وظایف یک مدیرعامل درهر شرکتی

وظایف یک مدیرعامل چیست؟

هر شرکتی یک مدیرعامل دارد، اما نقش های آنان می تواند تا حد زیادی متفاوت باشد. پس به عنوان یک مدیرعامل دقیقا باید چکار کنید؟

یک مدیرعامل بلندپایه ترین مدیراجرایی و تصمیم گیرنده در شرکت خودش است. وظایف مدیران اصلی یک شرکت می تواند بسیار گسترده و متفاوت باشد. از تصمیم برای مسیر استراتژیک شرکت تا حفظ هوشیاری شرکت در مورد عملکرد رقبا. از مدیرعامل ها انتظار رهبری، مدیریت و اجرای تصمیمات در بالاترین سطح می رود تا موفقیت کسب وکار تضمین شود.

در ادامه برخی از وظایف خاصی را که یک مدیرعامل دارد آورده ایم:

  • تصمیم گیری در مورد راهبرد استراتژیک شرکت

مسیر استراتژیک شرکت می تواند شامل ارزش ها، مأموریت، دیدگاه، جهت و استراتژی کلی آن باشد. این مسئولیت مدیرعامل است که بتواند با توجه به استراتژی جامع خود، چگونگی هماهنگی همه بخش ها، پیاده سازی یک برنامه، اجرای آن و نظارت بر عملکرد سازمان را بررسی کند.

ارزش های اصلی شرکت ها می تواند متفاوت باشد. به عنوان مثال، ارزش آدیداس این است: به طور مداوم برندها و محصولات شرکت را تقویت کند تا موقعیت رقابتی خود را بهبود بخشد. در حالی که شرکت جیپ مرگان ارزش خود را خدمات اختصاصی به مشتری و روند عملیاتی کامل تعریف کرده است.

یک مدیر عامل باید پیشنهاد فروش منحصر به فرد شرکت خود را تعیین کرده و این پیشنهاد را در بازار عرضه کند. علاوه بر این، اکثر مدیران اجرایی باید دیدگاهی واضح و مشخص را برای موفقیت شرکت تعیین کنند. این دیدگاه باید بر اساس یک ارزیابی واقع بینانه از بازار، رقابت و پتانسیل شرکت باشد. چشم انداز باید جهت کلی شرکت و مبنای عملیاتی آن را تعیین کند.

  • میرعامل چهره عمومی شرکت است.

میرعامل چهره عمومی شرکت است. به عنوان مثال، مارک زاکربرگ مترادف فیس بوک است. در نتیجه بایستی وظایف مصاحبه و درخواست های رسانه ای، حضور در رادیو و تلویزیون، انتشار مقالات مطبوعاتی و حضور در رویدادهای محلی را بر عهده بگیرد.

بسیاری از کارآفرینان تازه کار، چهره هایی موفق مانند مارک زوکربرگ و الن ماسک را در خود می بینند، اما نباید فراموش کنند که چنین موفقیتی نیاز به این دارد که خودشان عملا چهره عمومی شرکت بشوند.

اما واقعیت می تواند اینگونه نباشد. برای مثال، بسیاری از مدیران اجرایی، مانند برادران کوک، خیلی در عموم ظاهر نمی شوند. بنابراین هر کارآفرین باید تصمیم بگیرد که آیا نقش عمومی مناسب او هست یا خیر. این روزها مارک زوکربرگ ممکن است به جای شهرت بیشتر به فیسبوک آسیب برساند.

  • گزارش به هیئت مدیره

در یک شرکت استاندارد، مدیر عامل به هیئت مدیره گزارش خواهد داد و اغلب به دنبال مشاوره و راهنمایی آنهاست. مدیرعامل اغلب توسط این هیئت انتخاب می شود. اما جلسه های اجرایی با ساختار شرکت متناسب است. در برخی موارد، شرکت توسط مدیر عامل تاسیس شده است، که ممکن است اکثریت سهام شرکت را داشته باشد.

در این زمینه، قدرت هیئت مدیره در شرکت، بسته به مشارکت کلی مدیر عامل، به شدت متفاوت خواهد بود.

به عنوان مثال ممکن است مدیرعامل خود در هیئت مدیره و یا حتی رئیس آن باشد. این مساله نوعی تضاد است، بسیاری معتقدند که رئیس هیئت مدیره و مدیر عامل باید موضع های جداگانه ای داشته باشند تا نظارت بر شرکت بهتر شود.

به عنوان مثال، در سال گذشته شرکت کاترپیلار مدیر اجرایی خود، جیم اومپلیبی را به ریاست هیئت مدیره گماشت.

  • جهت دادن به منابع انسانی

ایده مشترک شرکت های Xerox، Dunkin Donuts  و General Motors چیست؟ همگی مدیریت منابع انسانی را بر عهده مدیرعامل گذاشتند.

اگرچه این تاکتیک هنوز رایج نیست، اما باعث برجسته کردن قدرت بخش مدیریت منابع انسانی و نشان دادن چگونگی تفکر استراتژیک مدیر عامل در مورد کارمندان سازمان می شود. یک شرکت موفق خواهد شد، تنها اگر کارمندان کلیدی آن مداوم درحال یادگیری و رشد باشند

ساخت یک تیم رویایی چالش برانگیز اما ارزشمند است. سرمایه گذاری بر روی کارکنان نیز موجب حفظ بهتر آنان خواهد شد. شرکت Udemi  بعد از نظرسنجی از کارکنان خود متوجه شد که 42 درصد از آنان یادگیری و رشد را به عنوان مهمترین مزیت تصمیم گیری در مورد اینکه آیا کاری را بپذیرند معرفی کرده اند

اگر شما به عنوان مدیر عامل، بتوانید مهارت های تیم خود را افزایش دهید و استخدام های کلیدی خود را حفظ کنید، همه برنده خواهند شد.

  • ایجاد یک شبکه کسب‌و کار

ایجاد یک شبکه کسب و کار با اهداف مختلفی در یک سازمان صورت می گیرد و از وظایف مهم مدیرعامل است. این شبکه می تواند شامل اتصال به فروشندگان، کشف فرصت های بالقوه، پیوستن یا شرکت در جلسات مرتبط با این صنعت، به اشتراک گذاری چالش ها با همسالان و مربیان، راه اندازی گروه های ملاقات محلی و بسیاری دیگر از موارد باشد.

بالاتر از همه، روابط اساس یک کسب و کار است؛ توانایی به اشتراک گذاشتن و تبادل نظر با دیگران بسیار ارزشمند است. و شانس خوبی است که موج جدیدی از رشد شرکت بوسیله پیشرفت هایی که مدیر عامل از طریق روابط ایجاد می کند، حاصل شود.

افزایش تخصص مدیرعامل ارزشمند است، اما احتمالا با پیشرفتی که یک رهبر می تواند با ایجاد ارتباطات استراتژیک ایجاد کند، قابل مقایسه نیست.

  • پیدا کردن فرصت‌‎های تملک

 

افزایش فروش تنها راه رشد شرکت نیست. شرکت دل EMC را به قیمت 67 میلیارد دلار در سال 2015 خریداری کرد و IBM هم Red hat را به قیمت 34 میلیارد دلار در سال 2018 خریداری کرد. اما این فقط شرکتها نیستند که تملک می شوند. خریدها می توانند به صورت بالقوه شامل پرسنل، روابط، شهرت، داده ها، دسترسی به بخش های مختلف بازار، تجهیزات و سایر منابع باشد. تملک یک رقیب یا یک کسب و کار در یک بازار مرتبط می تواند کارایی شرکت را افزایش داده و رشد آن را به حدی سریع کند که دیگران به ذهنشان هم خطور نمی کرد.

 

  • حرف آخر

اگرچه وظایف یک مدیرعامل به نیازهای خاص شرکت خودش وابسته است، بسیار کلیدی است که این مدیران تنها عملکرد خود را در سطح “خرد” در نظر نگیرند، بلکه مدیران اجرایی باید در سطح کلان عمل کنند تا موثر باشند و مسئولیت های خود را انجام دهند. سطح کلان به این معنی است که به عنوان مدیر عامل، شما باید همیشه در مورد اینکه چه کسانی رهبران کلیدی این شرکت هستند، چه کاری به آنان سپرده شده است و چگونه در ابتدا آنها را در انجام وظایفشان کمک کنید، و سپس پیشرفتشان را بررسی کنید در حال فکر کردن باشید.

 

آیا کارمندانتان هم جهت با مسیر استراتژی شرکت هستند؟ و یا آیا با دید شخصی شما هماهنگ شده اند؟ اینها سوالاتی هستند که شما به عنوان مدیرعامل برای موفقیت باید دائما بپرسید.

 

 

نویسنده: توماس اسمیل

 

بنیانگذار شرکت FE International

 

مترجم: سید جواد کاشی زاده

منبع: https://www.entrepreneur.com/article/331610

کاری از گروه تولید محتوای مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف

 

 

 

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. زمینه های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *