مصاحبه آقای مهندس غلامرضا ملاکی

س : آقای مهندس! لطفاً خودتان را معرفی کنید و چگونگی ورودتان را به دنیای کار و تولید توضیح فرمایید.

من متولد سال 1331 در استان خراسان هستم. سال 1350 در رشته مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف قبول شدم و در سال 54 فارغ التحصیل شدم. از سال 55 تا 57 با استفاده از طرح سربازی در دانشگاه شیراز تدریس کردم و از مهر 57 حدود یک سال در برق تهران مسئول گروه رلیاژ بودم. بعد از انقلاب با دفتر مرکزی جهاد سازندگی همکاری داشتم و همزمان مسئول جهاد برق تهران بودم. در سال 59 به عنوان مشاور استاندار خراسان و عضو هیئت رئیسه مرکز خدمات عمرانی و تولیدی مشغول به کار شدم. در سال 60 هم به عنوان رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل برق منطقه ای خراسان منصوب گردیده و تا فروردین 68 خدمت کردم. از نیمه دوم سال 67 تا شهریور 80 تحت عنوان معاون وزیر نیرو و مدیرعامل شرکت توانیر و مدیرعامل سازمان برق ایران مشغول به کار بودم. از مهر 80 به مدت یک سال به عنوان معاون وزیر نفت در امور برنامه ریزی مشغول به کار بودم و از شهریور 81 تا دی ماه 84 به عنوان معاون وزیر نفت در امور گاز و مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران مشغول به خدمت بودم. در دی ماه 84 به درخواست خود بازنشسته شدم و در حال حاضر کار آزاد انجام می دهم. اضافه می نمایم که در طی مدت تصدی در دولت به تناسب مسئولیت های ذکر شده در بالا، عضو بعضی شوراها و کمیته ها و یا هیئت مدیره بعضی شرکت ها بودم مثل شورای اقتصاد، شورای برنامه ریزی انرژی در تهیه و تنظیم برنامه های اول تا چهارم توسعه، کمیته امور زیر بنایی دولت، هیئت مدیره شرکت های آب و نیرو، سازمان توسعه برق ایران، مپنا، سازمان بهینه سازی سوخت، سازمان منطقه ویژه اقتصادی پارس جنوبی و هیئت امنای دانشگاه های شهید عباسپور- زنجان- خلیج فارس و پژوهشگاه نیرو.

س : طی مدتی که شما در مراکز مختلف، نقش مدیریتی را داشتید به نظر خودتان در کدام مراکز تحول آفرین بودید؟

من فکر می کنم مجموع سالیانی که در برق، گاز و نفت کار می کردم، یکی از محورهای اصلی مورد توجه، ضرورت ایجاد تحول و نوآوری و پرداختن به مسائل جدید بوده است. در برق خراسان تحولاتی از جمله، در کیفیت کارها، در روش انجام کارها، در ساختارهای مختلف شرکت، در ترکیب نیروی انسانی و در استقرار نظام مشتری مداری ایجاد شد. به عنوان نمونه زمانی که من در سال 60 در استان خراسان شروع به کار کردم فقط 3 شهر شبکه برق داشت. زمانی که از آنجا بیرون آمدم تقریباً تمام استان خراسان به شبکه برق وصل بود. از نظر ترکیب نیروی انسانی هم در آن شرکت تحول اساسی ایجاد شد و ترکیب نیروی انسانی شرکت تغییر جدی نمود. توجه به مسائل اقتصادی در کارها خیلی جدی شد و ساختارهای مالی و اجرایی تغییرات اساسی نمود. در طی مدت خدمت در وزارت نیرو نیز مسائلی از قبیل ظرفی تسازی در زمینه-های مختلف اصلاح ساختار مالی شرکت ها،توسعه مدیریت در صنعت برق، بسترسازی برای ایجاد رقابت و حضور بخش خصوصی به طور جدی مورد پیگیری قرار گرفت. امروزه م یتوان گفت در مجموع بیش از 70 ٪ از تجهیزات و لوازمی که در صنعت برق لازم است در داخل کشور تولید می شود. ظرفیت سازی در زمینه های مهندسی، طراحی، ساخت و کارهای پیمان کاری انجام گرفته است و در حال حاضر مجموعه برق غیر از این که به خود می تواند سرویس دهد به بخشهای دیگر هم سرویس می دهد، مجموعه برق توانسته به امر توسعه صادرات بپردازد و علاوه بر این که نیاز داخل کشور را تأمین کرده، بازار خوبی در کشورهای منطقه مانند سوریه، ارمنستان، آذربایجان و کشورهای آفریقایی برای خود ایجاد کرده است. با توجه به اطلاعاتی که من دارم سالانه حدود 300 میلیون دلار، صادرات تجهیزات برقی به کشورهای همسایه داریم و این از دید من بسیار مهم است. شرکتهای خصوصی وجود دارند که  بدونه ی چگونه حمایتی، از نظر فنی و از نظر رعایت استانداردها در منطقه مدعی هستند و کالاهای آنها خریداری و استفاده می شود. در مورد صادرات برق نیز بسترهای مناسبی فراهم شده است – ایجاد شرکت های مدیریت بهره برداری در تولید برق و شرکت های توزیع برق، تفکیک شرکت های پیمانکاری و … از مجموعه صنعت برق از دیگر اقداماتی است که صورت گرفته است. در بخش نیروی انسانی نیز رشد خوبی چه از نظر کیفی و چه از نظر اصلاح نظام ها و نرم افزارها داشته ایم – تعداد کارکنان دولتی شاغل در برق از حدود 70000 نفر در شروع کار اینجانب به حدود 10 هزار نفر کاهش یافت، البته توجه داشته باشیم که صنعت برق فقط فارغ التحصیلان رشته مهندسی برق را جذب نمی کند بلکه مکانیک و متالورژی را هم جذب می کند و شاید تعداد آنها حتی از مهندسان برق هم بیشتر باشد. مدتی هم که در نفت و گاز بودم ،بیشتر تلاشم این بود که تحولات نسبتاً خوبی ایجاد شود. استنباطم از بخش گاز این است که کشور باید از نظر تأمین گاز خیلی پیشرفت کند. در بخش گاز، شرکت گاز استانی تازه تشکیل شده بود. آنها اختیارات لازم و تجربه کافی را نداشتند. امکانات لازم در شرکت های گازرسانی وجود نداشت. اختیارات آنها هم محدود بود، در حالی که توقع بالایی برای توسعه سریع وجود داشت. به هر حال به طور جدی در این بخش کار شد تا این بخش توانا شود. حجم کارهای توسعه و بهره برداری چند برابر نسبت به گذشته انجام گردید؛ به این ترتیب در ستاد شرکت تحولاتی ایجاد گردید که باعث شد کیفیت و کمیت را افزایش دهد. ظرفیتی برای ایجاد حدود چهار هزار کیلومتر خط انتقال فشار قوی و ایستگاه های مربوط ایجاد شده که این ظرفیت در سال 80 و 81 اصلاً در شرکت گاز و مجموعه هایی که با آن کار می کردند چه پیمانکاران، چه مشاورها و چه سازندگان وجود نداشت، با تلاش فراوان توانستیم همه بخش ها را تکثیر کنیم. در سال 81 فقط یک کارخانه تولید لوله های گاز فشار قوی فعال بود. در سال 84 حدود 4 کارخانه فعال و 2 کارخانه جدید در حال تأسیس داشتیم.

س : شما در راستای پیشرفت کار به چه میزان با مراکز علمی تحقیقاتی در ارتباط بودید؟

برای این که پیشرفت صورت گیرد، هم استفاده از تجربه و دانش دیگران لازم است و هم این که رأساً به امر پژوهش که جزء خیلی مهمی است بپردازیم. من به بسترسازی تأکید می کنم. در بخش برق توجه جدی به تحقیقات و پژوهش داشتیم. در همکاری با مراکز علمی ساختاری تعریف شد که در هر شرکت یک واحد مدیریت پژوهش ایجاد شود ،مدیر پژوهش را در شرکت ها تا حد معاونت در شرکت ها رشد دادیم و اعتبارات خوبی از نظر مالی برای توسعه در زمینه های سخت افزاری و نرم افزاری برای این بخش پیشبینی شد و واحدها تشویق شدند که به فعالیت های پژوهشی هر چه بیشتر اهمیت بدهند. در کنار این فعالیت ها به برگزاری کنفرانس ها پرداختیم، مراکزی را ایجاد کردیم تا بتوانند کمک کنند، هم ارتباط با مراکز علمی کشور توسعه یابد و هم پروژه ها یا طرح های پژوهشی اگر انجام می شود، آثار آن در بازار و فضای کاربردی نمایان شد. از جمله کارهایی که صورت گرفت تأسیس یک مورد پژوهشگاه نیرو بود که تقریباً عموم دانشگاه ها با آن در تعامل هستند. استادان دانشگاه ها حتی تشویق شدند که فعالیت های مطالعات یشان را در آنجا انجام دهند. دستورالعملی که تصویب شد این بود که اگر دانشگاه ها، پروژه هایی را در بخش برق، نفت و گاز انجام دهند، از نظر مالی به افرادی که در این پروژه ها کار می کنند کمک شود. کمک به ایجاد و توسعه سخت افزاری دانشگاهی نظیر ایجاد دانشکده های جدید در بخش انرژی و یا توسعه دانشکده های موجود انجام گرفته است. ایجاد صندوق کمک به امور پژوهشی و تحقیقاتی در صنعت برق از دیگر اقداماتی بود که انجام گرفته است.

س : نظر شما در مورد ارتباط مؤثر دانشگاه با صنعت چیست؟

در این زمینه فعلاً از هر دو طرف مشکلاتی وجود دارد. صنعت ما به بازار داخلی متکی است که رقبای جدی برای آن وجود ندارد و در نتیجه نگران بازار نیست. در این صورت خیلی احساس نیاز به تحقیق و پژوهش نمی کند و ضرورت نوآوری و همسو با جهان حرکت کردن را در خود نمی بیند. از طرف دیگر وجود قوانین زیاد و بعضاً در تعارضی که ما داریم و محدودیتی که مراکز نظارتی در فعالیت های بخش صنعت ایجاد می کنند باعث می شود انگیزه ها برای فکر کردن کم شود. به عبارت دیگر جرأت از مجموعه های مدیریتی بخش صنعت برای این نوع فعالیتها گرفته شود. به این ترتیب خیلی نیاز به توسعه و آینده نگری و پژوهشی نمی بیند. من فکر میکنم مشکلی که از طرف دانشگاه وجود دارد آن است که دانشگاه ها یک مقدار از درگیری در مسائل کاربردی ترس و هراس دارند. در ایران دانشگاه ها کمتر گرایش به کار کاربردی دارند و بیشتر در بخش تئوری کار می کنند. مشکل دیگر این است که از صنعت فقط توقع پشتیبانی مالی دارند، در صورتی که صنعت انتظار دارد اگر در زمینه مالی همکاری انجام می پذیرد، یک مشکلی را از آنها بتواند حل کند. من فکر می کنم اینها مسائلی هستند که وجود دارد. در حال حاضر دفاتری برای همکاری با صنعت در دانشگاه ها وجود دارد و ایجاد پارک هایی تحت عنوان پارک علم و فناورى براى توسعه صنایع، در ایجاد ارتباط مؤثرتر کمک می کند.

س : در مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف ایده ای مطرح شده تحت عنوان« تأسیس شرکت های دانشجویی » لطفاً نظر خود را درباره این ایده بفرمایید.

با توجه به اطلاعاتی که من دارم، یک چنین مراکزی را الان با فارغ التحصیلان شروع می کنند. اگر این کار را از یکی دو سال زودتر از فارغ التحصیلی شروع کنیم فکر می کنم بهتر باشد. مثلاً دانشجویان سال سوم. نقطه مثبتش این است که از طرفی فعالیتی را زودتر شروع می کنند و از طرف دیگر فرصت دارند که خود را با شرایط بیرون و بازار تنظیم کنند. نقطه ضعفی هم که به نظر من می رسد این است که در درازمدت ممکن است ما را از پرداختن به مسائل پایه ای در تحقیقات باز نگهدارد که این خیلی مسئله مهمی است.

س : تعریف شخصی شما از کارآفرینی درون سازمانی چیست و این کارآفرین باید چه خصوصیاتی داشته باشد؟

فکر می کنم منشأ کارآفرینی هدف داشتن و برنامه داشتن است. زمانی که شما درون سازمان مسئولیتی را بر عهده می گیرید، باید اهداف اصلی و بنیادی را برای آن سازمان در دوره مدیریت خودتان تعریف کنید و به سمت هدف ها حرکت کنید. یک مدیر باید توانایی دادن ایده را داشته باشد و بتواند در عموم همکاران و خصوصاً در رده های مدیریتی ایجاد انگیزه بیشتر بنماید. اگر این توانایی را نداشته باشد به نظر من نمی تواند سازمان را به پیش ببرد و موفق باشد.

س : به عنوان مطلب آخر اگر صحبتی هست بفرمایید.

با توجه به تجربه خودم می توان گفت در وضعیت فعلی بخشی از نیروی انسانی که به فراموشی سپرده شده اند، بخش مدیران کشور هستند. من فکر می کنم از جمله اقدامات مدیران باید این مهم باشد که به آیندگان پیغام دهیم که قدردان زحمات گذشتگان باشند و لازم است همه نیروهای انسانی اعم از قدیم و جدید با همکاری یکدیگر تلاش کنیم و در صورتی که عقب ماندگی وجود دارد جبران کنیم. کشور ما دارای مزیت هایی از جمله نیروی انسانی مطلوب است. باید به مدیران و افرادی که نقش تعیین کننده در توسعه و رشد کشور را دارند توجه شود و مورد حمایت قرار گیرند. ضمن آن که بیشترین سرمایه مادی را صرف پیشرفت مراکز علمی و دانشگاهی بنماییم و باور داشته باشیم که هزینه های دانشگاه ها در مقایسه با منابع مالی که در صنعت وجود دارد ناچیز است و جای کمک فراوان به این مراکز علمی از طرف صنعت وجود دارد. ضمن آن که با توجه به مزیت های نسبی کشور ، لازم است چند محور مشخص را برای توجه جدی و سرمایه گذاری از جهات مختلف انتخاب و بر آن اساس عمل نماییم.

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. زمینه های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *