۹ اشتباه بنیان‌گذاران که سبب شکست خوردن استارتاپ‌ها ‌می‌شود

روزانه کسب وکار‌های بی همتایی به دلیل اشتباهاتی عادی از بین ‌می‌روند. این فکر که شما مستثنا هستید را از خود دور کنید.

من در جلسات زیادی حضور داشتم که در آن کسی نقل ‌می‌کرد : «۹۰ درصد از راه اندازی‌ها شکست ‌می‌خورند.»

این یک داستان است، اما حتی اگر تعداد واقعی خیلی کمتر باشد، شروع کسب و کار بدون شک کاری سخت و پرریسک است. اگر بتوانید از دیگران یاد بگیرید تا از برخی اشتباهات معمولی افراد مبتدی دوری کنید، ‌می‌توانید یکی ازاستارت آپ‌های موفق را داشته باشید.

برای ایجاد یک راه اندازی با قدرت ماندن، از این اشتباهات واضح اجتناب کنید.

  • برنامه‌ریزی نامناسب

یک ایده برای راه‌اندازی یک کسب و کار کافی است، اما یک برنامه برای حفظ آن ضروری است. در حالی که برخی ممکن است برنامه ریزی را خسته کننده بدانند، اگر شما نقشه راه برای شرکت خود ندشته باشید، در تاریکی کار خواهید کرد.

طرح جامع کسب و کار ‌می‌تواند مهم‌‌‌‌ترین گام در رسیدن به زمینه‌‌ای برای موفقیت‌های آینده باشد. شما به گام‌های روشن برای ادامه کار نیاز دارید، اما فقط به گونه‌‌ای که به شما انعطافی برای سازگاری با انبساط و جریان صنعتتان بدهد.

اگر بسیار درگیر پیش بردن کارهای استارتآپ تان هستید و یا از فکر نوشتن برنامه کسب وکار میترسید، هیچ جای نگرانی نیست. یک نمای کلی از استراتژی که جزییات مسائل مالی، بازاریابی و مولفه‌های اصلی کسب وکارتان را نشان بدهد کافی است.بعد از آن چند هدف برای خودتان مشخص کنید که جهت را برایتان مشخص کند و در روزهای پیاپی مراحل انجام کار  شما را در مسیر نگه دارد.

تلاش‌هایی از روی بی علاقگی

ایجاد یک کسب و کار هم به اشتیاق و هم به صبر نیاز دارد و درک این که تلفاتی در زمینه‌های دیگر زندگی شما ‌می‌گیرد.تضمین شده است.

برای قربانی کردن آماده باشید، زمان لازم را بگذارید و با چالش‌ها پیش رو مواجه شوید تا مستقیم به موفقیت برسید. همراه با دوستان و خانواده به جلو بروید تا بدانند که وقت شما متعهد شده است. اگر آنها این موضوع  را از ابتدا بدانند، آنها از دیدگاه شما حمایت بیشتری خواهند کرد. شما به این حمایت در زندگی استرس زا و خسته کننده یک کارآفرین نیاز خواهید داشت.

همچنین، مهم نیست که چه مقدار زمان و انرژی را در کسب و کار خود قرار داده اید، اگر واقعا به مشکلاتی که در حال حل کردن و افرادی که به آنها کمک ‌می‌کنید علاقه مند نیستید،خیلی پیشرفت نخواهید کرد. شما باید به شدت در مورد آنچه که ایجاد ‌می‌کنید و فردی که برای آن کسب وکارتان را بنا کرده اید، توجه به خرج دهید، در غیر این صورت، تقریبا غیرممکن است که انرژی لازم را برای ایجاد بهترین گزینه‌ها حفظ کنید.

  • انتظار برای تمام و کمال انجام دادن

انتظار برای تمام و کمال شدن، استارتآپ‌ها را بیشتر از شروع زود هنگام اما ناقص – که همچنین ‌می‌توانند زیان آور هم باشند – از بین برده است. البته، هنگامی که شما یک ایده جذاب و کشنده دارید، طبیعتا ‌می‌خواهید آن را به بهترین شکل به جهان معرفی کنید. اما در چه نقطه‌‌ای قبول ‌می‌کنید که کمال گرایی در حال توقف پیشرفت شما است؟

کسب و کار شما قرار نیست که کامل شود. شما نیاز خواهید داشت تا کار را جلو ببرید، و واقعا ‌می‌توانید آن را پس از شروع  کار انجام دهید. اگر قبل آن که با مشکلات واقعی‌‌ای که مشتریان خواهند داشت مواجه شوید، چیزی را کامل کنید به نتیجه‌ی خاصی نمی‌رسید.

هیچ کس ناگهانی فورا راه حل‌های کامل را ارائه نمی‌دهد، علاوه بر این که اولین اقتباس کنندگان تحمل خوبی دارند، بنابراین شما ‌می‌توانید این کار را به تدریج انجام دهید. مخاطبان مورد نظر شما انتظار ندارند که یک محصول به تازگی وارد بازارشده ۱۰۰ درصد کامل باشد، اما انتظار دارند که با شما کار کنند تا بهترین نسخه از آنچه که نیاز دارند ایجاد کنید.

  • قیمت گذاری بد

قیمت گذاردن محصول یا خدمتتان، بیش یا کمتر از ارزشش، اشتباه رایج برای کارآفرینان است. این مهم است که پیامدهای مالیاتی، تنوع در نرخ نیروی کار و اموری که هزینه‌های واقعیتان خواهد بود را درک کنید تا بتوانید به درستی قیمت گذاری کنید.

خیلی اوقات، کمبود اعتماد به نفس باعث شد تا صاحبان استارتاپ‌ها کم‌‌‌‌تر از حد قیمت گذاری کنند. قیمت گذاری بیش از حد کم، ارزش منحصر به فرد شرکت شما را تضعیف ‌می‌کند، و تصحیح آن بدلیل کم بودن ارزش کالا یک کار طولانی و خسته کننده است. برای نجات خودتان از این صعود دشوار، به طور کامل بازار را برای شناسایی بهترین قیمت محصول خود زیر و رو کنید.

ایونت وو، شرکتی که در حال حاضر بیشتر به خاطر بررسی‌های شکستش شناخته شده ‌می‌شود، به دلیل قیمت گذاری کم‌‌‌‌تر از حد نرم افزار آزمایشی شرکتش به شدت صدمه دید. بعد از برگزاری برنامه‌های بزرگتر، بدون هزینه جبرانی یا قیمت گذاری مناسب، شرکت، خود را با کمبود بودجه یافت. آنها در نهایت اشتباه خود را متوجه شدند و تلاش کردند تا درآمد بیشتری کسب کنند اما خیلی کم و خیلی دیر بود.

در سمت دیگر، کار آسانی است که ارزش کالایتان بیش از حد تخمین بزنید. به عنوان مثال، پیرل ریر ویژن، خود را بیش از وجود اش قیمت گذاشته بود. ۵۰۰ دلار برای خریداران بیش از حد زیاد بود، اگرچه که این محصول به عنوان بهترین خودرو دارای دوربین دنده عقب شناخت شده بود؛ مخصوصا زمانی که در اکثر وسایل نقلیه به عنوان یک استاندارد وارد شدند و هم چنین در موارد قابل اعتمادی که ‌می‌توانستند در سایر نقاط ارزان‌‌‌‌تر خریداری شوند.

  • ترس از شکست

دلیلی وجود دارد که کلمه معروف «شکست سریع» بسیار رایج است. صرفنظر از اینکه چگونه یک مانترا پرطرفدار است، شکست هنوز یک فکر‌‌‌‌ترسناک است. بسیاری از مردم معتقدند شکست در مقابل موفقیت است، در حالی که در واقع، ‌می‌تواند کلید موفقیت باشد. شکست تنها زمانی مشکل است که شما چیزی از آن یاد نگیرید. به سادگی باید گفت که شکست یک دید به افراد ‌می‌دهد، بنابراین ذهنیت خود را تغییر دهید.

غلبه بر مشکلات و موانع، قیمتی است که شما باید برای موفقیت پرداخت کنید. در مورد شکست‌هایتان به روش‌های تحلیلی و سازشی فکر کنید، زیرا مانند یک شرکت شکست میخورید. بسیاری از موفقترین کارآفرینان جهان – ریچارد برانسون، لری پیج، آریانا‌هافینگتون، استیو جابز – اشتباهات بزرگی در مسیر موفقیتشان انجام دادند. آنها تسلیم نشدند و بر ترس خود از شکست فائق آمدند و از اشتباهاتشان درس آموختند.

افراد منفی نگر را نادیده بگیرید. کارآفرینان راحت طلب ارزشی برای زمان شما قائل نیستند.

  • استفاده از آموزش خودتان

مطمئنا، شما ‌می‌خواهید دیگران را عاشق محصول خود کنید، اما اگر آنها نشوند، چه؟ چابکی بدان معنی است که مهم نیست چقدر یک ایده را دوست دارید، باید انعطاف پذیر باشید. فرصت بازار لزوما با نیاز بازار یکسان نیست، بنابراین شما باید سریع تشخیص دهید که آیا ایده شما درحال شکست خوردن است یا خیر.

به صورت واضح ارزیابی کنید چه جایی محصولتان مناسب بازار است  و کاملا مطمئن شوید که در حال ساخت محصولی هستید که مردم واقعا ‌می‌خواهند. اگر شما نیاز به تغییر دارید، آن را در آغوش بگیرید. تصاحب یک فرصت بازار که قبلا آشکار نشده بود، یک معیار موفقیت است.

اسلک همیشه ابزار پیام رسانی فوری محبوب برای کسب و کارها نبود. زمانی موفقیت آن به وجود آمد که بنیانگذار استوارت بوتفورد فیلد، در ساخت یک بازی چند نفره شکست خورد و تنها به استفاده از بخش پیام رسانش تبدیل شد.

صاحبان کسب و کاری که معتقدند که آنها استیو جابز بعدی هستند و هیچکس – از جمله مشتریان – دقیقا ن‌می‌داند که باید برای نبردی سخت آماده شوند. به عنوان مثال به جایگاه بهتری فکر کنید. به عنوان مثال مدیر عامل شرکت شای آگاسی رویای بزرگی برای بهتر شدن جایش داشت و حتی در مورد چیز بزرگتری صحبت کرد. او فقط در فروش ماشین‌های الکتریکی برنامه ریزی نکرد، بلکه قصد داشت از وابستگی ما به نفت خلاص شود. این اهداف بلند به زودی تبدیل به توهمات بزرگی شد. به عنوان یکی از اعضای هیئت مدیره سابق توضیح داد: «ما جایگاه شارژ و مراکز تماس خود را ساختیم. ما فکر کردیم ‌می‌توانیم همه چیز را بهتر انجام دهیم.

اکوسیستم استارتاپ یک مشکل ایجاد غرور دارد. ضروری است که صاحبان کسب و کار فروتن باقی بمانند.

  • وسواسی بیش از بودجه

صاحبان راه اندازی که چشم انداز عظیمی دارند و فوق العاده بلند پرواز هستند قطعا توجه سرمایه داران خطرپذیر را جذب ‌می‌کنند، اما پول همه چیز نیست و نباید تنها هدف باشد.

راه اندازها اغلب جمع آوری پول را بر جستجوی برای یک بازار محصول مناسب و یک ایجاد پایگاه کاربران اولویت ‌می‌دهند. اگر آنها موفق به جمع آوری پول شوند، فرض میکنند به این معناست که آنها کسب و کار موفق خواهند داشت. اما پول این طوری کار نمی‌کند. هر ساله استارتاپ‌هایی با سرمایه گذاری بالا و بیش از حد، شکست ‌می‌خورند.

موردی در این باره: ییک یوک. در حالی که شبکه اجتماعی ناشناس، ۷۳٫۵ میلیون دلار جمع آوری کرد، این برنامه با مشکلاتی پیش بینی مواجه شد که برای هرگونه انجمن ناشناسی را برای کاربران چت ارائه ‌می‌داد وجود داشت.هیجکدام از مراکر سرمایه گذاری و بازاریابی زبانی نمیتوانند اینگونه پیش بروند، و این شرکت در ماه مه ۲۰۱۷ تعطیل شد.

و به عنوان  بیپی وجود دارد. در حالی که این شرکت یک ایده خوب داشت – بازار برای مردم برای خرید و فروش اتومبیل‌های دست دوم – این کار خوب اجرا نشد. این کار ۵۶۰ ملیون دلار در قیاس با دورهای مالی پیشین ارزش داشت، اما افرادی که این شرکت را اداره ‌می‌کردند، اولویت‌های اشتباه داشتند. به گفته یکی از کارکنان سابق، بیپی ۷ میلیون دلار در ماهی که ۳۰۰ کارمند خود در اوج بودند را سوزاند. در نهایت، این شرکت در فوریه ۲۰۱۷ تعطیل شد.

در پایان ، هیچ مبلغ نقدی قادر به بهبود فقدان تجربه‌‌‌ی کسب و کار نیست.

  • نگاه سطحی در بیان جریان کار

«اگر شما کار را شروع کنید، مشتریان ‌می‌آیند» یکی از رایج‌‌‌‌ترین تصورات غلط کارآفرینان است. چطور انتظار دارید مشتری به دست آورید وقتی که حتی نمی‌داند که شما وجود دارید؟

بازاریابی ‌می‌تواند بسیاری از اشکال، از ارجاعات تا تبلیغات سنتی، رسانه‌های اجتماعی تا بهینه سازی موتور جستجوی مناسب داشته باشد. زمانی که قوانین سخت و سریعی وجود ندارد، بهترین نوع بازاریابی برای شرکت شما بستگی به کسب و کار شما و مخاطبان مورد نظر شما دارد. بزرگترین اشتباه از این جا بر ‌می‌آید که شما به بازاریابی نیازی ندارید. تمام بودجه خود را در توسعه صرف نکنید – برخی را برای بازاریابی ذخیره کنید.

اما کار شما در آنجا متوقف نمی‌شود یک کسب و کار بیش از یک لوگو است. نام تجاری شما یک تعریف عمیق‌‌‌‌تر و مفصل‌‌‌‌تر از کسب و کار شما است. این، همان نور هدایت کننده است، یک یادآور از آنچه که ‌می‌خواهید کسب و کارتان باشد و ارائه اش کنید. اجازه دهید مردم شما را بشناسند و خودتان را یک هدایت کننده بکنید. یک یا دو داستان خبری در مورد شرکت شما عالی است اما فقط نتایج کوتاه مدت دارد. در دوران دیجیتال و سریع اشباع شده، محتوای شخصی شده، نرخ‌های تعامل بالاتری را تبلیغ ‌می‌کند.

  • تنها انجام دادن

تنها ۲۴ ساعت در روز وجود دارد. واقعیت این است که شما نمی‌توانید همه چیز را خودتان انجام دهید.

غرور قاتلی بزرگ از رویای راه اندازی است.

استخدام، مدیریت، امور حقوقی و مالی ‌می‌تواند برای کارآفرینان مشکل باشند. یک متخصص را پیدا کنید که کارش دقیقا دانستن آنچه شما نیاز دارید باشد. زنفیت یک شرکت با هدف ارائه خدمات به منابع انسانی برای کسب و کارهای کوچک، یک ایده عالی با یک بازار بزرگ بود. این امر در مورد بیمه درمانی بسیار مفید بود. با این حال، سقوط این شرکت بدلیل اشتباهات بنیانگذار، پارکر کنراد، بود. او نتوانسته به درستی مدیریت کارکنان را انجام دهد و میانبرها را برداشت. زنفیت همچنین از نرم افزار خود برای اداره منابع انسانی خود استفاده  کرد که کنراد شخصا از آن مراقبت ‌می‌کرد. در نهایت این مشکلات داخلی (و بیشتر از این‌ها) منجر به فروش غیرقانونی بیمه و کابوس برای هر کسی که درگیر بود، شد.

این نیز ضروری است که  تیم مناسب پیدا کنید. و منظور همیشه فقط استعداد نیست.

کارآفرینان و صاحبان کسب و کار کوچک باید اطمینان حاصل کنند که کاندیداهای بالقوه نگرش مناسب داشته باشند تا آنها را در جای درست برای شرکت قرار دهند، زیرا انتخاب تیم اشتباه نه تنها موجب از دست دادن درآمد و زمان ‌می‌شود، بلکه باعث کاهش روحیه کارکنان نیز ‌می‌گردد.

نویسنده: ویلیام هریس

مترجم: سعید عبدالهی

ویراستار: سید جواد کاشی زاده

منبع: https://www.entrepreneur.com/article/312937

کاری از گروه تولید محتوای مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف، خرداد ۹۷

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *