مصاحبه آقاي دكتر محمد رشيديان

س: آقاي دكتر! لطفاً سوابق تحصيلي و اجرايي خود را توضيح دهيد.

دوره كارشناسي را در رشته مهندسي عمران در سال ۱۳۶۶ در دانشگاه شيراز به اتمام رساندم. پس از آن، مقطع كارشناسي ارشد را در دانشگاه صنعتي اميركبير با گرايش مكانيك خاك و پي گذراندم و در سال ۱۳۷۴ موفق شدم در مقطع دكتري با گرايش ديناميك خاك از دانشگاه توكيو فارغ التحصيل شوم. از سال ۱۳۶۶ همزمان با ادامه تحصيل، فعاليت هاي اجرايي در بعد مهندسي را شروع كردم و در سمت هاي كارشناس، مدير پروژه، مدير مطالعات و مشاور فني در پروژه هاي مختلف فعاليت داشته ام. پس از چندين سال تجربه كار اجرايي و دانشگاهي، از سال ۱۳۸۰ فعاليت كاري خود را در شركت طرح نو انديشان متمركز كرده ام.

س: ايده تأسيس شركت طرح نوانديشان چگونه به ذهن شما رسيد؟

از سال ۱۳۶۶ در شركت هاى مهندسى مشاور مختلفي كار كرده بودم و تجربيات گوناگوني از بعد عملي در حوزه مهندسي داشتم. طبيعتاً در بازگشتم از ژاپن در سال ۱۳۷۴ تدريس در دانشگاه هم به حوزه هاي كاري ام افزوده شد. با توجه به تجارب و سوابقي كه در فعاليت هاي مهندسي در بعد مطالعاتي و اجرايي داشتم فرصت مغتنمي برايم فراهم بود كه با نگاهي آينده نگر، حوزه هاي مختلف كار، از جمله حوزه كار دولتي و فعاليت در سطح دانشگاهي را مورد تحليل قرار دهم. نهايتاً با توجه به شرايط موجود جامعه ايده تأسيس شركت مهندسان مشاور طرح نوانديشان را با همكاري دو تن از دوستان بزرگوارم (آقاي مهندس ياجم و آقاي مهندس پاك نژاد) پيگيري كرديم و شركت را با هدف ايجاد مهندسان مشاوري با استانداردهاي جهاني تأسيس كرديم. به گونه اي كه توانايي همكاري با شركت هاي بين المللي براي انجام كارهاي مهندسي در سطح ملي، منطقه اي و فرامنطقه اي را داشته باشد. مهندسان مشاور، بالقوه مي توانند مصداق بارز كارآفريني باشند. لذا با همفكري دوستان به اين نتيجه رسيديم كه مي توانيم با برنامه ريزي منطقي، فضايي را ايجاد كنيم كه تأثير گذاري زيادي در اعتلاي مهندسي كشور داشته باشد. البته ما در مطالعات اولي همان شكل هاي مختلفي از كارآفريني و حركت را براي آينده مان بررسي كرده بوديم، اما جمع بندي ما نشان مي داد كه فعاليت در بخش مهندسي مشاور بسيار اثرگذار است. مرسوم است كه مي گويند مشاور مي تواند به عنوان مغز سامانه عمل كند. مهندسان مشاور اگر خوب كار كنند، مي توانند صرفه جويي بسياري را ايجاد كنند.

طرح ها را به سرعت به مرحله اجرايي برسانند و حركت را در بقيه مراحل، تسريع كنند. وجود مهندسان مشاور كارا شرط لازم براي توسعه هر كشوري از جمله كشور عزيزمان ايران است.

از ديگر دلايل تصميم ما در تأسيس مهندسان مشاور طرح نوانديشان، احساس وظيفه دروني ما براي گرد هم آوردن مجموعه اي از مهندسان نخبه در قالب يك مجموعه حرف هاي بود. نيروي فكري حاصل از اجتماع نخبگان، معجزه گر است. بنابراين با هدف گيري بخش نخبه قشر تحصيل كرده كه توانمند و علاقه مند بودند در اين فرايند فكري حركت كنند، بخش مشاوره را به عنوان يكي از تأثيرگذارترين بخشها در فرايند به ثمر رسيدن طرح هاي توسعه اي و مورد نياز مردم در نظر گرفتيم و مجموعه اي به نام طرح نوانديشان را به وجود آورديم. در اين مجموعه فارغ التحصيلان ممتاز دانشگاه هاي مختلف، به خصوص دانشگاه صنعتي شريف را جذب و در گروه هاي مختلف، سازماندهي كرديم. من فكر مي كنم به لطف خدا اگر حركت و خرد جمعي ما با تغييرات زمان و جامعه هم خوان شود، حركت موفقي خواهد بود.

س: ديدگاه شما درباره فرهنگ سازماني حاكم بر مجموعه ايجاد شده چيست؟

فرهنگ سازماني در يك شركت دانش محور، كاملاً مرتبط با نيروي انساني و نخبگان فعال در آن است. اگر بتوانيم اين نخبگان را در داخل يك سازمان مناسب، با يك فرهنگ مناسب ساختار دهيم، طبيعتاً منافع مستقيم آن به جامعه باز مي گردد و زمينه رشد را براي همين افراد ايجاد م يكند. ما در ايجاد اين سازمان سعي كرديم زمينه هايي را ايجاد كنيم كه سير اصلي ارتقا و رشد سازمان با حركت مجموعه كارشناسان شركت هم راستا باشد.

فكر مي كنم اگر اين اتفاق بيفتد، انگيزه فردي افراد و انگيزه كل سازمان در يك جهت قرار مي گيرند. زماني كه همه در يك جهت قرار گيرند، آن وقت سازمان پويايي داريد كه حركت بالنده اي دارد. سريع و با شتاب حركت خواهد كرد و از مواجهه با مشكلات نخواهد ترسيد. اين فضاي تئوري حركت است. اما اين كه وقتي وارد مقوله ايجاد سازمان مي شويد، اين كه چه كار بايد كرد و در اجرا چگونه بايد عمل كنيم، مقوله ديگري است. از نظر نوشتاري وبيان اين خواسته در گفتار، چند ،« مي خواهيم شركتي پيشرفته داشته باشيم » تئوري، يك جمله است: مي گوييم ثانيه بيشتر طول نمي كشد، اما اين كه اين فرهنگ، يك فرهنگ غالب سازماني به خود بگيرد و در كالبد سازماني پويا همچون خون گرم جاري شود، يك هدف بزرگ است كه فكر مي كنم نيل به اين هدف متعالي نياز به ممارست، تلاش، ايثار، فداكاري و فرهنگ سازي قشرهاي نخبه جامعه دارد. در اين راستا سعي كرده ايم تا فرهنگي نو و مطابق با آرمان هايمان ايجاد كنيم. اين فرهنگ، فرهنگي است كه روح حاكم بر آن موجب رشد فضاي سازمان و تمامي افراد مجموعه مي شود.

شايد براي شما جالب باشد كه بدانيد جزو بحث هاي اوليه ما با هر كدام از همكاراني كه جذب شركت مي شوند،اين است كه از آنها مي پرسيم برنامه پنج ساله آينده شما چيست؟ يعني از همان روز اول، رشد افراد را در هدف گذاري ها در نظر داريم. همكاران ما هم با درك حساسيت هاي مجموعه، خود را براي حركت در مسير تعالي و رشد سازماني آماده مي كنند. همين پديده هم راستايي باعث شده كه مجموعه ما بتواند در مواجهه با مشكلات و پروژه هاي نو، با جسارت، خلاقيت و كار گروهي حركت نمايد و به لطف خداوند رشد قابل قبولي داشته است. بسياري از كارفرمايان به اين دليل ما را انتخاب مي كنند، كه ما هميشه سخت ترين مشكل كارفرما را براي حل كردن انتخاب مي كنيم. ما سعي مي كنيم با يك نگاه نتيجه گرا و با اتكا به خلاقيت مجموعه و كار گروهي، مشكلات را حل كنيم.

س: فضاي فعاليت در حوزه كار مشاوره را چگونه مي بينيد و تدابير شما براي حضور در اين بازار چيست؟

ما در حال حاضر در يك فضاي رقابتي در حال حركت هستيم و در اين فضاي رقابتي تحت تأثير نوسانات جريان هاي اقتصادي و سياست هاي اجرايي قرار داريم. اگر بخواهيم ارزش خودمان را حفظ كنيم، بايد بتوانيم مزيت هاي رقابتي خودمان را در بالاترين سطح نگه داريم. ما سعي كرده ايم اين انگيزه را در فضاي عمومي مجموعه ايجاد كنيم كه براي انجام يك پروژه، علاوه بر استفاده از دانش روز مديريت پروژه، از هم فكري و طوفان فكري تمام عوامل مؤثر سامانه استفاده نماييم. استفاده از روش طوفان فكري، پديده اي رايج در مجموعه ماست.

از طرف ديگر تلاش كرده ايم تا با گسترش فعاليت شركت و ورود به بازارهاي جديد، تنوع بازار ايجاد نماييم. در حال حاضر در زمينه پروژه هاي نفت، گاز و انرژي هم فعاليت چشمگيري داريم و بخش ديگري را كه از سال گذشته شريف بنيان گذار آن MBA فعال كرده ايم، بخش مشاوره مديريت است كه گروهي متشكل از فارغ التحصيلان هستند. با بررسي شركت هاي پيشرو در عرصه بين المللي به اين ضرورت رسيديم كه بايد مديريت در كنار بخش هاي مهندسي شركت شكل بگيرد تا بتوانيم مجموعه كاملي از خدمات را ارائه دهيم. وظيفه اين گروه مديريتي در داخل شركت، ارائه راهكارها و خدمات مديريتي منطبق با استانداردهاي روز دنيا براي پويايي مستمر شركت است و علاوه بر آن در حوزه فعاليت در بازار مشاوره مديريت، اين گروه تا كنون خدمات قابل توجهي را به كارفرمايان مختلف ارائه داده است.

س: در حوزه انجام پروژه ها آيا تجربه خاصي را در نظر داريد كه توضيح دهيد.

آنچه كه ميخواهم به صورت خاص روي آن تأكيد نمايم اين است كه تمامي اين مباحث تحت تأثير يك معنا پيدا مي كند. اگر روح و فكر همكاران، تماماً در راستاي اين هدف ،« نيروي انساني » فاكتور اصلي تحت عنوان مشترك قرار گيرد، امكان كسب موفقيت وجود دارد و به نظرم ميزان موفقيت يك پروژه، تابعي از ميزان مشاركت روح و فكر عوامل انساني دخيل در آن پروژه است. در حركتي كه ما شروع كرده ايم، از همان ابتدا سعي كرده ايم كه يك نگاه انسان-محور داشته باشيم و با تأكيد بر نقش عامل انساني به موفقيت هاي قابل توجهي دست يابيم.

علاوه بر اين با تأكيد بر كار گروهي، مجموعه شركت تاكنون توانسته است پروژه هاي بزرگ ابعادي را در حوزه خدمات مشاوره انجام دهد كه برخي از آنها مانند طرح توسعه محور آپوره-اورينوكو در ونزوئلا، طرح جامع بنادر بازرگاني ايران، طرح جامع منطقه گازي تمبك و آزاد راه شهيد كلانتري، ثمرات كلاني را به ويژه در حوزه دانش مهندسي داشته است.

از سوي ديگر، مجموعه طرح نو انديشان در انجام پروژه ها گرايش دانش محور داشته و اعتقاد راسخ دارد كه توجه به حوزه هايي مانند مديريت پروژه، تأثير بسياري در بهينه كردن طرح ها و پروژه ها دارد. تجارب شركت در پياده سازي اين رويكرد در پروژه ها به ويژه در حوزه خدمات مهندسي و اجرا، قابل توجه است.

س: با توجه به تأكيد شما بر روي مقوله نيروي انساني، تأثير اين عامل را در پايداري مجموعه هاي كارآفرين چگونه مي بينيد؟

با يك نگاه عميق تر به مقوله كارآفريني از ديدگاه پايداري، در مجموعه هايي مانند شركت هاي مشاوره كه عامل انساني در آنها نقش محوري دارد، اين عامل بسيار تأثيرگذار است. درباره اين موضوع در ساليان اخير توجه بيشتري شده است. به نظرم بزرگترين مزيت اين سازمان ها، ايجاد يك فرهنگ مشترك و يا خانواده مشترك است. به بياني ديگر اگر مجموعه اي با فرهنگ شبيه يك خانواده شكل بگيرد پايداري و حتي ترميم سازمان از درون آن شكل مي گيرد. اين همان فضاي عمومي است كه ما سعي كرده ايم آن را ايجاد كنيم و ارزيابي مستمر آن را بر اساس شاخص هاي مختلف انجام دهيم و اين شاخص ها را در درون مجموعه بهبود دهيم و اگر مشكلي پيش آيد، از نظام پيشنهاد ها و نظام همكاري بين اعضاي اين خانواده براي اصلاح و بهبود مستمر آن استفاده كنيم.

س: شما در همكاري با مراكز علمي تحقيقاتي و ساير شركت هاي مهندسي بين المللي چه تجاربي داريد؟

به لحاظ ضرورت كاري و سطح كاري، ما ناچاريم كه همواره با علوم روز ارتباط  نزديك داشته باشيم. از همان بدو تأسيس شركت، نگاه مؤسسان و عوامل اصلي شركت به ايجاد ارتباط و همكاري گسترده بين المللي معطوف بوده و خوشبختانه در عمل هم توانسته ايم همكاري مشترك با چند شركت بزرگ مهندسي مشاور بين المللي اروپايي در پروژه هاي مختلف ايجاد نماييم كه اين همكاري همچنان نيز ادامه دارد. همچنين حضور عناصر با ارزش دانشگاهي در بدنه كارشناسي و مديريتي مهندسان مشاور طرح نوانديشان، ارتباط طبيعي و پايدار و تنگاتنگي را بين حوزه هاي مهندسي دانشگاهي و حرف هاي برقرار كرده است. لذا بسياري از اين استادان، نتايج مطالعات كه حتماً اطلاع داريد به اين مباحث در روش هاي مختلف سامانه هاي مديريت پروژه ها پرداخته كاربردي و عملي صورت گرفته در اين شركت را در دانشگاه ها ارائه نموده اند كه منجر به بالا رفتن سطح علمي دانشجويان مي گردد. همچنين اين شركت هر ساله تعدادي كارآموز را براي آشنايي دانشجويان با مباحث عملي تربيت مي نمايد.

س: نظر شما در مورد ارتباط مؤثر صنعت با دانشگاه چيست؟

اين مقوله از آن مباحثي است كه درباره آن شايد زياد صحبت شده است. توجه شما را به يك نكته كه از نظر من اساسي است جلب مي كنم. اگر ما ارتباط با مراكز تحقيقاتي و بهره گيري از علوم روز را با منطق و به شيوه هاي معمول دنيا دنبال كنيم، با توجه به شرايط روز كشورمان بايد ايجاد، تثبيت و توسعه اين امر را به عنوان يك ضرورت دنبال نماييم كه مطمئن هستم نتايج اين تعامل و ارتباط  دو سويه، ثمرات زيادي براي توسعه همه جانبه كشور در برخواهد داشت. به منظور درك اصولي اين موضوع، بايد بررسي كنيم كه يك ارتباط، چگونه شكل مي گيرد؟

ارتباط بر اساس نياز واقعي شكل مي گيرد. اگر اين نياز واقعي وجود نداشته باشد و به طور تصنعي اين ارتباط برقرار شود، پس از شروع حركت، به دليل اين كه نياز واقعي نيست، انگيزه ها از بين مي رود و هر فردي به اين موضوع، به عنوان يك وظيفه تحميلي نگاه ميكند. اين مي شود كه ارتباط مؤثر برقرار نشده، بودجه ها هدر مي رود. بنابراين بايد مسئله را برگردانيم به آن نياز، يعني براي ايجاد اين ارتباط بايد طرفين اين نياز را به صورت واقعي درك نمايند.

نيازهاي شان را بشناسند و رئوس و ويژگي هاي انتظارات شان را از طرف مقابل براي همديگر تبيين كنند. به تبع آن آن كار قرار دهيد، مجموعه هاي پويا به طور « ضرورت انجام » بقيه مسائل حل خواهد شد. وقتي شما مقوله نياز را طبيعي در مسير پاسخ به نيازهاي مطروحه ايجاد و شروع به حركت مي كنند. اما وقتي صنعت، خود را بي نياز از علم روز بداند و دانشگاه هم خود را نيازمند ارتباط با صنعت نداند، هر اتصال و چارچوبي را ايجاد كنيم نبايد انتظار نتيجه چندان رضايت بخشي از آن داشته باشيم. اگر صنعت رقابت پذير نباشد، عملاً نيازي به تغيير و تحول در خود احساس نمي كند. از طرف ديگر اگر دانشگاه هيچ ضرورتي را در ايجاد ارتباط با صنعت نبيند، در نتيجه نيازي به هماهنگ سازي خود با صنعت حس نمي كند. فكر مي كنم كليد حل مسئله ارتباط متقابل صنعت و دانشگاه در تغيير اين نگرش ها نهفته باشد.

س: تعريف شخصي شما از كارآفريني چيست و به نظر شما يك كارآفرين بايد داراي چه خصوصياتي باشد؟

در كشور ما متخصصان به خصوص عمده .« سازماني » در بحث كارآفريني، دو مقوله داريم: خلاقيت و نوآوري فارغ التحصيلان دانشگاه ها در رشته هاي فني، افرادي خلاقند. اما به راستي چرا به نوآوري سازماني نمي رسيم؟

مشكل اصلي ما ايجاد سازمان خلاق و نوآور است كه بتواند فرايند كارآفريني را مديريت نمايد و به ثمر برساند. اگر بخواهيم در بحث كارآفريني حركت جدي داشته باشيم بايد افراد را براي فرهنگ سازماني تربيت كنيم تا با تركيب آن با خلاقيت، كارآفريني شكل بگيرد. يكي ديگر از پايه هاي يك مجموعه كارآفرين، بعد اقتصادي آن است كه باعث پايداري و دوام آن مي شود. به اين منظور بايد يك بازار هدف را تعيين كرد. هدفي كه به عنوان يك محصول مطرح باشد. براي رسيدن به آن هدف، شما به امكاناتي نياز داريد كه بايد طي فرايندي از اين امكانات استفاده شود. براي اين كه يك مجموعه بتواند، كارآفريني كند بايد ارتباط منطقي و طبيعي بين مسير را حفظ كند. اگر شما نيروي انساني خلاقي داشته باشيد كه بتواند كار گروهي انجام دهد، اما فرايند انجام كار را درست انتخاب نكرده باشيد، دچار مشكل مي شويد. اگر همه اينها با مجموعه امكانات جمع شود، نتيجه آن محصولي است كه قابل اجرا و قابل رقابت است. هم سود اقتصادي دارد و هم مي تواند پايداري و رشد را به ارمغان آورد.

براي اين كه به اين هدف برسيد بايد مجموع هاي را تشكيل دهيد كه توان مديريت يك چنين جمعي را داشته باشد. دانشي كه ما معمولاً در آن ضعف داريم. متأسفانه به عنوان يكي از ويژگي هاي جامعه ايراني گفته ميشود كه ما در حركت گروهي ضعيف هستيم. اما اگر يك مجموعه اي بخواهد كارآفرين شود عوامل دست اندركار آن بايد بتوانند چنين مجموعه اي را راهبري كنند و شناخت دقيقي نسبت به همه عوامل داشته باشند. اين افراد بايد در زمينه بحث منابع انساني، آموزش ديده باشند و دانش لازم در اين حوزه را كسب كرده باشند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *