مصاحبه با موسس سایت تخفیف‌آن دات کام (takhfifan.com)

لطف کنید خودتون رو معرفی کنید؟

به نام خدا، من نازنین دانشور هستم. متولد 1362 تهران، لیسانس کامپیوتر نرم افزار فوق لیسانس مدیریتIT امیرکبیر.

در مورد پروژه خرد گروهی توضیح می‌دید؟

تخفیف­آن.کام در پایگاه اینترنتی takhfifan.com جدیدترین بستر تبلیغاتی دنیاست و پررشدترین مدل کسب و کار در دنیای اینترنت دنیا به حساب می‌آید. یک مدل تخفیف گروهی محسوب می‌شود، به این صورت که تبلیغات بدون ریسک و جذاب برای شرکای تجاری انجام می‌دهد. هیچ هزینه اولیه‌ای برای تبلیغات ندارند، به این صورت که یک تخفیفی را برای کوتاه‌مدت روی وب‌سایت در نظر می‌گیرند و از طرفی بازدید کننده‌ها هم تو این زمان کوتاه‌مدت این تخفیف‌ها رو خریداری می‌کنند و هم با مراکز جدید در سطح شهر آشنا می‌شوند. به­همین دلیل یک فرایندی محسوب می‌شود که برای همه برد-برد محسوب می‌شود، چه مشتری که علاوه بر تخفیف با اماکن جدید آشنا می‌شود چه شریک تجاری که تبلیغات بدون هزینه اولیه انجام می‌دهد و به ازای مشتری هزینه پرداخت می‌کند.

این ایده کی و چطور به ذهنتون رسید؟ احساس نیاز کردید یا مدل مشابهی دیده بودید؟

من 10 سال است که در زمینه تجارت الکترونیک کار می‌کنم و اکثریت این تجربه خارج از ایران بوده؛ تو ایران که بودم تو بخش فنی کامپیوتر شرکتی مشغول بودم بعد برنامه‌نویس نرم‌افزار و سپس مدیر پروژه‌های فنی بودم. وقتی که رفتم انگلستان احساس کردم که می‌توانم کارهایی که آنجا انجام می‌دهم را در ایران نیز پیاده‌سازی کنم.

یکی از پروژه‌هایی که آنجا مدیر فنی آن بودم را آوردم ایران با همان ایده با نام meydoonak.com -اولین سوپرمارکت ایرانی- که خیلی هم سر و صدا کرد. این پروژه مربوط به چهار سال پیش بود اما با توجه به بعضی شرایط خیلی دوام نیاورد البته برخلاف استقبالی که ازش شد.

بعد از آن پروژه دوباره شروع کردم مشاوره دادن به شرکت‌های مختلف که یه موقعیت کاری پیش آمد آلمان که آنجا با این business model آشنا شدم. تو یک شرکت بین‌المللی کار می‌کردم که در تمام کشورها شعبه داشت و این کار را انجام می‌دادند. صحبتی که با دوستان سرمایه‌گذار داشتم این بود که شما همه جا رفتید؛ دبی رفتید، ترکیه رفتید؛ چرا ایران نیامدید؟ که حالا با توجه به مشکلاتی که آنجا داشتند سعی کرده بودند اما دیده بودند نمی‌شود. بنابراین من تصمیم گرفتم خودم این پروژه را شروع کنم تو ایران. که ایده را آنجا دیدم، میزان استقبال را دیدم و علاقه‌مند شدم که چرا تو ایران چنین پروژه‌ای نباشدکه ما پروژه takhfifan.com رو پارسال 22 مردادماه راه‌اندازی کردیم که اولین تخفیف‌آن رفت روی وب سایت.

به نظرتون اینکه ما یه طرح رو از جای دیگه برداریم بیاریم به اصطلاح بومی‌سازیش کنیم مخصوصا در زمینه وب و اجراش کنیم چیست یا اینکه حتما باید یه طرح و ایده نو باشد؟

من فکر می‌کنم طرح‌هایی که توی دنیا جواب داده، طرح‌های خیلی خوبی هستند و می‌تواند وارد ایران بشود، بومی‌سازی انجام بشود، کم و کاستی‌هاش برطرف بشود، تغییرات لازم انجام بشود و بجای اینکه آدم چرخ رو از اول بسازد بهتراست که از یک جایی شروع بکند که در حقیقت کشور­های مختلف رفتند، ایرادات و اشکالات آن‌ها را برطرف کند و بتواند از این، یک پروژه جدید بسازد و آیتم‌ها و خلاقیت‌های جدید به کل پروژه اضافه بکند.

با وجودی که شما اولین سایت در این زمینه بودید اما الان از این دست سایت‌ها زیاد شده است به مشکلی بر نخوردید؟

ما در حقیقت به فاصله دوماه قبل از گروه بعدی که وب‌سایتی بود به اسم هم‌خرید که الان تعطیل شده است کار را شروع کردیم که بعد از اون گروه‌های دیگری آمدند که تا انتهای سال 90 طبق آماری که ما داشتیم 18 وب‌سایت شبیه takhfifan.com بوجود آمد. بررسی که ما انجام دادیم از این 18 وب‌سایت 6 مورد بیشتر باقی نمانده‌اند.

موردی که متاسفانه تو ایران هست و بنوعی حالا تو خارج هم دیده می‌شود این است که – تو خارج کمتر تو ایران بیشتر – دوستانی که تو کار برنامه‌نویسی‌اند مثل خود بنده یه سایتی که می‌بینند می‌گویند یه سایت دیگه بزنیم کاری ندارد، دو ماه می‌نشینند، سایت را فعال می‌کنند. اما تو این business model مهم‌ترین چیزی که اهمیت دارد، این است که این فقط 5% جریان است. کل موضوع اصلا به دانش فنی کاری ندارد؛ کمک می‌کند اما اساس کار آن business model و فرایندها است و این چیزی بود که من از اولین روز گفتم که تمام این سایت‌هایی که می‌آیند از بین می‌روند چون پشتوانه این شرکت‌ها آدم‌های نرم‌افزاری‌اند که تجارت را نمی‌شناسند.

من درحقیقت بخاطر تجربه‌ای که آن‌طرف داشتم business model رو کاملا می‌شناختم می‌دانستم فرایندها چیست پروسه‌های بین شرکتی چیست. چه اتفاقی باید اتفاق رخ دهد توانستم به کارم ادامه بدهم.

سایت شما از نظر نرم‌افزاری هم قابلیت خاصی دارد یا صرف مدیرت است که موفق عمل کرده؟

سایت‌های تخفیف گروهی یکسری قابلیت‌هایی را باید داشته باشند که خب یکی از مهم‌ترین موارد بحث امنیت است که روی همه سایت‌ها قاعدتا باید باشد. مشکلی که مثلا برای یکی از فعالان در این زمینه اتفاق افتاد و دوبار سایتشان هک شد و خب وقتی شما حجم دیتا و مشترکینتان بالا می‌رود بیشتر مورد حمله قرار می‌‌گیرید باید نسبت به امنیت سایتتان مطمئن باشید.

در کنار آن قابلیت‌هایی که یک وب‌سایت خرید گروهی باید داشته باشد را باید مداوم آپدیت کنید. برحسب نیاز مشتری بتوانید اطلاعات جمع‌آوری کنید که تخفیف‌آن‌های مناسب‌تر ارائه کنید.

چند نفر در این مجموعه در حال کارند؟

حدودا 30 نفر هستیم که بزرگترین بخش تیم بازاریابی ماست.

جذب سرمایه چطور بود؟

سرمایه اولیه رو مؤسسین گذاشتند و دو نفر هم جذب سرمایه از خارج داشتیم.

در حال حاضر این سایت به بهره‌وری اقتصادی هم رسیده است؟

تقریباٌ

هدف شما صرفاٌ جنبه اقتصادی داشت یا جنبه‌های دیگری هم مهم بود؟

روز اولی که من احساس کردم می‌توانم چنین کاری را انجام بدهم یک فرایندی را با خودم طی کردم که به مدت سه ماه اهدافم را از راه‌اندازی این شرکت نوشته بودم و بکگراند لپ‌تاپم بود. هر روز این‌ها را می‌خواندم و با خودم فکر می‌کردم که آیا من واقعا این‌ها را می‌خواهم؟ و توی این 5 هدف چیزهای متنوعی بود از جمله اینکه من می‌خواستم واقعا یک آدم کارآفرین بشوم یعنی دلم می‌خواست برگردم ایران یک سری آدم را استخدام کنم که ارتزاق کنن و بخصوص تمرکزم روی خانم‌ها بود و حالا شرایط دیگه، که حالا اقتصادی هم جز یکی از آیتم‌ها بود که البته من چون شرایط اقتصادی خوبی داشتم اولین هدفم نبود.

به نظر شما کسی که می‌خواهد یک کاری را شروع کند بهتر است از ابتدا به تمام ریزه‌کاری‌ها دقت کند یا کار را شروع کند و هر مرحله اضافه کند و رفع مشکل؟

شما اگر وارد انقدر جزئیات بشوید همیشه جا هست برای کار کردن که این از خصوصیات افراد خیلی باهوش است یعنی همیشه احساس می‌کنند یک چیزی کامل نیست، همیشه سعی می‌کنند آن را کامل کنند و این داستان همیشه ادامه دارد اما به نظر من یک جایی باید این موضوع را نگه داشت کار را شروع کرد و به مرور زمان ادامه داد، درست مثل آن موقع که ما بوجود آمدیم شاید دیزاینمان، دیزاین دلخواهمان نبود، فونتمان فونت دلخواهمان نبود، درگاه پرداختمان کامل نبود حتی اپلیکیشن موبایل نداشتیم اما الان بعد از یکسال نه تنها آن مشکلاتمان را حل کردیم، اپلیکیشن موبایل اندرودیمان را برای دانلود قرار دادیم که 20000 بار دانلود شده است، بنابراین اگر آدم بخواهد که همیشه به ایده‌آل برسد اصلا شروع نکند بهتر است چون نمی‌شود.

کی ثبت شرکت انجام دادید؟

از همان ابتدا با ثبت شرکت با مسئولیت محدود شروع کردیم و الان هم که سهامی خاص.

ثبت اختراع هم انجام دادید؟

نه متاسفانه، واقعیتش چندین نفر به من گفتند، وزارت بازرگانی و ارشاد. takhfifan.com که بوجود آمد یکی از معاونین وزیر اطلاع داده بود یک همچنین تجارتی تو ایران راه افتاده؛ یک کنفرانسی بود، ابداعات اختراعات نوآوری در زمینه تجارت الکترونیک که ما را دعوت کردند، تقدیر کردند. کارآفرین برتر دانشگاه تهران شدیم. پارسال کارآفرین برتر جشنواره وب ایران شدیم. نماد اعتماد ملی را گرفتیم اما چیزی که بود من نمی‌دانستم تحت چه عنوان ثبت پتنت کنم و تو درگیری و فشار کاری که ما داشتیم اصلا نمی‌رسیدیم بنابراین، خیر دنبالش نرفتیم.

در خصوص فیلترینگ تمهیداتی انجام دادید؟

بله،ما کلیه مجوزات لازم رو گرفتیم. توی ساماندهی ثبت شدیم. توی وزارت ارشاد کاملا همه مدارک رو دادیم. جز بیست تا وب‌سایت اول ایران بودیم که نماد اعتماد ملی رو گرفتیم که خیلی هم پروسه سختی بود، آن موقع اما الان ظاهرا ساده­تر شده است. علاوه بر آن سر تجربه‌ای که در میدونک داشتم تماما سر کلمات کلیدیمان دقت می‌کنیم، برای نوشته‌هایمان وبلاگ‌نویس داریم. روی عکس‌ها دقت می‌کنیم. روی کامنت‌های افراد نظارت مستمر داریم.

آمار بازدیدتان چطور بود، الان چطور است؟

ما در حقیقت دو ماه قبل اینکه takhfifan.com لود بشود یه صفحه خیلی ساده درست کرده بودیم که قرار است ما با تخفیف­های 50 تا 90 درصدی بیاییم، بیایید ثبت‌نام کنید و تنها جایی هم که تبلیغ این سایت رو کردیم دومین میدونک بود که ریدایرکت کردیم روی تخفیف‌آن. ما روزی که لانچ کردیم 400 نفر مشتری داشتیم و از اون به بعد روزی 100 نفر بازدید داشتیم که الان بازدیدمون به 20000 نفر در روز هم رسیده.

دلیل شکست میدونک، اگه بشود اسم شکست گذاشت چون بعدا ازش استفاده کردید چی بود؟

دقیقا، در حقیقت شکست نبود، به نظر من تجربه خیلی خوبی بود بخاطر اینکه با توجه به استقبال خوبی که شده بود نشان می‌داد در کلان­شهری مثل تهران که خب انقدر بزرگ و مشکلات ترافیکی به شدت زیاد، من به این نتیجه رسیدم که سایتی مثل میدونک که نیاز به دلیوری دارد، مخصوصا دلیوری که مثلا غذا زمانش باید مشخص باشد، نمی‌تواند زیاد تو راه بماند، احتیاج به یخچال دارد و نیاز به یک زیرساخت واقعا بزرگی برای تحویل کالا دارد و خب متاسفانه من شرایطشو نداشتم که بخواهم این کار را بکنم و حالا بحث تأمین کالا رو دارد، بحث تغییرات قیمت‌ها، بحث حجم اجناس، تعداد بسیار زیادشون و مشکلات از این دست که دلیلی شدند برای اینکه پروژه با توقف مواجه بشود.

در نمایشگاه‌های مختلف مثل رسانه‌های دیجیتال امسال شرکت نداشتید، چرا؟

ما پارسال بودیم اتفاقا نمایشگاه هم زیاد می‌رویم حتی امسال زنگ زدند، غرفه هم دادند، LCD دادند اما یک سری مشکلات داشت از جمله زمانی طولانی مدت و بی‌برنامگی تیمشان که بخودشان هم گفته‌ام و از آن طرف هم نمایشگاه خود دانشگاه صنعتی شریف و نمایشگاه دیگری که همزمان بود و آن نتیجه‌ای که می‌خواستیم از نمایشگاه پارسال نگرفتیم.

حضور شما در مجموعه خاورزمین و استارتاپ ویکند به این موضوع کمکی کرده است؟

نه، این‌ها یک گروهی هستند که خب خیلی فعال‌اند و کار بزرگی هم دارند انجام می‌دهند و من صرفا بر اساس علاقه‌ی خودم و آشنایی قبلی که با این گروه داشتم با ایشان همکاری می‌کنم.

نظرتون در زمینه استارت‌آپ‌ویکند چیست؟

من تیم اجرایی استارت‌آپ‌ویکند نیستم وقتی ایده رو شنیدم خیلی استقبال کردم نیازش احساس می‌شد اما حلقه گمشده‌ای که در برنامه‌ی قبلی بود در این برنامه هم شاهدش هستیم. خب شما ایده‌ها را دارید استارت‌آپ‌ها را دارید. با وجود اینکه اینجا از بین 70 تا ایده 12 تا و از این بین 3 تا انتخاب شد اما کسی نبود پولی بدهد به این‌ها. خوب خیلی خوب است شما ایده داشته باشید اما وقتی کسی نباشد حمایت کند نتوانید ایده را پیاده کنید به چه دردی می‌خورد. در نهایت می‌شود مثل پروژه‌هایی که شروع شدند اما شکست خوردند.

فکر می‌کنید مشکل کجاست که مخصوصاً در زمینه وب سرمایه‌گذار نداریم؟

اینکه تو مملکت باور نکردیم که از وب و آی‌تی چه پولی می‌شود درآورد مشکل به نظر من بیشتر اینجاست یا یک خورده فضایی که حالا به خاطر تحریم‌ها و شرایط ایران به وجود آمده شرکت‌های خارجی نیامدند، سرمایه‌گذاری نکردند.

من تو آلمان که بودم استارت‌آپ‌هایی که ایجاد می‌کردند و یک مقدار رشد می‌کردند شرکت‌های آمریکایی و آسیایی می‌خریدنشون و این‌ها بلافاصله گل می‌کردند.

من آخرین شرکتی که در آلمان کار می‌کردم، موسسینش دو تا برادر آمریکایی بودند 26 ساله و 23 ساله که دقیقا business model ما بود که بعد گوگل خریدش اونم با چه قیمتی.

این یعنی فضا چقدر باز است. من تو یک کنفرانسی تو لندن بود گروه سرمایه‌گذاری خاورمیانه. من از ایشان پرسیدم شما در کل کنفرانس از همه کشورهای خاورمیانه صحبت کردید غیر از ایران در حالی که ما پتانسیل خوبی داریم. چیزی که نگرانش بودند این بود که ما استراتژی خروج نداریم یعنی شرکتی مثل آمازون نمی‌تواند بیاید و ما را بخرد که امیدوارم با توجه به شرایط این مشکلاتم رفع بشود مخصوصا در زمینه وب.

آمار شرکت‌کننده‌های استارت‌آپ‌ویکند را که نگاه کردم 12 خانم در مقابل 114 آقا بود اما از طرفی از بین 12 طرح برگزیده 4 تا خانم بودند که این نشان‌دهنده توانایی خانم‌هاست، فکر می‌کنید دلیل این عدم مشارکت یا فعالیت خانم‌ها چه چیزی باشد؟

حتما می‌دانید که فضای دانشگاهی دارد به سمتی می‌رود که تعداد خانم‌ها دارد زیاد می‌شود. من فکر می‌کنم خانم‌ها یک مقدار خودباوریشان ضعیف است، من همیشه می‌گویم تو مصاحبه‌ها، تو برنامه‌های تلویزیونی آدم باید خودش خودشو قبول داشته باشد تا بقیه هم بتوانند اون آدم رو قبول کنند.

ما خودمون اینجا خیلی مشکلات داشتیم بخصوص اینکه به هرحال من خانمم و سنمم کم است. خیلی جاها می‌رفتم و طرف می‌گفت مگه می‌شود شما مدیر فلان مجموعه باشید، می‌گفت نه برو بگو مدیرت بیاد. می‌گفتم من مدیر ندارم،خودمم. یعنی این موضوع رو تا برای برج میلاد یا بقیه‌ی جاها جا بیندازم خیلی سخت بود، اما بعد اینکه جا افتاد باهاشون که صحبت می‌کنید می‌گویند یکی از افتخارت ماست که یک چنین مجموعه جوانی یک خانم رئیسش است و واقعا مجموعه که خانم‌ها مدیریت می‌کنند یک سری ظریف‌کاری‌هایی را می‌بینند که شاید تو مجموعه‌ای که آقایان هستند دیده نشود. به خاطر همین فکر می‌کنم یک مقدار آن خودباوری نیست و باید ببینند که تعداد شرکت‌هایی که خانم‌ها اداره می‌کنند، ایجاد کردن و بزرگ شدن کم نیست.

پس شما محدودیتی نمی‌بینید؟

چرا. محدودیت هست اما این محدودیت‌ها را من و بقیه خانم‌ها هستیم که باید برداریم، کسی قرار نیست بردارد بعلاوه اینکه مملکت فضای کافی دارد، شما بعنوان یک خانم بیایید یک کاری را شروع کنید پیش ببرید حالا مشکلات یکی یکی باید برداشته بشود.

ممنون از وقتی که در اختیار من گذاشتید، فقط اگر پیشنهادی، حرف ناگفته‌ای بیشتر برای کارآفرینانی که قرار است در زمینه وب فعالیت کنند، بفرمایید!

ما درسته که یک سری ایده‌ها بوجود بیاوریم، ایده‌ها هم پا بگیرند، حالا خوب یا بد جلو برود مهم این است که آن ایده از پویایی خود باز نایستد. من یک چیزی که خودم همیشه دنبالش هستم همین است. ما در حقیقت اپلیکیشن موبایل تو ایران زیاد جا نیفتاده حتی خبرگزاری‌ها هم اکثراً ندارند اما سه ماه بعد از این که تخفیف‌آن بوجود آمد ما به دنبال این ایده رفتیم و استقبال خوبی هم دیدیم. این تازه در حالی است که ما فقط اندروید رو فعال کردیم ios هم می‌آید. این نشان می‌دهد که مردم پتانسیل دارند به فضاهای جدید وارد بشوند ایده‌های جدید، این کار ما و کسانی که در زمینه وب فعالیت می‌کنند که آن پویایی رو نگه داریم یا برویم ببینیم تو خارج تو حیطه کاریشون چه فعالیت‌هایی دارد انجام می‌شود و بیاییم دوباره آن را پیاده‌سازی بکنیم، بومی‌سازی کنیم. حالا من اسم نمی‌برم اما یک سری پروژه‌های قدیمی تو ایران هست کماکان همان روندشونو دارند ادامه می‌دهند، آخه من دوسال پیش سر زدم به سایتتون همین‌ها رو داشتین بعد 2سال خیلی وضعتون خوب شده یک اپلیکیشن موبایل نوشتین، خوب خیلی کمه برای یک مجموعه که مثلا جزو بزرگترین مجموعه‌های تجارت الکترونیک ایران؛ آدم انتظار پویایی، سرمایه‌گذاری و درحقیقت حرکت بیشتر را از مجموعه دارد.

0 دیدگاه
  1. وب مانی
    وب مانی
    7 ژوئن 17 در 5:05 ب.ظ

    بی نهایت مطلب زیبایی بود، به امید موفقیت همه استارت اپی های ایرانی

    پاسخ
ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. زمینه های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *