مصاحبه آقای دکتر تبریزی

گفتگو با آقای دکتر محمود تبریزی

بازنشسته هیئت علمی دانشکده مهندسی مکانیک

مدیرعامل شرکت سیلندرسازی تهران

زمینه فعالیت شرکت:

تولید مته‌های حفاری نفت و ابزارهای درون چاهی Dow hole Tools

لطفاً خودتان را معرفی کنید. مدارج تحصیلی که طی کرده­اید و این که از کجا شروع کردید.

فارغ‌التحصیل مکانیک از دانشگاه علم و صنعت (هنرسرای عالی) در سال 1345 هستم. در سال 1346 در دانشگاه صنعتی شریف استخدام شدم و در سال 1350 با بورس وزارت علوم عازم انگلستان شدم و در دانشگاه لیدز Leeds به ادامه تحصیل مشغول شدم. ابتدا دانشجوی فوق‌لیسانس در رشته بهره‌برداری از مواد در دانشکده مکانیک دانشگاه لیدز شدم که در سال 1973 موفق به اخذ مدرک فوق‌لیسانس شدم و متعاقباً دوره دکترای خود را در شاخه شکل دادن فلزات در دانشکده مکانیک دانشگاه لیدز ادامه دادم و نهایتاً در سال 1976 مدرک دکترای PHD خود را از آن دانشگاه اخذ نمودم. سپس به ایران بازگشتم و کار تدریس را در دانشکده‌های متالورژی و مکانیک دانشگاه صنعتی شریف ادامه دادم. دروسی که در این مدت در دانشگاه تدریس نمودم علم مواد،‌ انتخاب مواد، ‌روشهای تولید، مقاومت مصالح، مکانیک جامدات، شکل دادن فلزات،‌ تئوری پلاستیک،‌ تدریس درس روشهای ساخت و تولید برای کارشناسی‌ارشد و غیره بود. علاوه بر تدریس در دانشگاه، شاغل بودم و مسئولیتهای مختلفی در واحدهای تولیدی و اداری بر عهده داشتم، از قبیل باطری‌سازی نیرو،‌ صنایع دفاع،‌ عضو هیئت عامل سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران،‌ مدیر و مسئول گروه ماشین‌سازی سازمان شامل ماشین‌سازی تبریز، ماشین‌سازی اراک،‌ پمپیران،‌ کمپرسورسازی و … مدتی هم مسئول آموزش و مشاور آموزشی سازمان گسترش بودم. در سال 1363 به درخواست خودم به دانشگاه بازگشتم و فعالیتم را در دانشگاه مترکز کردم. در طول فعالیت در دانشگاه، مجری طرح مسجد دانشگاه شدم. مدتی معاون پژوهشی و ارتباط با صنعت دانشکده مکانیک، سرپرست کارگاههای دانشکده مکانیک،‌ معاون آموزشی دانشگاه بودم و در نهایت، در سال 1377 به درخواست شخصی بازنشسته شدم. در سال 1366 اقدام به اخذ موافقت اصولی برای ایجاد یک واحد تولیدی ابزار برش کاربید تنگستن نمودم. در ایران شرکتهای مختلف تولیدی ماشین‌سازی،‌ آهنگری و ریخته‌گری وجود داشت ولی واحدی برای ابزارسازی وجود نداشت و در حقیقت یک حلقه مفقوده بود که تصمیم گرفتم این واحد را ایجاد نماییم. برای ایجاد چنین واحدی که در کشور مشابه نداشت بایستی مکالمات زیادی انجام می‌گرفت تا ظرفیت مناسب،‌ نوع و تعداد ماشین­آلات و غیره تعیین گردد. این مطالعات تا سال 1371 انجام و گشایش اعتبار خرید برای ماشین­آلات انجام گردید. ایجاد تأسیسات،‌ خرید ماشین­آلات،‌ حمل و نصب و راه‌اندازی تا سال 1375 طول کشید. در اواسط سال 1375 این طرح با نام شرکت الماسه‌ساز، راه‌اندازی و مورد بهره‌برداری آزمایشی قرار گرفت. الماسه‌ساز تولیدکننده ابزارهای براده‌برداری برای ماشینهای تراش،‌ خزر،‌ سوراخکاری، شیارزنی، پیچ‌زنی و غیره است. به این ترتیب، یک واحد مدرن و کم نظیر به وجود آمد که مورد تحسین افراد شاخص قرار می‌گرفت. در نمایشگاه مالزی هنگامی‌که بازدیدکنندگان کاتولوگ محصولات شرکت الماسه ساز را ملاحظه می‌کردند تعجب می‌کردند که چنین کارخانه‌ای در ایران است.

بعد از این که کارخانه الماسه‌­ساز را ترک کردید، ظاهراً شرکت سیلندرسازی را تأسیس کردید؟

الماسه‌ساز با یک دانش فنی و فناوری ایجاد شد که سابقه آن در ایران وجود نداشت مثل ماشین­آلات مدرن CNC چند محوری. یکی از مشکلاتی که با آن روبه­رو شدیم جذب نیروهای کارآمد و فنی بود. نیروهای جوانی که از دانشکده‌های مهندسی فارغ‌التحصیل شده و یا بعضاً چند سال در واحدهای تولیدی دیگر کار کرده بودند نسبت به مسائل تولیدی، اطلاعات کافی نداشتند. مثلاً درباره نقشه‌کشی و نقشه‌خوانی و آشنایی با دقت ابعاد و روشهای اندازه‌گیری اطلاعات کمی داشتند. یک مهندس جوان تازه فارغ‌ااتحصیل، دقت 0.001 میلیمتر و یا 0.1 میلیمتر را نمی‌تواند حس کند! در حین کار، دستگاه یا وسایل دقیق اندازه‌گیری را با برخورد غلط تخریب و یا از کالیبراسیون خارج می‌نمایند. مشابه این مثالها زیاد است؛ بنابراین مسئله انتقال دانش فنی، آموزش نیروی انسانی، ‌آشنایی با توان ماشین­آلات و بهره‌برداری از آنها، و تعمیرات ماشین­آلات، جزو برنامه‌های شرکت قرار گرفت. از طرف دیگر چنین کارخانه‌ای که تنوع تولیدات آن به هزاران نوع مختلف می‌رسد نیاز به یک تیم مهندسی فروش داشت که ابزار را بشناسد و کاربرد آن را بداند تا به تولیدکننده توصیه نماید چه ابزاری را مصرف کند،‌ بنابراین شرکت با مشکل فروش محصولات خود نیز مواجه شد. به دلیل عدم وجود چنین تیمی، محصولات ساخته شده در انبارها می‌ماند و هر روز از نقدینگی شرکت کاسته و محصولات به انبار اضافه می‌گردید. پارامتر بازار نیز در زمان راه‌اندازی و بهره‌برداری تغییر کرد. به این ترتیب که به دلیل فروپاشی شوروی سابق تعداد زیادی محصول از مرز شمالی با قیمتهای بسیار ارزانی حدود یک دهم قیمت تولید داخلی وارد کشور شد. همچنین ورود ابزارهای قاچاق غربی از مرز عراق و فروش ابزارهای موجود در انبارهای شرکتهای دولتی، قیمت ابزار به شدت کاهش یافته بود. واحدهای تولیدی بزرگ خودروساز نیز ابزار را از خارج خریداری می‌کردند. در چنین وضعیتی که شرایط بسیار مشکلی برای الماسه‌ساز به وجود آمده بود شرکت، محصولات جدیدی را در برنامه‌های تولیدی خودش قرار داد مثل دوزه‌های کشش سیم، غلتکهای کاریبد تنگستنی،‌ سیلیکن کاریبد تنگستن و ابزارهای معدن و مته‌های حفاری که هر کدام از این تولیدات نیز نیاز به خط تولید و فضای مناسب دارد. برای تولید مته‌های حفاری نفت، قرارداد سه جانبه‌ای با شرکت کالای نفت تهران و یک شرکت خارجی معتبر منعقد نمودم و برای تولید مته‌های حفاری، واحد جدیدی ایجاد کردم که در این واحد برای اولین مرتبه در کشور، مته‌های حفاری نفت را که قطعات آن از شرکتهای خارجی خریداری می‌شد مونتاژ و به شرکت کالای نفت تحویل می‌داد. انتقال دانش فنی نیز اصل هدف از این کار بود. در عملیات حفاری، کیفیت مته از اهمیت زیادی برخوردار است چون با توجه به هزینه‌های سنگین دکل حفاری ترجیح داده می‌شود که از مته‌هایی با عمر بالا استفاده شود تا در برنامه‌ریزی حفاری اشکالی ایجاد نکند.

 

تا جایی که در خاطرم هست شما در ملاقاتمان در نمایشگاه تبریز، فرمودید که یک فناوری را دارید ایجاد می‌کنید که اگر مته چند کیلومتر آن پایین، گیر کرد، آن را بتراشد و منتقل کند و راه را باز کند!

تولید مته‌های حفاری از سال 1381 آغاز و تا سال 1388 ادامه یافت ولی به دلیل تحریم، شرکت خارجی از تحویل قطعات مته خودداری نمود. لذا تولید مته‌های حفاری متوقف شد. ولی برای جلوگیری از توقف فعالیت شرکت،‌ اقدام به تولید ابزارهای درون چاهی یا Downhole Tools نمودیم. این ابزارها را Finishing Toolsمی‌نامند، مثل آسیاب­کننده‌ها یا Mills. کار آسیاب­کننده‌ها این است که داخل چاه شده، قطعات فلزی و سیمان یا هر جسم خارجی دیگری که وجود دارد را آسیاب کند تا چاه، تمیز و آماده ‌شود که حفاری با مته، ادامه پیدا کند. در حال حاضر نمونه‌های ساخته شده این شرکت مورد آزمایش قرار گرفته و کیفیت آن تأیید شده است و سفارشهایی را نیز اخذ نمودیم. نوع دیگری از ابزارها در حفاری به کار می‌رود به نامهای Stabilizer، Hole Opener و Reamers که در حال حاضر در حال طراحی و ساخت این نوع ابزارها هستیم.

آیا این محصول هم مثل ابزارهای الماسه­ساز گران­تر از اجناس خارجی است که در ایران وجود دارد؟

قیمت ابزارهای الماسه‌ساز و یا به عبارت دیگر قیمت محصولات تولیدی با کیفیت ایرانی، قابل رقابت با اجناس اروپایی هستند ولی با قیمتهای چینی و امثال آن قابل رقابت نیستند. اگر به توضیحات فوق توجه نمایید تولیدکننده داخلی هزینه‌های زیادی را باید برای آموزش و انتقال دانش فنی و هزینه‌های آسیب‌رسانی به‌ ماشین­آلات به دست پرسنل را بپردازد؛ به همین دلیل قیمت تمام شده بالاست ولی در هر صورت از قیمت اروپایی کمتر است. در ایران مشکل اصلی ما ترغیب مصرف­کننده به خرید محصولات داخلی است.

با توجه به راهی که شما طی کرده­اید و سوابق کارآفرینانه­ای که داشته‌­اید، دید شما نسبت به کارآفرینی چیست؟

برای ایجاد یک واحد تولیدی باید به قوانین و رابطه‌های آن آشنایی داشت. مثلاً قوانین و رابطه‌های بازی فوتبال را باید دانست و توان آن را هم داشت و یا به وجود آورد تا بعد بتوان بازی نمود. برای ایجاد یک واحد تولیدی باید به قوانین کار،‌ قوانین مالیاتی،‌ قوانین تأمین اجتماعی،‌ استاندارد،‌ قوانین حقوقی،‌ مالی و منطقه‌ای آشنایی داشت تا بتوان یک کاری را انجام داد. مهندسانی که از دانشگاه‌ها فارغ‌التحصیل می‌گردند می‌توانند به خارج رفته، تحصیل را ادامه دهند و به اخذ مدرک دکترا نائل شوند. در این صورت بیشتر در دانشگاه‌های کشور و در کار تدریس و تحقیق می‌توانند مورد استفاده قرار گیرند. جدای از این گروه، بقیه وارد صنعت می‌شوند؛ بخش دولتی، خصوصی و یا شخصی. بنابراین باید قبل از آن که از دانشگاه فارغ‌التحصیل شوند برای خودشان هدفی را انتخاب کنند؛ مثلاً ادامه تحصیل بدهند و یا جذب بازار کار شوند. وقتی هدف را مشخص کردند باید برای رسیدن به این هدف برنامه‌ریزی نمایند. طبعاً هرقدر آنها به قوانین و رابطه‌های ذکر شده در بالا مسلط‌تر باشند و بهتر برنامه‌ریزی نمایند کمتر مشکل خواهند داشت و برای دیگران نیز کمتر مشکل به وجود خواهند آورد. زمانی که در دانشگاه مشغول تحصیل هستید زمان بسیار خوبی برای فکر کردن و برنامه‌ریزی نمودن است. با سؤال کردن زیاد می‌توانید برنامه و مسیر آینده خودتان را ترسیم نمایید.

 

 

به نظر شما فضای کارآفرینی در ایران چطور است؟ شما در صحبتهایتان یکی دو مورد را ذکر کردید. باز هم اگر مورد دیگری هست بفرمایید.

مطلبی را که کارآفرین در ایران باید به آن توجه داشته باشد تغییرات قوانین،‌ تغییرات بازارهای جهانی یا منطقه‌ای است که می‌تواند اثر زیادی روی کار کارآفرینی داشته باشد. مثلاً تغییرات قوانین تعرفه ورود یک کالا که یک­دفعه از صفر درصد تا صد درصد می‌تواند تغییر کند. این تغییر ممکن است روی مواد اولیه مصرفی باشد و یا آن که در خود محصول نهایی باشد. تغییرات نرخ ارز که اثر مستقیم روی قیمت تمام شده محصول دارد و همچنین روی قیمت محصول نهایی وارد شده از رقیب، تغییرات جهانی قیمت نفت و غیره، این تغییرات می‌تواند هر یک به تنهایی مسبب شکست یک طرح کارآفرینانه باشد.

تأثیر دانشگاه بر این سوابق کارآفرینانه‌ای که شما داشته‌­اید چه بوده است؟ و دانشگاه چه تأثیری بر آن داشته است؟

طبعاً مبانی علمی، کمک زیادی به حل مشکلات صنعتی و تولیدی می‌کند. مطالعه مقالات صنعتی،‌ بررسی مجلات فنی، بازدید از واحدهای تولید،‌ تفکر در محصولات موجود و ساز و کار آن و غیره همگی سبب می‌شود که بهتر بتوانیم برنامه‌ریزی که صحبت آن را کردم داشته باشیم. اصول کار خیلی از دستگاههای پیچیده و دقیق، از مسائل ساده فیزیکی که اغلب آن را می‌دانند نتیجه می‌شود. مثلاً در Load Cell یا ترازوهای الکترونیکی که از یک پل وتستون استفاده شده و یا خط‌کشهای الکترونیکی که اساس آن مبتنی بر رئوستاست. بنابراین استفاده از داده‌های علمی می‌تواند در حل مسائل و مشکلات صنعتی، بسیار مؤثر باشد.

نظر شما درباره ارتباط صنعت و دانشگاه چیست؟

طبعاً پاسخ مثبت است ولی سؤال این است که چگونه ارتباط صنعت و دانشگاه را فعال نماییم. باید نیاز صنعت‌گر باشد تا به دانشگاه برای حل معضل خود مراجعه نماید و دانشگاه نیز با تحقیقات خود جواب صنعت‌گر را بدهد. امروز در دنیا، صنعت مشکلاتش را به دانشگاه می‌دهد زیرا خودش امکانات تحقیقات ندارد و یا اگر دارد از ظرفیت‌های دانشگاهی نیز می‌خواهد استفاده کند. برای مثال در صنعت خودرو، پره توربوشارژر مرتباً به دلیل درجه حرارت بالا و خاصیت خورندگی شدید دود اگزوز در معرض خوردگی و از بین رفتن است. پروژه‌هایی مثل این که به دانشگاه داده می‌شود تا بررسی نمایند چه موادی می‌توانیم به کار ببریم که عمر آن طولانی گردد. لذا تحقیقات انجام می‌شود و مرتباً مواد در جهت بهبود، پیشرفت می‌کند. صنعت ایران مولد نیست بلکه غالباً خط تولید و محصول از یک شرکت معتبر خارجی گرفته شده است. لذا دیگر تحقیقی راجع ‌به بهبود مواد توربوشارژر برایش مطرح نیست، مثلاً خودروی … از شرکت … در ایران تولید می‌گردد. ولی صنایعی که بومی باشند و یا در ایران به وجود آمده باشند و یا مدیریتهای قوی داشته باشند ممکن است پروژه‌های کمی داشته باشند که به دانشگاه بدهند. در هر صورت ارتباط تنگاتنگ بین دانشگاه و صنعت یک امر حیاتی است که باید به آن توجه بیشتر نمود.

برای رفع این حالت، چه کاری باید کرد؟ دانشگا‌ه باید سراغ صنعت برود یا صنعت بیاید سراغ دانشگاه؟

باید مدیران صنعت با دانشگاه‌ها جلسات مشترک داشته باشند و از امکانات یکدیگر بازدید نمایند تا دانشگاه نیاز صنعت را درک کند و از همکاری و کمک‌های مادی و معنوی آن استفاده ببرد. همین طور دانشگاهیان نیز با تجربیات صنعتی آشنا شوند و این همکاری در رشد و پرورش دانشجویان نیز بسیار مؤثر است.

آیا این طرح باید با پشتوانه یک «قانون» از مراجع رسمی کشور باشد؟

این که شرکتهای دولتی، درصدی از فروش و یا درآمدشان را به تحقیق اختصاص دهند شاید نیاز به قانون داشته باشد. مثلاً به جای پرداخت مالیات، می‌تواند مقداری از آن را صرف کار تحقیقاتی در دانشگاه بکند. ولی نکته مهم نشست و برخاست صنعت‌گران با دانشگاهیان است. مثلاً مکانیک‌ها با کارخانجات تولیدی مکانیک، متالورژی­‌ها با ذوب و مواد و برقی‌ها نیز با کاربران برقی جلسات زیاد بگذارند. بازدید حضوری، خیلی مسائل را به جریان می‌اندازد.

فکر نمی‌کنید در یک اقتصاد آزاد که همه چیز برای بخش خصوصی است، خودبه‌خود همه چیز به این سمت سوق داده می‌شود؟ یعنی برای بقا در بازار، لازم است که این طوری خرج کند؟

چرا! موافق هستم. طبعاً کسی که مشکل دارد برای معالجه به دکتر مراجعه می‌کند. تولیدکننده هم باید مشکلات تولیدی خودش را حل کند. چه بهتر که این مشکل در دانشگاه‌ها و با بازدید علمی مورد بررسی قرار گیرد. این مشکلی که صنعت دارد ممکن است در جای دیگری از دنیا به دست شخصی حل شده باشد. لذا کافی است که «جواب» را به این صنعت‌گر داد. در هر صورت به هر شکلی که ارتباط بین دانشگاه و صنعت قوی‌تر شود هر دو ذی‌نفع هستند.

 

آیا الآن و یا در شرکت الماسه‌ساز، موردی بوده است که شما از دانشگاه کمک بگیرید؟ آیا شما از واحد صنعتی خودتان به دانشگاه مراجعه کرده‌اید؟

خیر. به دلیل آن که در هر یک از واحدها مدت کوتاهی مدیر بوده‌ام و فرصت آن که مشکلات آن را با دانشگاه‌ها مطرح نمایم حاصل نشده است و این هم یکی از مشکلات واحدهای تولیدی است که مدیریت، زود به زود تغییر می‌کند و امکان برنامه‌ریزی برایش وجود ندارد.

در صحبتهایتان فرمودید که دانشگاه نمی‌تواند مشکل صنعت را حل کند؟ دلیلش چیست؟

در ایران، صنایع بزرگ و متوسط به دست دولت به وجود آمده و این صنایع به صورت خط تولید کامل یا اصطلاحاً Turn Key خریداری شده است. لذا فرایند‌های تولید، مشخص است؛ مثلاً این قطعه را تا این درجه حرارت داده و در این درجه مثلاً این مدت نگهداری کنید و … بنابراین تولیدکننده همین فرایند را اجرا می‌کند و سعی می‌کند محصولی با کیفتی دست­کم برابر با محصول خارجی تولید نماید و اجازه نمی‌دهد که فرد دانشگاهی در این کار دخالت کند زیرا تغییر در فرایند تولید و تغییر در کیفیت‌،‌ احتمالاً آسیب رسیدن به ماشین­آلات و غیره است. چه کسی این خسارات را می‌پذیرد؟ مدیر هرگز چنین ریسکی را نمی‌کند… تعامل بین دانشگاه و صنعت می‌تواند نتیجه خوبی برای طرفین داشته باشد.

برنامه­هایی که برای آینده دارید، برای فعالیت در بخش خصوصی چیست؟

در جهت تولید ابزارهای درون­چاهی قصد دارم کار خودم را گسترش دهم و ابزارهای بیشتری را تولید نموده، در اختیار مصرف­کننده قرار دهم. احتمالاً در این زمینه از کمکهای دانشگاهی نیز استفاده خواهم کرد.

 

درباره نوآوری، شما فرمودید ابزاری که به داخل چاه می‌رود خودش یک نوآوری است. می‌خواهم بدانم آیا ساز و کار عملکردش خاص است؟ یا موادی که به کار رفته خاص است؟ دلیل خاص بودنش چیست؟

این ابزار تاکنون در ایران تولید نشده است و از خارج خریداری می‌شد. جنس و فرایند تولید آن خاص است یعنی فولاد آن مخصوص است که برای اولین بار به سفارش ما در ایران تولیده شده است و روشی که ذرات سخت کاربید تنگستن، روی آن لحیم­کاری و سخت می‌شوند آن را ممتاز می‌نماید. با توجه به شرایط سخت کاری این ابزار، چسبندگی ذرات کاربید به پایه اهمیت بسیار زیادی دارد. بنابراین به دست آوردن تجربه و فرایند تولید آن اهمیت زیادی دارد.

دانشجوهای ما الآن در دانشگاه بی‌هدف تحصیل می‌کنند. یعنی نمی­دانند قرار است در چه صنعتی مشغول کار شوند. به نظر شما برای این که تحصیل دانشجوها هدفمند باشد، چه کار باید کرد؟

دو راه پیشنهاد می‌کنم. یکی بازدیدهای علمی از واحدهای صنعتی مختلف کوچک و بزرگ (با تعداد کم بازدیدکنندگان) و تأمل در بازدیدها تا دانشجویان با تولید، طراحی، مشاوره و غیره آشنا شوند و نهایتاً در طول و بعد از تحصیل از این تجربیات، استفاده کند. راه دوم دعوت از استادان صنعتهای مختلف به دانشگاه و ارائه سمیناری درباره فعالیتهای صنعتی و واحدهایی که در اختیارشان هست. مثلاً فردی دارای تجربه بسیار خوب و طولانی در تولید لاستیک خودرو در فلان شرکت است. از ایشان دعوت می‌شود تا در یک سمینار سه ساعته خط تولید،‌ مسائل تولید و مشکلات را برای دانشجویان و استادان، توضیح دهد. این هم به ارتباط صنعت و دانشگاه کمک می‌کند و هم دانشجویان، شغل آینده خود را بهتر انتخاب می‌کنند.

این موضوعی که شما عنوان کردید مهارتی است که دانشجویان تازه فارغ‌التحصیل شده باید داشته باشند. من می‌خواهم وارد چارت آموزشی دانشگاه‌ها شوم. آیا شما نظری در مورد تئوری بودن آنها دارید؟

دروس دانشگاهی ما تئوری است و از عمل فاصله زیادی دارد و مقدار کار عملی آن به یک یا دو واحد درسی می‌رسد که جوابگو نیست. از طرف دیگر، امکانات دانشگاه‌ها نیز محدود است. به همین دلیل دو پیشنهاد فوق را مطرح کردم. البته خوب است که واحد پروژه نیز بیشتر به صورت عملی داده شود تا فرمالیته و پروژه‌های تئوری. دست­کم دانشجویانی که در برنامه‌ریزی زندگی خودشان قصد ورود به تولید را دارند باید بیشتر پروژه‌های عملی را انتخاب کنند.

نظر شما راجع به کار گروهی چیست؟ آیا تجربه‌ای در این زمینه داشته‌­اید؟

کار گروهی خیلی خوب است ولی مشکلات مربوط به خودش را دارد. امروزه کمتر کار صنعتی است که بتوان به تنهایی انجامش داد، لذا باید چند نفر به کمک یکدیگر کار کنند. ارتباط این چند نفر مهم است که چگونه باشد تا مشکلی پیش نیاید.

شما اگر نوآوری بکنید، ممکن است سریع از روی کار شما کپی بشود. نظرتان راجع ‌به قانون کپی‌رایت چیست؟

این مطلب در همه جای دنیا وجود دارد. علیرغم آن که قانون کپی‌رایت هم وجود دارد ولی وقتی امروز شما طرحی را ارائه دادید تا دیگران بخواهند کپی کنند شما باید طرح تکمیلی و بهتر از طرح اولیه خودتان را ارائه دهید. در هر صورت از این که نمی‌توانید حقوق خود را حفظ نمایید باید متأسف شد. این موضوعی است که مورد اعتراض همه است. از شاعر یا نویسنده‌ای که نظر یا نوشته‌اش تقلید می‌شود گرفته تا نرم‌افزار و یا تولید محصول.

شما از دولت چه انتظاری دارید؟ این که در چه زمینه­‌هایی تغییراتی بدهد؟

به نظر من صنعت این کشور نیاز به یک متولی دارد. تا بتواند با برنامه‌ریزی درست، صنعت را از وضعیت فعلی نجات دهد. همه آرزومند صنعتی قوی، مستقل و نوآور هستیم ولی به دلیل آن که برنامه نداریم، با وجود این همه مهندس و غیره هر روز وضعیت صنعت بدتر از روز قبل می‌شود.

نظر شما راجع به آدم موفق چیست؟

باید اول این که خودش احساس کند که موفق است و ثانیاً به اهداف و ارزشهایش رسیده باشد و در پایان و در مجموع از زندگی خود رضایت و خشنودی داشته باشد.

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. زمینه های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *