فرهنگ‌های دیگر چگونه در مورد کارآفرینی فکر ‌می‌کنند؟

 آلمان، نیوزیلند، چین و برزیل؟ هرکدام دیدگاه فرهنگی خاصی در مورد وسعت و اهمیت کارآفرینی دارند.

کارآفرینی اغلب امری کاملا آمریکایی به نظر ‌می‌رسد. نهایتاً، این واژه در حال تبدیل شدن به وسیله‌ای است، برای تحقق رویای رشد بی حد و حصر جامعه و این اعتقاد که تا زمانی که شما یک ایده خوب و اخلاق کاری خوبی دارید، می‌توانید شرکت خودتان را برپا کنید و پولدار شوید.

همچنین همه اطلاعات در مورد کارآفرینان به عنوان قهرمانان ملی امروز ما وجود دارد: تمایل داریم در مورد کارهای خارج از عرف این میلیاردرها انصراف دادن زاکربرگ از دانشگاه، و یا افرادی مانند ایلان ماسک که به دنبال ایده‌ای بودند که از نظر اطرافیانشان عملی نبود صحبت کنیم.

 اما، دیگر فرهنگ‌ها به جز آنهایی که شبیه ما هستند چگونه به کارافرینی نگاه ‌می‌کنند و آیا ‌می‌توانیم از آنها درسی بیاموزیم؟

آلمان

 فرهنگ آلمانی‌ها بر اساس اخلاق کاری ساخته شده است، و مردمی به شدت پرتلاش هستند. به هر حال شروع یک کسب‌وکار در آلمان سخت‌‌تر ازدیگر کشور‌ها هست به گونه‌‌‌ای که در رتبه بندی بانک جهانی در رابطه با راحتی روی یک کسب‌وکار در جایگاه صد و سیزدهم هستند.

 یکی از دلایل این هست که اولویت‌های کاری آلمانی‌ها کارهای دولتی و یا شرکت‌های بزرگ ‌می‌باشد. سختکوش‌‌ترین افراد و باهوش‌‌ترین آنها به سمت کارهای موجود ‌می‌روند، دلیل آن هم اعتبار و پیشرفت آن هست. نتیجه این رویکرد بررسی کمتر فرصت‌های کارآفرینی و معروفیت کمتر آنها، حداقل با استانداردهای آلمان ‌می‌باشد.

با این حال این کشور همچنان نرخ‌های مناسبی برای کار آفرینی را با توجه به جمعیت مهاجری که ارزشهای کار آفرینی بیشتری را برای این کشور به ارمغان ‌می‌آورند، ‌می‌آفریند.

 نیوزلند

 بانک جهانی نیوزلند را در صدر جدول راحتی کسب‌وکار قرار داده است، با این حال فرهنگ این جزیره مشکلات خاصی را برای کارآفرینان محلی رقم زده است که به پدیده‌ای به نام “سندروم خشخاش بلند” معروف است. این اصطلاح به تمایل نیوزلندی‌ها برای کاهش تعداد افراد خاص، به عنوان راهی برای رسیدن به عدالت اشاره می‌کند.

بر اساس نظرسنجی اخیر “ان زد انتروپنور”، حدود ۷۵% مالکین کسب‌وکار در نیوزلند گفته‌اند که “تی پی اس” را به عنوان یک پدیده موجود در نظر گرفته‌اند، و ۴۲ درصد نیز گزارش داه ادند که به عنوان یک مالک کسب‌وکار شخصا این پدیده را تجربه کرده اند. بر این اساس، کارافرینان تمایل دارند تصمیمات جایگزین کمتری بگیرند و همچنین رویکردهای غیر متعارف خود را کاهش دهند.

 اما همانطور که گفته شد، نیوزلند به طور مخصوص درحال تشویق کارآفرینی است: به این منظور برنامه‌ای به نام “کارآفرینی ویسا ” در نظر گرفته شده که کارآفرینانی را که توانایی رشد بالا دارند پذیرفته و به آنها جایزه می‌دهد.

چین

 در چند دهه اخیر، چین به قطب تولید در دنیا تبدیل شده است، اما به دلیل این که چین در حال تلاش برای نوآوری در تکنولوژی ‌می‌باشد، فرهنگ چینی نیز در حال تمرکز بر روی ارزش‌های کارآفرینی است.

 دولت چین چندین ابتکار برای رشد نرخ کارآفرینی در نظر گرفته است، از جمله وجود شرکت‌های سرمایه گذاری خطرپذیر متمرکز بر تکنولوژی با ارزش ۳۳۸ میلیارد دلار با پشتیبانی دولت. افزایش نقدینگی در دسترس برای کارافرینان خطر پذیر می‌توانند تحریکی برای افزایش علاقه این شرکتها به نوآوری شود.

 علاوه بر این فرصت‌های مالی، فرهنگ چینی نیز در حال حرکت به سمت رقابتی‌‌تر شدن کارها بین کارآفرینان است.

 شهروندان چینی امروزه بیشتر تشنه موفقیت هستند و حاضرند پیامدهای بیشتری را در ازای شانس موفقیت بپذیرند. بر این اساس، استارتاپ‌های چینی علاقه بیشتری به رشد سریع‌‌تر نسبت به همتاهای آمریکایی خود دارند.

برزیل

 برزیل یکی دیگر از مثال‌های جالب است: نرخ کارآفرینی این کشور به طرز چشمگیری در چند سال گذشته افزایش یافته است، که نتیجه هر دوی برنامه‌های حمایتی دولت و سرمایه‌گذاران خطرپذیر آمریکایی است. به عنوان یک بازار در حال گسترش که رشد اقتصادی زیادی را پیش روی خود می‌بینند، برزیل جامعه‌ای دارد که در این شرایط کارآفرینی را به عنوان فرصتی عالی برای ورود به طبقات اجتماعی بالاتر ‌می‌بیند.(مخصوصاً به علت وجود طبقات اجتماعی نابرابر در این کشور)

 به علاوه، شهروندان برزیلی ترجیح ‌می‌دهند در بنگاه‌های کوچک و متوسط به جای بنگاه‌های بزرگ کار کنند؛ که در نتیجه آن مشاهده می‌شود که ۹۸ درصد شرکت‌های برزیلی جزو بنگاه‌های کوچک و متوسط هستند، و ۹۶ درصد اشتغال این کشور را نیز بر عهده دارند. این قضیه کارآفرینی و مالکیت کسب‌وکار را جذاب‌‌تر هم ‌می‌کند، و باعث رشد پایدار‌‌تر و سریع‌‌تر ‌می‌شود.

فرهنگ آمریکایی

 در کنار این شخصیت‌های اسطوره‌ای میلیاردر کارآفرینی، یک واقعیت کاملا متفاوت وجود دارد. این واقعیت ” فرهنگ کارآفرینی ” را در تناقض با مفهوم آمریکا می‌داند.

 بر اساس بنیاد یاسویوکی موتویاما کافمن، سیستم آموزشی آمریکا هنوز هم تنها دانشجویان فارغ التحصیل را به سمت استخدام در شرکتهای مطرح موجود ‌می‌فرستد، به جای آنکه آن‌ها را مجهز به مهارت یا انگیزه‌هایی بکند که برای شروع کسب وکارشان الزامی است.

 به علاوه، فرهنگ کارآفرینی نسبتاً جوان است؛ موتویاما ‌می‌گوید که اعتبار کارآفرینی از اخراج‌های ناشی از رکود دهه ۷۰ و ۸۰ به وجود آمد که کارآفرینی را به عنوان تنها گزینه‌ی پیشرفت معرفی کرد.

 به این دلایل، باز کردن دیدگاه شخصی‌تان نسبت به کارآفرینی، اگر می‌خواهید یک رهبر کسب‌وکار موفق باشید مهم است. تاریخ شما، فرهنگ و ارزش‌هایتان همگی مهم است، اما اینها نباید چشم شما در مورد دیدگاه‌های مختلف سراسر دنیا به کارافرینی ببندد.

 و در نهایت، امروزه ما در دنیایی می‌کنیم که با هم در ارتباطیم. در نتیجه یادگیری بیشتر و رویکرد باز داشتن احتمالا به شما کمک ‌می‌کند که راه حل‌های خلاقانه‌‌تری داشته باشید، کسب‌وکار قوی‌‌تری برپا کنید و شاید حتی میزان رضایتتان در کار و نقش جدیدتان به عنوان یک رهبر کسب‌وکار بیشتر شود.

نویسنده : جیسون دیمیرس

موسس و مدیرعامل شرکت آودینس بلوم

مترجم : سید جواد کاشی زاده

منبع : https://www.entrepreneur.com/article/310517

کاری از گروه تولید محتوای مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف، فروردین 97

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. زمینه های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *