های دیگر نمی‌‌­دانیم، در این موضوع شاید از شرکت‌های دیگر بپرسید اسمی از شرکت ما نباشد، ما خودمان را جزء شرکت­های کوچک می‌‌­دانیم. الان 11سال است فعالیت­مان را شروع کردیم،پرسنل رسمی ما 4 نفر است و پرسنل قراردادی 15 نفر هستند، پرسنلی که نمایندگی ما را دارند و سیستم می‌‌­نویسند 100 نفر هستند، بنابراین شرکت ما خیلی بزرگ نیست، ما در زمینه­ی تبلیغات هم کاری نکردیم ولی بیشترین شناخت ما این بوده که ما نرم‌افزار را برای سیستم دولتی می‌‌­نوشتیم و ادارات دولتی همیشه با هم در ارتباط هستند از هم سؤال می‌‌­کردند و ما را معرفی می‌‌­کردند. شاید ما در فهرست هزینه­هایمان تبلیغات سهم بسیار کمی دارد چیزی حدود 2%.

آقای مهندس تحریم در حرفه­ی شما تأثیر داشته است یا خیر؟

 نرم‌افزارهای ما نرم‌افزارهایی هستند که تحت داس نوشته شده‌­اند، قدیمی هستند، آن زمان این­گونه نبود، هر امکاناتی که می‌‌­خواستی باید خودتان برنامه نویسی می‌‌­کردید، سیستم نصب می‌‌­کردید، سیستم آن را آماده می‌‌کردید، نرم‌افزارهای ما طوری طراحی شده که از هیچ پکیج بیرونی برای آن استفاده نشده یعنی سیستم فارسی شدن آن را خودمان می‌‌‌نویسیم، بانک­های اطلاعاتی را خودمان می‌‌­نویسیم، همه­ی چیزهایی را که لازم داشتیم خودمان می‌‌‌نوشتیم که وابستگی به هیچ نرم‌افزاری نداشته باشیم، ما جزء قانون کپی رایت نیستیم، اگر یک زمانی هم می‌‌­بودیم نرم‌افزارهایمان را به طور مستقل می‌‌­توانستند بگیرند و استفاده کنند، هیچ لیسانسی لازم نداشت، نرم‌افزارهای دیگر اینطور نیستند و کاربران برای کپی کردن حداقل باید لیسانس آن را داشته باشند، ما چون در آن زمینه به طور تخصصی کار می‌‌­کردیم گاهی لازم بود یک سری چیزهای فنی را از خود آن شرکت­هایی که مثلاً سیستم عاملشان ویندوز بود بپرسیم که چطور می‌‌­شود، اینها حتی به ایمیل­های ما اصلاً جواب نمی‌‌دادند، چنین مواقعی که این مشکلات به وجود می‌‌­آمد من دوستانی داشتم از هم دوره‌­ای­‌هایم در خارج از کشور که از طریق آنها اینچنین مشکلات را حل می‌‌­کردیم، از همان زمان این­چنین مشکلاتی را داشتیم چون در ایران بودیم و شامل قانون کپی رایت نبودیم که مهم­تر از تحریم هم هست به ما جواب نمی‌‌‌دادند، حالا این تحریم که این چندسال مطرح شده و در سیستم‌­های ما تأثیر گذاشته نه در کار ما تأثیری ندارد، در بسترش تأثیر می‌­گذارد، در سخت افزار، شبکه و غیره ولی تا زمانی که ما جزء قانون کپی رایت نیستیم در نرم‌افزار تأثیر نمی­‌گذارد!

یعنی اینکه ما شامل قانون کپی رایت شویم بهتر است؟ چون خیلی از نرم‌افزارها وجود دارد که مثلاً اگر یک شرکت بخواهد تمام آنها را به صورت اصل خریداری بکند هزینه‌ی زیادی در بردارد.

 یک دید اینچنینی در کاربران ایرانی هست یعنی بدون اینکه احتیاج داشته باشند به دنبال نرم‌افزاری می­روند مثلاً MicrosoftOffice نسخه‌ی یک را دارند و همه­‌ی کارهایی هم که احتیاج دارند را با آن می­‌توانند انجام بدهند اما چون می­‌شنوند که نسخه‌ی دو آن به بازار آمده آن را خریداری می­‌کند در صورتی که هیچ نیازی به آن ندارد و حتی تخصص استفاده از آن را هم ندارد و فقط دلیل خرید آن این است که این سیستم‌ها هک شده و در بازار است و با قیمت کمی می­‌شود آن را خرید. طرف دوم قضیه این است که وقتی ما شامل قانون کپی رایت شویم خود ما هم می­توانیم نرم‌افزارهایمان را به آنها بفروشیم و از طرفی صادرات نرم‌افزار داشته باشیم و در ایران هم نرم‌افزار رشد پیدا می­کند، الان ما حدود 30 تا 35% از وقتمان در تهیه‌ی نرم‌افزارها صرف این می­شود که حقوق نرم‌افزاریمان را حفظ کنیم مثل قفل نرم‌افزاری یا بسیاری از شگردهای از این قبیل، ولی اگر خیالمان راحت باشد که قانون کپی رایت رعایت می­‌شود و کاربران ما آن را کپی نمی­‌کنند این زمان‌ها هم صرف کارهای دیگر می‌­شود، من گفتم که 2000 کاربر داریم، من می­‌توانم 500 کاربر را برای شما لیست کنم که بدون اینکه از ما خرید کنند از نرم‌افزارهای ما استفاده می­‌کنند حتی ما کاربرانی داریم که همیشه اسم شرکت ما را در پرینت‌هایشان لاک می­گیرند ولی حاضر به خرید نرم‌افزار ما نیستند، حالا خیلی جاهای مهمی هم هستند و قطب علمی هم محسوب می­شوند و ما برای جلوگیری از این کار آنها هیچ اقدامی نمی­توانیم بکنیم. 

الان قانون کپی رایت برای خودمان هم اجرا شده اما هنوز به درستی اجرا نمی­‌شود یعنی هنوز ضمانت اجرایی ندارد، یک دلیل اصلی آن هم این است که نرم‌افزار متأسفانه در ایران هنوز هم متولی خاصی ندارد مثلاً وزارت ITC الان یک سری قوانین و مقرراتی می­‌گذارد، شورای عالی انفورماتیک، سازمان نظام صنفی هر کدام قوانینی دارند ولی اگر یک سازمانی باشد که به صورت خاص این موضوع را پیگیری کند یا حتی ارزش این را دارد که وزارت‌خانه‌­ای برای آن ترتیب بدهند.

به نظر شما کارآفرین موفق چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟

 به نظر من کارآفرین باید در دانشگاه پرورش داده بشود، مثلاً در دانشگاه به دانشجویان رشته­‌ی کامپیوتر آموزش داده می­‌شود اما شناختن فرصت­‌ها را به آنها یاد نمی­‌دهند یعنی آنها یاد نمی­‌گیرند که از این فرصت­‌ها چگونه استفاده کنند، بنابراین ضعف اصلی کارآفرینی ما به نظر من همان ارتباط ناچیزی است که بین دانشگاه و صنعت وجود دارد، الان کارآموزانی به شرکت ما می‌­آیند اما نزدیک به 90% فقط برای پاس کردن واحدشان می‌­آیند، من در ابتدای کار از آنها همیشه سؤال می­کنم که واقعاً آمدی کار یاد بگیری یا فقط به خاطر مهر و امضا است!

کارآفرین باید این توان را داشته باشد که از فرصت­‌ها بتواند استفاده کند، یک راه ساده‌­اش این است که مثلاً کسی که در رشته­‌ی کامپیوتر مشغول به تحصیل است کنار آن هم یک نفر درس بخواند و کارآفرینی را یاد بگیرد، یک مقدار با اصولی که می­‌خوانند آشنا بشوند که ببینند این آموخته‌­ها را چطور در کار استفاده بکنند.

برای موفقیت شخصی خودتان کدام عامل را بیشتر مؤثر می­‌دانید؟ هوش، اراده یا امکانات؟

 از همه مهم­‌تر به نظر من پشتکار بوده است، مثلاً اگر کسی در دانشگاه این رشته را بخواند یک سری چیزها را یاد می­‌گیرد ولی اگر خودش پشتکار نداشته باشد که دائم کار فنی و عملی بکند آدم موفقی نخواهد شد. به نظر من الان هم در زمینه­‌ی نرم‌افزار ما خیلی موفق نیستیم، شرکت­‌های موفق زیادی هم نداریم. ما صادرات نرم‌افزار خیلی زیادی نداریم، حالا یک دلیلش کپی رایت است ولی دلیل دیگر آن است که الان فارغ‌التحصیلان ما نسبت به چند سال پیش چیزهای فنی که یاد می­‌گیرند ضعیف‌تر شده است یعنی بیشتر کاربردی یاد می­‌گیرند مثلاً دانشجو یاد می­‌گیرد که چطور از یک برنامه استفاده کند اما اگر بخواهید که آن را بنویسد اصلاً شاید به آن فکر هم نکرده باشند. به نظر من سیستم آموزش عالی ما ضعف دارد حتی به نظر من آموزش و پرورش ما هم ضعف دارد، اکثراً دانش بچه‌­ها حفظی است، چند درصد امتحانات ما با کتاب باز بوده؟ اصلاً دانشگاه جای آن نیست که چیزی را حفظ کنید و بعد امتحان بدهید، جای این است که شما یک مطلبی را یاد بگیری، استاد هم این تخصص را داشته باشد و بفهمد که شما یاد گرفتید یا نه! وقتی آن مطلب را یاد نگیرید وقتی به بازار کار می‌­آیید می­خواهید چکار کنید؟

من وقتی پروژه­ی لیسانسم را انجام می­‌دادم سیستم مکانیزه‌ی آموزش دانشگاه بود و این کار حدود یک سال طول کشید، کل کارنامه­‌های دانشجویان را می‌­توانستم ببینم اکثراً معدل‌­هایشان پایین بود یا مشروط بودند. یعنی دانشجویی که به اینجا می‌­آید و از سد کنکور با آن رقابت سنگین رد می‌­شود و سختی­‌های زیادی را می­‌کشد باید یک فارغ‌التحصیل کارآمد باشد ولی اینجا می­‌آیند و با نمرات بسیار پایینی واحدها را پاس می­‌کنند که این اصلاً خوب نیست و کاری نمی‌­تواند انجام بدهد.

جای خالی چه نوع آموزش‌­هایی را در دانشگاه احساس می­‌کنید؟

 نباید این­گونه باشد که ما یک دانشکده­‌ی جدا به نام مدیریت داشته باشیم یعنی در یک جا مدیر پرورش بدهیم و در جای دیگر متخصص­‌ها را پرورش بدهیم، باید هر دانشکده‌­ای برای خودش مدیر پرورش بدهد مثلاً جایی که یک عده نرم‌افزار، سخت افزار، رباتیک می­‌خوانند، عده‌­ای هم مدیریت این رشته­‌ها را بخوانند که بتوانند فرصت‌­ها را تشخیص بدهند و مدیریت این کارشناسان را انجام بدهند. متأسفانه در ایران خیلی روی کار گروهی کار نمی­‌کنند مثلاً در مهدکودک­‌های ما مسابقه می­‌گذارند 9 تا صندلی با 10 نفر و می­‌گویند فوری روی صندلی‌ها بنشینید و هرکس که نتوانست بنشیند بازنده است در حالی که نباید اینطور باشد مثلاً در کشورهای دیگر می­‌گویند اگر توانستید 10 نفره روی این 9 صندلی بنشینید به شما جایزه می­‌دهیم. کار گروهی را از همان ابتدا به بچه‌­ها آموزش می­‌دهند.

من ضعف را در پرورش مدیران متخصص رشته‌­ها می­‌دانم.

ویژگی­‌های یک گروه خوب که بتوانند در کنار یکدیگر کار کنند و به هدفشان برسند چیست؟ 

من نمی‌­توانم بگویم که خود گروه باید ویژگی خاصی داشته باشد یا افراد این گروه، من هیچ وقت جوابی برای این سؤال نداشتم مثلاً شما یک خوشه‌ی انگور را در نظر بگیرید، هیچ وقت نمی­‌شود گفت که اگر هر دانه­‌ی انگور خوب باشد یک خوشه خوب می‌شود یا اینکه اگر خوشه خوب باشد هر دانه هم خوب می­‌شود! من هیچ وقت برای این پارادوکس جوابی نداشتم. شما باید هم کل گروه را ببینید و هم تک تک اعضای گروه را.

کار با نیروی جوان بهتر است یا فکر می­‌کنید تجربه مهم­تر از آن است؟

 به نظر من همیشه بهتر است یک تلفیقی باشد، نیرو باید جوان باشد که انگیزه داشته باشد تا کار کند که این در نیروی کار جوان بیشتر دیده می‌شود ولی برای اینکه بهتر کار کنند باید نیروی با تجربه در کنار آنها باشد.

به نظر شما بهترین نوع تکریم از کارآفرینان به چه نوعی است؟ آیا این کار ضرورتی دارد یا نه؟ 

بله به نظر من این کار خوبی است، برخی به این صورت مورد تشویق قرار می­‌گیرند. یادم است که در سال چهارم دبیرستان ما مسابقات کشوری شرکت کردیم حتی در دبیرستان ما این را نگفتند که اینها دانش آموزان ما بودندکه رتبه آوردند. خوب اگر تشویق می­‌شدیم انگیزه­‌ی بیشتری پیدا می­‌کردیم. به نظر من تکریم از کارآفرینان کار بسیار خوبی است.

رسالت یک کارآفرین در جامعه­‌ی خودش چیست؟ 

مهم‌ترین رسالتش کارآفرینی است، یعنی تشخیص فرصت­‌ها و استفاده از این فرصت­‌ها.

برای مدیریت یک گروه چه مهارت­‌هایی لازم است؟

 مهم­ترین آن این است که یک مدیر اطلاعات بروزی داشته باشد، باید در زمینه‌­ی کاری خودش تخصص داشته باشد.

در پایان اگر صحبت یا مطلبی باقی مانده است بفرمایید.

 به دانشجویان توصیه می­‌کنم که در حین تحصیل کارهای عملی بکنند، کارهای تئوری جواب نمی‌­دهد حتی اگر جایی برای کارآموزی می‌­روند آن را یک فرصت بدانند. دانش‌­آموزان رشته‌­ای را انتخاب کنند که خیلی به آن علاقه داشته باشند.

 
ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. زمینه های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *