مصاحبه آقای مهندس نوید خسروی

مصاحبه آقای مهندس نوید خسروی

س: آقای مهندس لطفاً خودتان را معرفی کنید و در مورد سوابق تحصیلی و کاری خود توضیح فرمایید؟

من نوید خسروی ورودی سال 65 دانشکده‌ی مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف در رشته‌ی نرم‌افزار هستم. از زمانی که وارد دانشگاه شدم، حتی قبل از آن کارهای ساعتی یا پروژه­ای انجام می‌دادم. قبل از ورود به دانشگاه کار با کامپیوتر را آغاز کرده بودم. در سال اول ورود به دانشگاه جزء سه نفر منتخب دانشکده بودم، نکته‌ی جالب در دوره‌ی تحصیلم این بود که ترم اول و دوم معدل من تقریباً بالا بود، اما اگر کارنامه‌ی من را ببینید دو ترم مشروطی داشتم، به دلیل اینکه وارد بازار کار شده بودم. این کار را از جهاتی توصیه نمی‌کنم، به دلیل اینکه پایه‌ی تحصیلی یک فرد خیلی می‌تواند مهم باشد. از سال 66 کار می‌کردم، مدت کوتاهی با شرکت‌ پرگاس ایران کار کردم، از آنجا که دانشجو بودم و نمی‌توانستم خیلی سریع کار را تحویل دهم، نتوانستم با آنها ادامه دهم. از سال 67 به بعد در پروژه‌های موردی شروع به کار کردم، با ده نفر از دانشجویان دانشگاه در رشته‌های مهندسی کامپیوتر، برق و صنایع گروهی را تشکیل دادیم. اولین پروژه را برای منطقه‌ی یک شهرداری تهران انجام دادیم، که تجربه‌ای خوبی را بدست آوردیم. کارهای موردی را برای بانک انجام دادیم، یکی از کارهایی که برای بانک انجام دادیم این بود که تعداد زیادی ترمینال گرافیکی شارپ برای صندوق‌داری آورده بودند. اما متأسفانه آن فردی که اینها را وارد کرده بود، قطعاتی از آن را نیاورده بود. ما از طریق شرکت ایران ارقام این پروژه را دریافت کرده بودیم، که توانستیم یک کار سخت افزاری، نرم‌افزاری تواماً انجام دهیم. من طی 6 سال فارغ‌التحصیل شدم، پروژه‌ای را که برای پایان‌نامه برداشته بودم، پروژه‌ای خاص بود و عدم قطعیت در آن وجود داشت. خود ما کار را انتخاب کردیم، اما این را توصیه نمی‌کنم به دلیل اینکه مراحل آخر آن ناامیدکننده بود. اما به‌یکباره آنچنان موفقیت آمیز شد که حتی خود ما هم تعجب کرده بودیم. این کار یک کار تحقیقاتی اجرایی بود. در سال 72 به عنوان مدیر IT وارد انیستیتو زبان سیمین شدم، ایده‌های خوبی برای آنجا داشتم، اما به دلایلی بودجه‌های آنها تطبیق نمی‌کرد که نیروی بسیار بگیرند و یک سازمان آموزشی تشکیل دهیم تا یک کار تحقیقاتی روی زبان انجام دهیم. در مدتی که آنجا بودم، به این نتیجه رسیدم که فقط یک رشته آن هم نرم‌افزار، به تنهایی برای مسیری که من دنبال آن بودم جواب نمی‌دهد. برای همین تحصیل را در رشته‌های دیگر نیز شروع کردم. دوره‌ی تحصیلی مالی را به اندازه‌ی یک لیسانس حسابداری با حذف دروس عمومی و پایه کامل گذراندم. دوره‌ی تحصیلی مدیریت را به مدت 2 سال در سازمان مدیریت صنعتی گذراندم، بعد از آن، دوره‌ فروش و بازاریابی و نحوه‌ی Business کردن کالاهای مختلف را گذراندم، از کالای ساده‌ی تجارت تا کالای صنعتی. پس از این مراحل تصمیم گرفتیم شرکتی را ثبت کنیم، به دلیل اینکه شرکت ما ثبت شده نبود. همکاران من به کشورهای خارجی رفته بودند و من تنها با کمک دو تن از آنها شرکت را به ثبت رساندم. از روز اول ایده‌ی ما جهانی بود، یعنی؛ به دنبال بازار بین‌المللی بودیم و می‌خواستیم چیزی را ارائه دهیم که جای رقابت در آن کم وجود داشته باشد. زمانی که شما یک کار غیر تخصصی انجام می‌دهید مانند فروش سخت افزار، هر فردی می‌تواند این کار را انجام دهد، این باعث می‌شود که رقبا زیاد شوند. من به دنبال ارتفاعی بودم که کسی نتواند به آن برسد. برای این منظور تحصیل می‌کردم، از سال 72 تا اواخر دهه‌ی 80 تمام دروسی را که می‌خواندم و یا به کار می‌بستم، سعی می‌کردم مدل کاربردی اینها و تعاریف و ایده‌های قشنگی که کاربرد داشت را استخراج کنم. ایده‌هایی به ذهن من رسیده بود. به عنوان نمونه در سال 75 مقاله‌ای به نام متاسیستم را ارائه دارم، که آن ایده‌ها در آن وجود داشت، قسمتی از آن ایده‌ها را در فرودگاه امام پیاده کردیم. در سال 74 از انیستیتو زبان سیمین بیرون آمدم، و شرکت را ثبت کردیم. برای نام شرکت 9 ماه تلاش کردیم، به دلیل اینکه در آن زمان اگر نامی‌کمی به طرف لاتین سازی بود، امکان نداشت بگذارند شرکت را ثبت کنیم. اما اگر یک شرکت دولتی نام خارجی انتخاب می‌کرد، به ثبت می‌رسید، این تفاوتها خیلی آزار دهنده بود. زمانی که در کلمات جستجو می‌کردیم، چند خصوصیت را در نظر داشتیم، این کلمه ( نبراس) که در ذهن من بود، به یازده زبان زنده دنیا قابل نوشتن و تلفظ بود. از نظر گرافیکی حروف را به عقب بر نمی‌گرداند و به معنی روشنی بخش در فارسی بود، در عربی به معنی نوک پیکان که به هدف می‌خورد بود. در شرکت‌های بسیاری در عربستان، دبی و غیره این نام یعنی نبراس به کار رفته است و در ایالات متحده یک نام مقدس است. نبراس نام محلی بوده که برای سرخ‌پوستان مقدس بوده است. از سال 76 مقدمات را آماده کردیم، سعی کردیم بهترین نیروها را از دانشگاه صنعتی شریف انتخاب کردیم. در حال حاضر عموماً تمرکز ما در دانشگاه است، اما خیلی نمی‌خواهیم تعصب داشته باشیم، به دلیل اینکه یک حالت بسته بودن و کاست بودن به نبراس دست می‌دهد. ایده‌ی ما این بود که بتوانیم سیستم‌های بزرگ Enterprise را مکانیزه کنیم و بتوانیم، زمانی که در یک مناقصه شرکت می‌کنیم، خیلی از مؤلفه‌ها را آماده داشته باشیم، که فقط ساخت و ساز را به نصف هزینه تقلیل دهیم. برای این کار ابتدا خصوصیات Enterprise مطرح بود، و اینکه اصلاً نرم‌افزار آن چه خصوصیاتی دارد. بنابراین سعی کردیم تمرکز را روی زیرساختها و معماری منسجم داشته باشیم، بردار دیگر، نیروی خوب انسانی بود، بعد از آن سرمایه بود، ما خیلی نتوانستیم جذب کنیم. بردار دیگری که در نظر داشتیم، متدولوژی و تکنیک‌های مستندسازی بود. ما می‌خواستیم سرمایه‌گذاری سنگینی بکنیم اما لازمه‌ی آن این بود که هزینه‌ها به دارایی‌های قابل‌قبول تبدیل شود. در همه‌ی این زمینه‌ها به جزء جذب سرمایه‌گذار موفق بودیم. از سال سوم بود که بانک‌ها با ما همکاری کردند. در حال حاضر بسیاری از سرمایه‌گذاران از خارج به داخل برای این کار می‌آیند. ما جزء معدود شرکت‌هایی هستیم که نه فقط از نظر ساخت نرم‌افزار بلکه در بخش R&D و Technology Development به اتحادیه‌ی اروپا خدمت می‌دهیم. ما یک قرارداد تحقیق و توسعه فنآوری در مرکز تحقیقات شرکت داریم و بر روی آخرین مفاهیم تحقیقاتی روی موتورهای خاص پتری نتی کار می‌کنیم. در زمینه‌ی شکل‌گیری شرکت هیچ کس به ما کمک نکرد. این یک ریسک بود اما ایمان داشتیم به نتیجه می‌رسیم. سختی‌های بسیار زیادی داشتیم، فرار مغزها همیشه به ما آسیب می‌زد. فروش را در زمینه Enterprise شروع کردیم و سرویس دادیم. نبراس شاید جزء معدود مراکزی است، که از بخش دولتی آلمان به دلیل سه چیز یعنی کیفیت اجرا، سرعت یعنی انجام دادن کار روی برنامه زمانی و انطباق با نیازها تقدیرنامه‌ای گرفته است. به دلیل اینکه سیستم­های مبتنی بر بانکهای اطلاعاتی را در دانشگاه‌ها برای آموزش، پذیرش، امتحانات و پایان نامه و … پیاده سازی کردیم. یکی از ایده‌های معماری زیرساختهای ما که به محصول تبدیل شده بود، محصول آن، جزء منتخب‌های OOPSLA سال 2001 بود. OOPSLA کنفرانس افسانه‌ای محسوب می‌شود، به دلیل اینکه متوسط پذیرش آن از هر 100 مقاله 1/2% است، البته در بخش محصولات این درصد متفاوت است. در سال بعد 3 کار را فرستادیم، که هر سه به مراحل نهایی راه پیدا کردند. ما به اتحادیه‌ی اروپا انتقال فناوری و تکنولوژی داریم، دوره‌های تخصصی آموزش متدولوژی، به زبان انگلیسی آنجا ارائه دادیم. این مسیر به آهستگی جلو آمد، ما در چند سال اول فقط اینگونه فروش داشتیم، از سال 83 وارد بازار ایران شدیم، به دلیل اینکه دولت قوانین لازم برای حمایت از نرم‌افزار را از اوایل سال 83 تا حدودی توانسته بود تصویب کند. ساختارها و سرویس‌های مختلفی بیشتر خارج از کشور ارائه دادیم. از حدود یک سال پیش تغییر و تحولی در شرکت ایجاد کردیم، که خیلی به رشد شرکت کمک کرد. ماEnterprise ارائه می‌دهیم، اما نمی‌توانیم به صورت یک پکیج ارائه دهیم، باید آن را با سازمان هم منطبق کنیم. در پشت کارهای نرم‌افزاری ما یک بحث تئوری خیلی قوی بوده است.

شاید برای شما جالب باشد، من از سال 78 تا به امروز بازار جهانی را تست می‌کنم. تا ببینم رقبا کجا هستند، خط تکنیک کجا می‌رود. ما در سال اول Business plan که ارائه دادیم، که پنج ساله بود. در حال حاضر Mrket plan معینی و Business plan داریم که با استفاده از آنها بدانیم کجای بازار را هدف قرار دهیم، آمار فروش ما چگونه خواهد بود و چه سازمان‌هایی در آنالیز این بازار وجود دارد، چه کارهایی را میتوانیم بگیریم، چه کارهایی را اصلاً قرار نیست بگیریم. ما هنوز بازار را نگرفته‌ایم، موفقیت زمانی است که تخمین ما از بازار و تخمین ما از جهت‌گیری جهان به سمت IT درست باشد تمام پیش‌بینی‌های ما در مورد تکنولوژی، جهش بازار و مسیر بازار در سال 77 و 78 درست بود. در حال حاضر اگر مفهومی به نام Enterprise Architecture (معماری سازمانی) مطرح است، نبراس این رونق را در سال 77 پیش‌بینی کرده بود. شرکت ما در حال حاضر واحد صنایع، مدلسازی و مهندسی مجدد سازمان دارد، واحد آموزش و مشاوره این طیف را کاملاً پوشانده است. در حال حاضر به شرکت‌های بسیار بزرگ کشور خدمات می‌دهیم و حتی این خدمات ما از طریق همین شرکتها به خارج منتقل می‌شود. ما در حال حاضر به دنبال آن هستیم که بفهیم موج 5 ساله آینده چیست و 5 سال بعدی حتی احتمال دارد چه چیز باشد. البته خیلی دقیق نمی‌توان تخمین زد. در واقع آمدن PC‌ها و میکروپروسسور 8088 یا 8086 یک انقلاب بود، در اواخر دهه‌ی 70 و اوایل دهه 80 در مورد سیستم‌های جدید گرافیکی مانند Windows خیلی نمی‌توان گفت انقلاب بود اما اینترنت انقلاب بود، موبایل یک موج بود. در حال حاضر آن چیزی که ما در کارمان دیدیم، انقلاب بعدی است که دارد رخ می‌دهد. به این ترتیب طیفی را که شرکت ما دارد می‌پوشاند به سازمان‌ها می‌آوریم. در این زنجیره از خدمات و محصولات، از Business process engineering داریم و بعد از آن سیستم­ مدیریت جریان کار و سیستم مدیریت اسناد و بعد روی آنها Automation و MIS ایجاد می­کنیم که همراه است با نرم‌افزارهای خاص منظوره‌ی سازمان، به این ترتیب شروع می‌کنیم به ارائه دادن محصولات و خدمات و طیف گسترده‌ای از خدمات را می‌پوشانیم. به این دلیل کار ما با بسیاری از شرکت‌های دیگر نرم‌افزاری فرق دارد، اما علاوه بر این، ما ابزارهای اجرایی را داریم که برای اینکار ارائه می‌دهیم. در حال حاضر جهت­گیری شرکت به این سمت است و تا آخر امسال شاید تا 80 نفر دیگر هم جذب داشته باشیم. در نبراس دوره‌های خیلی ویژه در حین کار برای افراد می‌گذاریم به خصوص در واحد صنایع خیلی روی تربیت نیرو کار می‌کنیم. در خط تولید نرم‌افراز، سیلابس آموزشی برای کارآموزی که به شرکت وارد می‌شود داریم مدیرانی که در حال حاضر مدیر پروژه‌ها هستند سالها پیش کارآموزان دانشگاه صنعتی شریف بودند. البته حرف من این نیست آنها که مدیر پروژه هستند را من تربیت کردم، اما امکانات رشد را برای آنها فراهم شده است. ما در خط بازار موضوعاتی زیبا و جالب داریم. خط بازار ما همیشه با خط‌های بازار دیگران متفاوت بوده. شاید زیباترین ایده‌های نبراس ایده‌های ساده بوده و با یک روش ساده شاید یک مشکل پیچیده را بارها حل کردیم.

 

س: آقای مهندس نظر شما در مورد ارتباط موثر صنعت با دانشگاه چیست؟

به جرأت می‌توانم بگویم، بر اساس روشی که ما حرکت کردیم کمتر کسی پیدا می‌کنید که به اندازه‌ی من با فارغ‌التحصیلان دانشگاه صنعتی شریف ارتباط داشته باشد. از بعد از اینکه این شرکت شکل گرفته، با بسیاری فارغ‌التحصیلان رشته‌های مختلف دانشگاه صنعتی شریف مصاحبه کردیم تجربه‌ی خیلی خاصی را بدست آوردیم که شاید بتوان مقاله‌های مفیدی نوشت. نکته‌ای را که باید در نظر بگیریم این است صنعت حرف دیگری دارد. شاید از بعضی جهات جای اشاره دارد که بارها خواستیم با دانشگاه ارتباط تنگاتنگ داشته باشیم و اجازه دهند بعضی از ارتباطات ما با دانشجویان در حین تحصیل برقرار شود، البته استقبال کرده­اند و مانعی بر سر راه قرار ندادند ولی باید با یک برنامه‌ریزی صورت گیرد. دانشگاه صنعتی شریف عموماً مهندس با آن تعاریفی که ما می‌خواهیم تربیت نمی‌کند. چیزی که دانشجویان در دانشگاه یاد می‌گیرند چه صنایع، چه مدیریت و چه نرم‌افزار با دنیای اجرای واقعی در صنعت و محیط اجتماع متفاوت است. بحث دیگری که مطرح است آن تفکر و فرهنگی است که یک مهندس در آن تربیت می‌شود، این تفکر باید در دانشگاه‌های ما تغییر پیدا کند. افرادی که از دانشگاه فارغ‌التحصیل می‌شوند اکثراً یک آنارشیسم ویژه‌ای دارند، اینان فردگرا تربیت می‌شوند. دانشجویان و فارغ‌التحصیلان ما توقعاتی از بازار بیرون و دنیای صنعت دارند که با توقعات نظام‌های اقتصادی و فنی که در ژاپن، آلمان و آمریکا وجود دارد، هماهنگی ندارد، تمام تفکراتی که شکل گرفته ضد کار تیمی و ضد کار در بنگاه­های اقتصادی می‌باشد. در تربیت نیروی انسانی ما هنوز نمی‌خواهیم قبول کنیم که افراد باید در مراحلی مرئوس باشند تا رئیس شوند، بنابراین جایگاه تفکر ما باید تعیین شود. کار تیمی این است که فرمان‌پذیری را یاد بگیریم و درک کنیم که فردی که کنار من است می‌تواند زمانی مدیر من باشد و باید این برای من قابل پذیرش باشد و خیلی مفاهیم دیگری که وجود دارد. من اعتقاد دارم دانشگاه باید ارتباط خود را از این زاویه با صنعت تنگاتنگ کند، بتواند فرهنگ دنیای صنعتی را جزء دروس قرار دهد و سمینارهای متعددی در زمینه‌ی شکست‌هایی که به دلیل فرهنگ پایین سازمان ایرانی است برگزار کند. تکنولوژی به تنهایی نمی‌تواند برای ما کاری انجام دهد. فکر می‌کنم لازم است تغییراتی در آموزش صورت گیرد. احساس من این است که به کارگاه‌های واقعی و کارآموزی‌ها باید توجه بیشتری داشته باشیم. دانشجویان دانشگاه‌ها علاقه دارند فوق لیسانس بگیرند، کسی نیست که به آنها بگوید صنعت فوق لیسانس نمی‌خواهد، چیزی که شما در فوق لیسانس می‌خوانید یک درصد آن را هم ممکن است در خط تولید استفاده نکنید. بنابراین یکی از مسائل مهمی که وجود دارد این است که باید جو تفکری موجود در دانشکده‌ها و دانش آموختگان را تصحیح کرد.

 

س: در مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف ایده‌ای مطرح شده تحت عنوان “تأسیس شرکت‌های دانشجویی” که این ایده در فاز مطالعاتی قرار دارد در قالب این طرح فراخوانی به چاپ می‌رسد و گروه‌های دانشجویی که در زمینه‌ی کاری علاقمند هستند و احساس می‌کنند می‌توانند نوآور باشند به مرکز مراجعه کنند و ثبت شرکت انجام دهند البته ثبت شرکت در داخل دانشگاه صورت می‌گیرد، حوزه‌ی فعالیت آنها مرز دانشگاه است و قوانینی هم که بر ایشان حاکم است قوانین ساده شده‌ی تجارت می‌باشد. آنها تحت رهبری علمی و فنی یا فنی و علمی یا نیرویی که از صنعت آمده‌ یا نیرویی که آکادمیک است می‌باشند این مرکز نقش مشاور را برای این تیم‌ها دارد و آموزش‌های لازم را به آنها می‌دهد. پروژه‌های علمی که در نظر دارند را ابلاغ می‌کنند تا به نتیجه‌ی خوبی برسند، بعد از فارغ التحصیلی به 3 دسته تقسیم می شوند: دسته‌ی اول تیمی که موفق بوده از تجربیات خود استفاده می‌کند و همان طور که موفق بوده می‌توان به آن کمک کرد تا موفق بماند، دسته‌ی دوم تیمی که شکست خورده با توجه به اینکه شکست خورده شکست آنها تبعات زیادی نداشته و از طرفی این تجربه می‌تواند یک پشتوانه برای آنها باشد و در بیرون راحت کار کنند، دسته‌ی سوم تیمی که بین‌نا‌بین هستند نه خیلی موفق و نه ناموفق اینها را می‌توان در مرکز رشد و فناوری دانشگاه تحت پوشش قرار داد تا در آنجا پیشرفت کنند با این توضیحات لطفاً نظر خود را در ارتباط با این ایده بفرمایید؟

ایده‌ای که شما مطرح کرده‌اید فضایی است که چند پارامتر را کم دارد. به عنوان نمونه فردی که در دوران تولید از دانشجو استفاده کرده، اولین گزاره‌ی من این است که اگر آن نهاد قرار است با سرمایه‌گذاری شکل گیرد و کار آن هم در دنیای بیرون استفاده شود، هیچ زمان نمی‌توان با دانشجو کار انجام داد. به این دلیل که ممکن است دانشجو اثرات قطعی را به غیر قطعی تبدیل کند و بعضاً حتی ممکن است به درس آن صدمه وارد شود. من اعتقاد دارم کار در کنار تحصیل نباید از حیطه‌ی کارآموزی خارج شود. شما اگر نمونه سازمان‌هایی را که دانشجویی بودند غیر از نبراس را مورد بررسی قرار دهید متوجه می‌شوید پروژه‌های آنها به موقع انجام نشده. در کشور ما تشکیل یک نهاد و بنگاه اقتصادی با معظلات بسیار مواجه است، که در این مورد از لحاظ اقتصادی بسیار سخت‌تر می‌باشد. اگر شما خط سیر کارآفرینان را بررسی کنید، متوجه می‌شوید در چند سال اول در جایی مشغول بوده­اند. فرد برای کارآفرینی و تشکیل نهاد باید به بلوغی برسد و تشخیص دهد بهترین نوع کار کدام است. نبراس با یک کار ساده فعالیت خود را شروع کرد، ما هر کدام کارمند سازمان دیگری بودیم. موقعیت ما کم کم تبلور پیدا کرد، سازمان بیرونی را شناختیم و از مفاهیم اقتصادی، اجتماعی دیوانی یعنی دانش دیوانی اطلاعاتی را کسب کردیم.

 

س: آقای مهندس تعریف شخصی شما از کارآفرینی چیست؟ و به نظر شما یک کارآفرین باید چه خصوصیاتی داشته باشد؟

کارآفرین از دید من الزاماً فردی نیست که تفکر خاص دارد و می‌تواند این تفکر را در یک مسیر صحیح طوری متبلور کند که با گسترش آن یک خط اقتصادی خوب، تأثیرگذار و گسترده روی اجتماع شکل دهد. من معتقدم این یک دید خاص به کارآفرین است. یک کارآفرین می‌تواند فردی دارای سرمایه باشد که می‌داند چگونه از آن استفاده کند. ممکن است ایده‌ای نداشته باشد اما می‌تواند ایده‌هایی را با خود همراه کند. فارغ‌التحصیلی که دارای فکر است می‌تواند با یک صاحب سرمایه که کارآفرین است یک سلول کارآفرین را شکل دهد. در ترکیب این دو، برای سازماندهی تجارب نیز لازم است. یعنی این سه محور متخصص فنی، سرمایه و تخصص سازمان دهی و مدیریت اگر نباشد هیچ چیز شکل نمی‌گیرد. اما متأسفانه در تعاریف کارآفرینی من این سه محور را نمی بینم و با تعاریف کلاسیکی که برای کارآفرینی مطرح می‌شود موافق نیستم این سه خط یک مثلث است که باید شکل بگیرد.

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. زمینه های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *