مصاحبه آقاي مهندس محمد حسين وزيري بزرگ

س: آقاي مهندس! لطفاً خودتان را معرفي كنيد و در مورد تأسيس شركتتان توضيح فرماييد.

محمدحسين وزيري بزرگ، ورودي سال ۱۳۵۴ رشته مهندسي مكانيك دانشگاه صنعتي شريف هستم كه نهايتاً در سال ۱۳۶۰ فارغ التحصيل شدم و هم اكنون مديرعاملي شركت بالي نتك با سابقه توليد ۷ ساله را به عهده دارم. در اصل منشاء اين شركت به ۲۷ سال قبل باز مي گردد كه با جمعي از دوستان كه عمدتاً از دانشگاه شريف بودند شكل گرفت؛ يعني در فاصله زماني انقلاب فرهنگي و آغاز اولين ترم معروف به ۲۵ واحدي ها با اخذ پروانه تأسيس قالب سازي و در چهارچوب شركت توليدي ماشين و قالب آغاز گرديد.در يك نگاه كلي به ۲۷ سال گذشته مي توان آن را به پنج دوره متمايز زير تفكيك نمود:

 دوره اول يا دوران تجربه اندوزي ( ۱۳۶۶-۱۳۶۰)

با انتخاب رشته قالب سازي به علت ماهيت زيربنايي آن و ارتباط تنگاتنگ و گسترده با انواع صنايع مختلف و با خريد ماشين آلات مخصوص قالب سازي از خارج و در زميني به مساحت ۱۰۰۰ متر مربع و با سرمايه اي بالغ بر ۹ ۶ ميليون تومان آن از محل دريافت وام تأمين گرديده بود، فعاليت شركت آغاز شد. با شروع / ميليون تومان كه ۵ توليد در اواخر سال ۱۳۶۲ ، براي صنايع مختلف از قبيل ريخته گري، فورج، پلاستيك، فلزكاري و … انواع قالب ساخته و در محل كارخانه سفارش دهندگان به توليد رسيد. در اين مدت با وجود استحصال تجارب فني زياد، به مشكلات مالي عديده اي برخورد كرديم و معمولاً پرداخت حقوق پرسنل نيز مرتب به تعويق مي افتاد و با انعقاد قرارداد جديد و دريافت پيش پرداخت مربوطه، مشكل نقدينگي آن لحظه را رفع مي كرديم و اين روند چند سالي ادامه داشت تا نهايتاً براي توقف آن تصميم بر آن شد كه فاز توليد قطعه را بررسي و اقدام نماييم.

 دوره دوم يا ورود به فاز توليد قطعه ( ۱۳۷۲-۱۳۶۶)

در آغاز شروع اين دوره با دريافت وام نسبت به خريد سالن توليد جديد، مستقر در ۲۰۰۰ متر زمين و در مجاورت زمين اول اقدام نموديم و در طول اين مدت، سه محصول در زمينه هاي صنعت ساختمان و برق به مرحله توليد رسيدند. در زمينه صنعت ساختمان دو محصول انتخاب شده بود كه پس از ساخت تجهيزات توليد، نمونه ها ساخته شد. در يك مورد پس از توليد تيراژ محدود، با مشكلات تأمين مواد اوليه و اختلاف شديد قيمت دولتي و بازار آزاد، امكان تأمين مواد دولتي فراهم نگرديد و بازار هم كشش محصول توليد شده با مواد اوليه خريداري شده از بازار آزاد را نداشت و در مورد ديگر مشكلات فني باعث توقف و از دستور كار خارج شدن توليد گرديد. موضوع انتخاب شده در صنعت برق، محصولي بود از شركت آلستوم كه كارخانه مربوطه در فرانسه را تعطيل كرده بودند و واحد ديگرشان در بوسني هرزگوين به علت جنگ هاي داخلي از فعاليت باز ايستاده بود و همزمان توليد اين محصول در ايران نيز براي كارفرماي ايراني از اولويت خاصي برخوردار گرديد. با توجه به اين كه در اين شرايط براي ما نيز مسئله حيات و عدم حيات مطرح بود تصميم گرفتيم علي رغم سختي كار، آخرين اقبال خود را نيز به بوته آزمايش بگذاريم. دو سال تمام بر روي اين پروژه كار شد. تمامي تجهيزات توليد اعم از قالب هاي توليدي، ماشين آلات ويژه توليد ادوات كنترلي و غيره فراهم گرديدند. فرايند اصلي توليد، ريخته گري آلومينيوم به روش ريژه بود و قطعات به لحاظ خواص مكانيكي و متالورژيكي بايستي ضمن تحمل فشار بالا، مطابقت كامل با دستو رالعمل هاي مندرج در نقشه هاي شركت آلستوم را نيز مى داشتند. پس از فراهم شدن كليه تجهيزات مورد نياز توليد، در طي مدت ۹ ماه حدود ۵۰۰۰ قطعه توليد و آزمايش گرديد تا در نهايت به شرايط مطلوب مورد نظر دست يافتيم و با انعقاد قرارداد دوم، شركت از ركورد ۱۰ ساله اول فعاليت خود خارج گرديد.

دوره سوم يا دوران ورود به صنعت خودرو ( ۱۳۸۰-۱۳۷۲)

از اوايل دهه ۱۳۷۰ كه صنعت خودرو فعاليت ساخت داخل خود را تشديد كرده بود، اين شركت نيز به لحاظ  تجربيات به دست آمده در زمينه ريخته گري قطعات آلومينيومي، با انتخاب قطعات موتوري مرتبط، به اين بود كه از سوى شركت نيسان ژاپن، پيشنهادي با Z صنعت وارد گرديد. اولين محصول، مربوط به موتور نيسان ۲۴ سرمايه گذاري نسبتاً بالا به شركت سازه گستر ارائه و به علت مشكلات تأمين سرمايه بلاتكليف مانده بود. محصولات بعدي، قطعاتي از موتور و گيربكس پيكان و همچنين موتور پژو ۴۰۵ را شامل گرديد. در تمامي اين پروژه ها، تدوين دانش فني و فرايند توليد و همچنين ساخت ماشين هاي مخصوص اعم از ريخته گري و ماشين كاري و ابزارهاي مخصوص مورد نياز همگى به دست خود شركت انجام پذيرفت و به تناسب رشد صنعت خودرو (سالانه حدود٪۳۰ )، توانستيم كليه نياز اين صنعت را برآوريم و به تنهايي پيشتاز و در بسياري از موارد تنها توليد كننده اين نوع محصولات در ايران باشيم. به تبع رشد صنعت خودرو، شركت ما به مرحله اي رسيد كه عليرغم اين كه ساختمان هايي را به صورت اجاره براى پوشش نيازهاي توسعه اى در اختيار گرفته بوديم، بايستي فضاهاي جديد به شركت اضافه و واحدهاي توليدي ديگر به مجموعه اضافه مي شد. علاوه بر آن توليد سرسيلندر آلومينيوم به روش لوپرژر نيز در اواخر دهه هفتاد در شركت آغاز شده بود. مجموعه اين عوامل مديران شركت را به اين فكر واداشت كه تأسيس شركت هاي تخصصي و تفكيك فعاليت ها را آغاز نمايند. فعاليت قالب سازي و ساخت تجهيزات در يك شركت متمركز و فضاي بزرگتري براي آن خريداري و به آنجا انتقال يافت. قطعات با تيراژ توليد پايين و مجموعه هاي تخصصي نيز به شركت ديگري انتقال و براي آن نيز محل جديدي خريداري گرديد. شركت ماشين و قالب هم فعاليت خود را در زمينه توليد قطعات آلومينيومي به روش ريژه با خريد فضاهاي جديد براي توسعه خود ادامه داد و در پايان، توليد سرسيلندر در قالب شركت جدي دالتأسيس بالي نتك و در فضاهاي جداگانه اي متمركز گرديد و اكنون كه مشغول اين مصاحبه هستم در گروه ما مجموعاً حدود ۸۵۰ نفر مشغول به كارند.

دوره چهارم يا دوران تفكيك فعاليتها ( ۱۳۸۶-۱۳۸۰)

شركت بالي نتك با ادامه فعاليت هاي آغاز شده از سالها قبل در زمينه توليد سرسيلندر به روش لوپرژر و تكوين آن، اقدام به سرمايه گذاري جديد و با خريد ماشين آلات ريخته گري و ماشين كاري، خود را تجهيز نمود. به طوريكه هم اكنون با ۵۵۰ نفر پرسنل و استقرار در سه محل توليد مختلف با ظرفيت ريخته گري و ماشين كاري ۴۰۰ TU مينياتور و ۳  S هزار سرسيلندر مشغول توليد سرسيلندر نيسان، پرايد، پژو و روآ هستيم و سرسيلندرهاي ۸۱ (پژو ۲۰۶ ) را هم در دستور كار داريم به طوري كه در نظر است ظرف سه سال آينده ظرفيت خود را به ۶۰۰ هزار عدد در سال افزايش دهيم. بدين ترتيب شركت بالين تك هم اكنون به عنوان بزرگترين توليدكننده سرسيلندر انواع خودروى سواري در كشور شناخته شده و به سوي اهداف از پيش تعيين شده خود با سرعت مطلوبي در حال پيشرفت است.

دوره پنجم يا دوران توسعه فعاليت هاي غير خودرويي ( ۱۳۸۷ به بعد)

براساس راهبرد تدوين شده در زمينه انتخاب فعاليت هاي مربوط به توسعه، تصميم بر اين گرديد تا در زمينه صنعت نفت به عنوان صنعت پايدار در كشور، سرمايه گذاري انجام پذيرد. لذا بر اين اساس پس از مطالعه بر روي مورد استفاده در نيروگاه ها، پالايشگاه ها، Air Cooler چندين گزينه، خريد شركت دمافين توليدكننده انواع IDRO OTC كارخان ههاي پتروشيمي و غيره در دستور كار قرار گرفت. بدين ترتيب ضمن برنده شدن در مزايده در پايان سال ۱۳۸۶ صددرصد سهام شركت نام برده خريداري و از ابتداي سال ۱۳۸۷ مديريت شركت دمافين را در اختيار قرار گرفتيم و در نظر داريم ضمن افزايش توليد (تا سه برابر در سال جاري نسبت به سال قبل)، اهداف توسعه اي خود را در اين بخش نيز پيگيري نماييم.

 س: آيا شما روش خاصي براي حفظ قوام شركت و گسترش آن داشتيد؟

حال كه به گذشته بر ميگردم به نظرم اصول زير در شكل گيري و گسترش موفقيت شركت مؤثر بوده اند:                                                                                          ۱ – در كنار هم قرار گرفتن توانمندي هاي مختلف شركا، كه جمع آنها چيزي را خلق مي كند كه غير قابل تصور است. لذا بايد شرايط ايجاد آن را فراهم نمود.                        ۲ – نزديكي ديدگاه ها و خصوصيات فردي شركا، كه در فرايند فعاليت هاي جنبي دانشجويي در سالهاي قبل، شرايط گردهم ايي آنها را فراهم نموده بود و تقريباً به صورت صحيح و واق عبينانه انتخاب شده بودند.                                                                                                                                                                             ۳ – اصل اشتراك منافع و به اصطلاح، جيب ها را يكي دانستن و عدم توجه به مسائل جزئي ديگر در راستاي تحقق اين اصل، لازمه شكل گيري طولاني مدت اين گونه جمع هاست كه به شكل نسبتاً مطلوبي در طول اين مدت رعايت مي گرديد.

مجموعه عوامل فوق در شرايطي كه معمولاً به واسطه سختي كار و عدم توفيق و يا در شرايط رونق و تقسيم سود، اختلافات اوج و موجب از بين رفتن جمع اوليه مي شود، مي توان با اتكا به توانمندي هاي همديگر شرايط رشد را فراهم نمود.

 س: آيا در زمينه صدور دانش فني هم فعاليت داشته ايد؟

هرچند مجموعه شركت هاي ما داراي دانش فني قوي درون زا و قابل ارائه است، ولي شركت هاي خارجي اصولاً به دنبال گرفتن دانش فني از منابعي هستند كه داراي دهها سال سابقه توليد و شهرت كافي باشند. لذا براي اين شركت اقدام در اين خصوص عملي نگرديده است؛ هرچند شركتي در هندوستان اين تقاضا را از ما داشت ولي به علت محدوديت هاي سرمايه گذاري و عوامل ديگر، اين امر قابل تحقق نبود.

س: شما به چه ميزان با مراكز علمي و تحقيقاتي از جمله دانشگاه در ارتباط بوده ايد؟

شرايط اجتماعي كشور ما و موقعيت صنعتي آن به نحوي نيست كه دانشگاه هاي ما به واسطه آن، توانمندي هاي لازم براى كمك به صنعت گران را در خود فراهم نموده باشند؛ يا به عبارت ديگر به علت تقليد صنعتي كشور از محصولات خارجي و انجام روش مهندسي معكوس در توليدات صنعتي، فرايند طبيعي تكوين دانشگاه ها و تجهيز آنها به علوم روز فراهم نشده است كه از آنها انتظار كمك داشته باشيم. علاوه بر آن نقش ضعيف بخش خصوصي چه در دانشگاهها و چه در صنايع توليدي، اندك تجربه به دست آمده را نيز بر باد مي دهد. نمي توان مطمئن بود كه تجربيات حاصل از قراردادهاي انتقال دانش فني شركت هاي دولتي مثل ايران خودرو را مثلاً در طراحي موتور، عليرغم كارهاي خوبي كه در اين مدت انجام گرفته است، در درازمدت رسوب نمايد. در حالي كه اگر شرايط براي بخش خصوصي فراهم شود اين ماندگاري مطلوب تر خواهد بود.بدين ترتيب عزم ملي و توجه مديران رده بالاي كشور در رفع اين نقص، بسيار ضروري است كه تاكنون تحقق نيافته است.

س: شما مشكل اصلي را در بخش سياست گذاري هاي كلان چه مي دانيد؟

مشكل اصلي در بخش سياست گذاري كلان، تأثير تعيين كننده عوامل غير مرتبط صنعتي در تدوين سياست هاست. يا به عبارتي به عوامل اصلي تعيين كننده در سياست گذاري هاي كلان توجهي نمي شود. ممكن است در حرف يا بر روي كاغذ مشكلي ديده نشود ولي در عمل به آن توجه نمي شود. براي مثال همه دم از خصوصي سازي مي زنند ولي چه در روش ها و چه در تأمين شرايط لازم به صورت هماهنگ و مؤثر عمل نمي شود. بديهي است معني ديگر اين نوع سياستگذاري ها بيان كننده اين واقعيت است كه ضرورت و فوايد خصوصي سازي به درستي و روشني درك نگرديده است.

س: شركت هايي مانند شما براي ارتقاى خود به تنهايي مي توانند راهكاري را بينديشند و به حركت خود ادامه دهند و يا نيازمند سياست گذاري كلي هستند؟

خير ما به تنهايي نمي توانيم حاصل مطلوبي از نتيجه فعاليت هايمان و تأثير اجتماعي آنها را متصور باشيم و برنامه ريزي و حمايت صحيح از بالا مي تواند نتايج فعاليت هاي ما را پايدارتر نمايد.

س: راهكار شما به عنوان مدير عامل شركت بالي نتك براي اين كه بتواند اين رابطه را نزديك كند، چيست؟

اولاً حتي در شرايط عدم وجود برنامه ريزي كلان مطلوب در كشور، باز هم ما خود را موظف به انجام وظيفه مى دانيم، هرچند تأثير آن كمتر باشد. ثانياً تقويت تشكل هاي صنعتي مانند انجمن توليد كنندگان قطعات خودرو و تشكيلات مشابه آن و به بازي گرفتن اين نهادها در برنامه ريزي هاي كلان مملكت مي تواند نقش تعيين كننده اي در برآورد اهداف داشته باشد.

س: به نظر شما آيا مي توان با ايجاد چند نهاد، فاصله بين صنعت و دانشگاه را از بين برد؟

قطعاً ايجاد نهادهاي واسطه ميتواند به كاهش خلأ بين صنعت و دانشگاه كمك كند. ولي مواظب باشيم توسعه اين نهادها براساس زمينه هاي عيني و واقعاً كارآمد صورت پذيرد تا از تحميل هرگونه نهاد غير مؤثر جلوگيري شود.

س: در مركز كارآفريني ايده اي تحت عنوان تأسيس شركت هاي دانشجويي مطرح است. نظر شما در مورد اين ايده چيست؟

با توجه به كلياتي كه فرموديد ايده خوبي است اما دانشجويان نبايد بدون شناخت و به يكباره وارد آن شوند. جمع هايي كه قبلاً كارهاي مشترك داشته اند و از هم شناخت نسبي دارند موفق تر خواهند بود. چنانچه به مطالبي كه در تجربياتم به آن اشاره كردم توجه شود و مرحله انتخاب افراد بر اساس شناخت كافي از همديگر انجام پذيرد، ميتوان تداوم طولاني تر جمع را انتظار داشت.

س: در تقسيم بندي هايي كه در زمينه كارآفريني وجود دارد، سه دسته كارآفرين را ميتوانيم تعريف كنيم. دسته اول كارآفريناني هستند كه در حوزه سياست گذاري تحول ايجاد كنند، دسته دوم كارآفرينان درون سازماني هستند با توجه به اين تعاريف شما جزو دسته سوم هستيد كه كاري را شروع SME دسته سوم كارآفرينان كرديد و به يك مرحله اي رسانديد. حال بر اين اساس تعريف شخصي شما از كارآفريني چيست و به نظر شما خصوصيات فرد كارآفرين چه بايد باشد؟

براي شكافتن مفهوم كارآفريني به نظرم مي رسد ابتدا تأثيرات احتمالي آن را مورد توجه قرار دهيم كه من آن را به سه بخش جداگانه تقسي مبندي مي كنم: بخش اول: تأثيرات كارآفريني بر جامعه است كه با تداوم و گسترش آن علاوه بر تحول صنعتي، كليه پارامترهاي اجتماعي را متحول مي سازد. چه به لحاظ رفاه اجتماعي و چه به لحاظ اشتغال و بالطبع كاهش ناهنجاري هاي ناشي از آن كه جامعه ما در شرايط كنوني از آن بسيار در رنج است و رفع آن از اولويت بسيار بالايي برخوردار است. بخش دوم: تأثيرات بيروني است. جامعه توسعه يافته و صنعتي از قدرت مانور بيشتري در جهان كنوني برخوردار است و بدين ترتيب هر كشوري بر اساس اين توانمندي، مدار چرخش خود را در معادلات پيچيده جهاني تعيين مي كند. هر چه اين مدار در موقعيت مطلوب ترى باشد تأثير پذيري ناخواسته، كمتر و تأثيرگذاري بيشتر بر ديگران را ميتوان متصور بود. بخش سوم: از جنبه فردي است. كارآفريني يكي از ابعاد و شكلهاي خلاقيت است. شخص كارآفرين با تشكيل شركت و راه اندازي خط توليد و توليد محصول جديد، در اصل موجودي شبيه موجود زنده را خلق نموده است كه حتي مي تواند بعد از حيات كارآفرين نيز ادامه حيات دهد و از اين جنبه است كه كارآفرينان خود را اقناع مي كنند. بدين ترتيب اميدوارم با توضيحات فوق جواب سؤال شما را هم داده باشم و به طور مشخص خصوصيات و حساسيت هاي لازم براي يك كارآفرين را يادآور شده باشم تا از آنها به عنوان موتور محرك در مراحل مختلف كارآفريني استفاده شود.

س: به عنوان كلام آخر اگر صحبتي داريد بفرماييد.

عليرغم دادن شعارهاي خصوصي سازي و ضرورت آن از سوي سياست گذاران كلان مملكت، نتيجه وضعيت موجود صنعت، وجود بخش قوي دولتي و تأثيرگذار آن است. ما در حوزه خود با رقباي تقريباً دولتي مواجه هستيم كه داراي امكانات وسيع سرمايه گذاري و حمايتي هستند كه تأثيرات منفي شديدي در روند توسعه مجموعه شركت هاي ما داشته اند؛ به طوري كه بعضاً عليرغم ميل باطني، ما را به فكر واداشته است توسعه صنعتي خود را در رشته هاي ديگري جستجو كنيم. اميدوارم اين موانع در جهت صلاح مملكت تعديل شود و شرايط واقعي رقابت كه نهايتاً به نفع مصرف كننده خواهد بود، فراهم گردد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *