مصاحبه آقای مهندس محمد رجایی

مصاحبه آقای مهندس محمد رجایی

س: آقای مهندس لطفاً در مورد سوابق اجرایی و تحصیلی خود توضیح دهید؟

من محمد رجایی متولد سال 1335 هستم. در یکی از بهترین دبیرستان‌های اصفهان به نام سعدی تحصیل کردم و ورودی سال 1354 رشته‌ی مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف می‌باشم. در اولین ترم ورود به دانشگاه به مسائل و تفسیرهای سیاسی علاقه نشان دادم. در سال 1356 که دانشگاه‌ تعطیل شد، در این مدت با یکی از دوستانم به اصفهان رفتیم و جهادسازندگی آنجا را راه‌اندازی کردیم. بعد از بازگشایی دانشگاه به تهران برای ادامه تحصیل بازگشتیم. در سال 1364 فارغ‌التحصیل شدم و از همان زمان به استخدام فولاد مبارکه درآمدم.

در سال 1365 جهت شرکت در فعالیت‌های دفتر جنوا به کشور ایتالیا اعزام و تا سال 1367 به عنوان کارشناس و مسئول دفتر بازرسی به فعالیت پرداختم. در سال 1368 به پروژه‌ طراحی نظام بهره‌برداری مجتمع پیوستم، در سال 1370 به عنوان مسئول فنی نورد گرم در مراحل راه‌اندازی و بهره‌برداری از خطوط ناحیه نورد گرم فعالیت نمودم و در سال 1375 به عنوان مدیر تولید ناحیه نورد گرم مشغول انجام وظیفه گردیدم. تا سال 1381 در این سمت مشغول خدمت بودم و از آن تاریخ نیز به عنوان معاونت طرح و توسعه فولاد مبارکه مشغول خدمت شدم. از اردیبهشت ماه سال 1385 به عنوان مدیرعامل و رئیس هیأت مدیره منصوب شدم.

صنعت فولاد مبارکه در زمان جنگ شروع شد، لذا نیروهایی که وارد فولاد مبارکه می‌شدند نیروهای جوان و فارغ‌التحصیلان باسوادی بودند. مدیریت فولاد مبارکه در آن زمان ارتباط منطقی با صنایع کشورهای اروپایی و از جمله کشور ژاپن برقرار کرده بود. به این ترتیب این نیروها با منابع تکنولوژی در اروپا آشنا شدند، تحولات در اروپا را دیدند، یک بنای فکری در آنجا نهادینه شد و باعث شد رشد فکری بسته نشود. فضایی در داخل فولاد مبارکه ایجاد شد که تصویری از کارکرد صنعت اروپایی را داشته باشیم و هم چنان این ارتباط را حفظ کردیم.

مدیریت نسل بعد آقای مهندس هراتی نیز رویکردهای بسیار سازنده و تحول‌آفرین را نسبت به آموزش‌ها و روند افکار داشتند. ما در معرض اطلاعات جدید، ایده‌ها، روش‌ها، تکنیک‌های اداری مدیریتی بسیاری قرار گرفتیم که این باعث شد نیروی انسانی اکتیو باقی بماند.

به نظر من تداوم فولاد مبارکه این است که زیر‌بنای اولیه درست پایگذاری شده و مدیریت آن هم خوب بوده است. فولاد مبارکه در ابعاد و اندازه‌‌ی خود در حال حاضر جهانی است و با فولادسازهای دیگر رقابت می‌کند. از لحاظ صادرات، ما به اروپا و از جمله کشورهای کانادا ، ژاپن و هند محصول صادر می‌کنیم.

از لحاظ گسترش کار:

فولادسازان به این نتیجه رسیده‌اند که باید بزرگ شوند، ابعادشان را گسترش دهند، ما هم در همین مسیر حرکت می‌کنیم به عنوان نمونه طرح تولید ورق که برای ذوب آهن بود را خریداری کردیم و می‌خواهیم طرح توسعه‌ی دومیلیون تنی جدید را در کنار فولاد مبارکه اجرا کنیم. این همان مسیری است که فولادسازان دنیا در آن حرکت می‌کنند.

دولتی بودن این صنعت برای ما مشکلات جدی را به وجود آورده، مدیریت انعطاف ندارد، نمی‌توانیم تصمیم‌گیری‌های سریع داشته باشیم. اگر خصوصی شود مدیریت شرایط بهتری پیدا می‌کند، می‌تواند به راحتی عناصر رقابت‌آفرین را در خود تقویت کند و در صحنه رقابت برود و با سازوکارهای سازمان‌های رقابتی در عرصه وارد شود.

فکر می‌کنم کارآیی و بهره‌وری را فوق‌العاده افزایش دهد و بهبود بخشد. فولاد مبارکه یک سازمان دولتی است و طبعاً از قوانین و مقررات ناظر بر سازمان‌های دولنی پیروی می‌کند، با این وصف از ابتدا و با توجه به ماهیت و شرایط خاص شکل‌گیری آن تا حد زیادی از یک منطق و روش‌های مدیریتی یک بنگاه اقتصادی بهره گرفته است و البته یکی از دلایل موفقیت این بنگاه اقتصادی نیز همین رویکرد بوده با این حال دولتی بودن نیز به هر حال محدودیت‌ها و فضای خود را دارد. سیاست‌های کلی نظام در خصوص اصل 44 قانون اساسی که ناظر بر صنایع ملی و مادر است بر این پایه اعلام شده که این صنایع به بخش خصوصی منتقل شود البته این کار بر اساس ضوابطی صورت می‌گیرد که قرار است توسط دولت محترم تدوین و اعلام گردد دلایل آن نیز:

  • شتاب بخشیدن به رشد اقتصاد ملی
  • گسترش مالکیت در سطح عموم
  • ارتقای کارآیی بنگاه‌های اقتصادی و بهره‌وری منابع مادی و انسانی و فن‌آوری
  • کاستن از بار مالی و مدیریتی دولت
  • افزایش رقابت‌پذیری
  • افزایش سطح عمومی اشتغال
  • تشویق مردم به پس‌انداز و سرمایه‌گذاری ذکر شده که به نظر من اجرای این اصل تحول مهمی را در توسعه و پیشرفت کشور در عرصه‌های اقتصادی و صنعتی به همراه خواهد داشت.

اما از یک حالت به یک حالت دیگر منتقل شدن اگر با یک مهندسی درستی نباشد ممکن است که خود این فرصت تبدیل به تهدید شود. از حالت دولتی به خصوصی تبدیل شدن امر ساده‌ای نیست اما کاری است که باید بشود و اگر درست انجام شود مطمئناً یک تحول بزرگ ایجاد خواهد کرد. باید بگویم این امر فقط برای فولاد مبارکه نیست بلکه تمام صنایع بزرگ را نیز مشمول می‌شود.

 س: در مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف ایده‌ای مطرح شده تحت عنوان “تأسیس شرکت‌های دانشجویی” این ایده در فاز مطالعاتی قرار دارد در قالب این طرح فراخوانی به چاپ می‌رسد تا گروه‌های دانشجویی که در زمینه‌ی کاری علاقمند هستند و احساس می‌کنند می‌توانند نوآور باشند به مرکز مراجعه کنند و ثبت شرکت انجام دهند البته ثبت شرکت در داخل دانشگاه صورت می‌گیرد، حوزه‌ی فعالیت آنها مرز دانشگاه است و قوانینی هم که بر ایشان حاکم است قوانین ساده شده‌ی تجارت می‌باشد. آنها تحت رهبری علمی و فنی یا فنی و علمی یا نیرویی که از صنعت آمده‌ یا نیرویی که آکادمیک است می‌باشند این مرکز نقش مشاور را برای این تیم‌ها دارد و آموزش‌های لازم را به آنها می‌دهد. پروژه‌های علمی که در نظر دارند را ابلاغ می‌کنند تا به نتیجه‌ی خوبی برسند، بعد از فارغ التحصیلی به 3 دسته تقسیم می شوند: دسته‌ی اول تیمی که موفق بوده از تجربیات خود استفاده می کند و همان طور که موفق بوده می‌توان به آن کمک کرد تا موفق بماند، دسته‌ی دوم تیمی که شکست خورده با توجه به اینکه شکست خورده شکست آنها تبعات زیادی نداشته و از طرفی این تجربه می‌تواند یک پشتوانه برای آنها باشد و در بیرون راحت کار کنند، دسته‌ی سوم تیمی که بین‌نا‌بین هستند نه خیلی موفق و نه ناموفق اینها را می‌توان در مرکز رشد و فناوری دانشگاه تحت پوشش قرار داد تا در آنجا پیشرفت کنند با این توضیحات لطفاً نظر خود را در ارتباط با این ایده بفرمایید؟

در آن شکی نیست که صنعت ما نیاز بسیار دارد فکر علمی در آن تزریق شود و مسائل آن توسط دانشگاه حل شود. حوزه فولاد مبارکه حوزه خیلی وسیعی است که کارهای خیلی بزرگی در آن در حال انجام است. ما خدمات بسیاری از خارجی‌ها می‌گیریم اما می‌توانیم این را از داخل بگیریم.

ما در بخش نیروی انسانی و مدیریت، فرهنگ نیروی انسانی و ساختار آن، آموزش‌هایی که باید داده شود، برنامه‌های بسیاری داریم که باید انجام شود. اما باید کار را گسترش دهیم، ما هنوز در صنعت فولاد بومی نشدیم. بهره‌برداری و نگهداری خوبی داریم، اما طراحی کارخانه را انجام نداده‌ایم. مشکلی که ما داریم این است که صنعت و دانشگاه هر کدام به نحوی راه خود را طی می‌کنند و از یکدیگر بهره نمی‌گیرند. دانشجو برای اینکه کارآفرین شود باید هم در دانشگاه و هم در صنعت باشد به عنوان نمونه دانشجویی که مهندسی مکانیک می‌خواند و بعد می‌خواهد وارد صنعت شود باید با فولاد و فلز و فرآیندهای مکانیکی و … آشنا باشد.

دانشگاه باید وارد عرصه شود، من فکر می‌کنم این یک الزام برای حیات خود است. صنعت به دانشگاه نیاز دارد، این یک اصل است. ما باید در شیوه‌ها، تدریس، ابزار و… یک تحول اساسی ایجاد کنیم. آنجایی که مرکز تحصیل، درس، فکر و اندیشه، کتاب و اینترنت است با آنجایی که مرکز عمل و تلاش است متصل شود. دانشگاه و صنعت باید اجزای یک سیستم شوند و با هم کار کنند.

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. زمینه های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *