مصاحبه آقاي مهندس محمد رضا محمدزاده

س: آقاي مهندس! لطفاً در مورد سوابق اجرايي و تحصيلي خود توضيح فرماييد.

من فوق ليسانس را در رشته مهندسي پزشكى از دانشگاه صنعتي شريف گرفتم. ورود من به دانشگاه در سال ۷۱ بود و در سال ۷۴ هم فارغ التحصيل شدم. ليسانس را در رشته الكترونيك گرفته بودم. بعد از فارغ التحصيلي، در بهمن ماه سال ۷۴ وارد واحد تجهيزات علوم پزشكي تهران شده و در زمينه تعميرات لوازم پزشكي مشغول به كار شدم. به دليل انجام كار با دستگاه هاي پزشكي، متوجه شدم يكي از مشكلات اين گونه دستگاه ها، كمبود لوازم جانبي است. علي رغم فناورى پايين لوازم جانبي، وابستگي بسياري در آن زمان وجود داشت و اين لوازم با هزينه هاي بسياري از خارج وارد مي شدند و نياز شديدي به كالاى ارزان تر احساس مي شد. اين انگيزه اي شد كه در اين زمينه، فعاليتي را انجام دهم. به اين ترتيب در سال ۷۵ كار را شروع كردم و يك نمونه از لوازم جانبي مورد نياز يك بيمارستان را براى اّنها ساختم و جايگزين يك محصول خارجي كردم. متعاقب آن، شركت در سال ۷۶ تأسيس شد و با انگيزه هايي كه وجود داشت، اواخر سال ۷۶ توليد نيمه انبوه و در سال ۷۷ توليد انبوه را شروع كرديم. در حال حاضر بسياري از بيمارستان هاي ايران را از لحاظ تأمين لوازم جانبي تغذيه مي كنيم. حدود ۵ سال است كه يك محصول الكترونيك (دستگاه جنين ياب) به محصولات ما اضافه شده و يك زمينه فعال محسوب مي شود. لذا محصولات ما، دستگاه جنين ياب و انواع كابل هاي پزشكي براي دستگاه مانيتورينگ، الكترو شوك، آزمون ورزش و هالتر (قلبى) است.در اوايل، كار به صورت نااميدانه و با انتظار مالي ناچيز شروع شد و بعد از يك سال وضع شركت از لحاظ مالي بهتر شد و پس از يك دهه كار ب وقفه، رشد نسبتاً خوبى پيدا كرده است. در حال حاضر كه به نتايجي دست يافته ايم، فكر مي كنم تلاش پيگير و توكل به خداوند، پيرو انتخاب هدف و ابزار درست، هميشه با موفقيت مواجه مي شود. لذا، در شروع يك كار، انتظار برداشت مالي بايد حداقل باشد. منظورم اين است كه تثبيت و توسعه كار، مي خواهد. براي رسيدن به هدف، موانع بسياري در راه است، بايد اين مسائل را منطقي تحليل كرد و اگر « صبر » مي خواهيد به اهداف برسيد، بايد تلاش و پشتكار داشته باشيد.

س: آقاي مهندس! شما در زمينه فعاليتي كه داريد، آيا به دانش فني هم دست يافته ايد؟

در زمينه قلب و عروق بيشتر با لوازم جانبي كار كرديم. ايده لوازم جانبي را از نمونه هاى خارجي مي گرفتيم، ولى كپي محض نمي كرديم. به عنوان مثال در اوايل كار، با ايده گرفتن از محصولات مشابه، محصولى را طراحي كرديم كه منطبق با نيازهاي جامعه پزشكي كشور در آن موقع بود. اگر بخواهم جزئي تر صحبت كنم، بايد بگويم در آن موقع، كابل هايي كه در دستگاه نوار قلب (براى انتقال سيگنال قلب از بيمار به دستگاه) در بيمارستان ها به كار مى رفت، زماني كه با مشكل روبه رو مي شد، حتماً بايد يك تكنسين آنها را تعمير مي كرد. در اين زمينه، ما كابل هايي را طراحي و عرضه كرديم كه تعمير آن به راحتي صورت گيرد. به طورى كه تا زمان تعمير كلي آن به دست تكنسين، حتي يك پرستار هم بتواند اشكال آن را بر طرف كند. اين محصول در آن زمان، چيز جديدي بود. از همين نقطه قوت استفاده كرديم و فروش خوبي هم داشتيم. به نظر من مي توان گفت پيش نياز اين توليد، يك دانش فني كوچك بود. اگر از محصولات خارجي كپي محض نشود، بلكه در موقع لزوم طرح آن با نيازها تطبيق داده شود و تغييراتي در آن صورت گيرد، موفقيت، خيلي بيشتر و هزينه ها خيلي كمتر خواهد بود. زماني است كه قطعه اي را اگر بخواهيم در داخل كشور بسازيم هزينه زيادي را بايد بپردازيم، پس بهتر است كه آن را از كشور ديگري وارد كنيم. در زمينه دستگاه جنين ياب در بخش زنان و زايمان، ما دانش فني ساخت اين دستگاه را داريم، اما تعداد معدودى قطعات ريز دارد كه به خارج وابسته است. حدود ۹۵ ٪ از اين دستگاه، ايراني است. نه اين كه بگوييم همه قطعات ايراني هستند. نه، بلكه (به جز تعداد معدودى از قطعات)، تمام لوازم آن در بازار ايران پيدا مي شود و تنها مديريت توليد لازم است. در حال حاضر مرسوم و مقرون به صرفه نيست كه شركت هاي كوچك، همه چيز را خود توليد كنند، بلكه بايد بخش هايي از محصول را كه خود توان توليد آن را ندارد، تحت مديريت و نظارت خود، به گروه هاى توليدى ديگر واگذار كنند. دستگاه جنين ياب داراي قطعات مختلفى است از جمله قطعات پلاستيكى، الكترونيكى و … كه توليد هر يك بايد به دست اهل فن صورت گيرد. اين كار، زمان بندي، كنترل كيفيت و خدمات پس از فروش خوب مي خواهد و تلاش دائمى براى ارتقاى كيفيت هم لازم است. در حال حاضر موقعيت محصولات ما آنقدر خوب نيست كه بتواند در بازار اروپا وارد شود و نياز به تكميل كيفيت و استانداردها دارد. گرفتن استاندارد جهاني راه سختي است، اما اگر اين استاندارد را دريافت كنيم، به راحتي مي توانيم به كشورهاي مختلف صادرات داشته باشيم. تيمي از مهندسان دانشگاه علم و صنعت كه خيلي در اين زمينه قوي هستند، موفق به گرفتن استاندارد فرانسه براى محصولاتشان شده اند. اينها مي تواند الگوهاي خوبي باشد براي فارغ التحصيلان مهندسي پزشكي دانشگاه صنعتي شريف و ديگر دانشگاه هاي كشور. ما مي توانيم از اين شركتها الگو بگيريم و بتوانيم استاندارد اروپا را دريافت كنيم.

س: آقاي مهندس! شما در ابتداي تأسيس چند نفر بوديد و در حال حاضر چند پرسنل داريد؟

در سال ۷۶ شركت را با ۳ نفر تأسيس كرديم، يك ليسانس الكترونيك، يك نفر هوافضا و خود من كه ليسانس الكترونيك و فوق ليسانس مهندسي پزشكى داشتم. بعد از چند ماه يك ليسانس الكترونيك ديگر هم به ما اضافه شد. زماني كه شركت گسترش يافت، پرسنل ما به ۱۵ نفر هم رسيد كه نزديك به ۱۰ نفر آنها پرسنل فني بودند. به دليل مسائل و مشكلات مالي، پرسنل ما به ۱۰ نفر كاهش يافت و در حال حاضر هم، حدود ۱۰ نفر پرسنل دارد، شامل پرسنل اداري، فني و مؤسسان شركت.

س: آقاي مهندس! شما در اهداف و برنامه هايتان به چه ميزان با مراكز علمي تحقيقاتي همكاري داريد؟

ارتباط ما با دانشگاه از طريق استادان صورت مي گرفت، به اين ترتيب كه تعدادي از دانشجويان را به عنوان كارآموز به ما معرفي مي كردند.

س: به نظر شما چگونه ميتوان ارتباط مؤثر صنعت با دانشگاه را برقرار كنيم؟

واحدهاي پژوهشي دانشگاه ها بايد با صنعتي كه ما داريم، سازگار شود. برخى كارهايي كه در دانشگاه ها صورت مي گيرد، به كار صنعت نمي آيد. در ديدگاه دانشگاه ها اهدافي وجود دارد و آن را دنبال مي كنند، اما اگر ما مشكلات فني داشته باشيم، بايد خودمان به دنبال راه حلش برويم. براي نمونه بايد ذكر كنم در كار پزشكى، پلاستيك هايي مورد استفاده قرار مي گيرد كه از خارج وارد مي شود. براي كم شدن وابستگي، دانشگاه مي تواند در اين زمينه كمك كند كه اينها را آناليز كند و تركيب آن را مشخص كند تا بتوانيم آنها را در ايران بسازيم. اين احتياج به كارهاي تحقيقاتي دارد كه البته امكانات دانشگاه ها محدود است تا بتوانند اين كار را انجام دهند. به نظر من، شركت هايي مانند شركت ما بايد نيازهايشان را به صورت رسمي و مكتوب به دانشگاه ها اعلام كنند و از طرف ديگر دانشگاه ها هم بايد قابليت هايشان را به صنعت اعلام كنند و ذكر كنند در چه زمينه هايي توان دارند تا به اين ترتيب يك ارتباط دو طرفه به وجود آيد. از همان زمان كه من وارد دانشگاه شدم، دفتر ارتباط با صنعت وجود داشت كه به ظاهر، مشكلي هم وجود نداشت. من فكر مي كنم دو مسئله وجود دارد: يكي اين كه، ارتباط با دانشگاه تا حدودي سطحي است و هنوز اين رابطه عميق نشده است. ديگر اين كه دانشگاه و صنعت هنوز تشخيص نداد هاند كه اين ارتباط، يك نياز مبرم است. بعضي از استادان معتقدند دانشگاه نبايد خيلي كاربردي باشد. وزارت علوم هم بايد تصميم بگيرد كه دانشجو را براي چه تربيت مي كند؟ به عنوان نمونه اگر طراح تربيت كند، آيا در ايران امكان كار را دارد و گرنه در عمل، توليد انبوه  متخصص براي خارج از كشور صورت مي گيرد. دانشگاه هايي كه كاربردي تر هستند، اين ارتباط را بهتر با صنعت برقرار كرده اند. دانشگاه بايد با مديران صنايع جلساتي را داشته باشد و نيازها به صورت مكتوب اعلام شوند. در زمينه اعلام نيازهاي دو طرفه، گروهي بايد به عنوان واسطه تعريف شوند تا صنعت را مورد بررسي قرار دهند و اطلاعات، جمع آوري شود تا كمبود ها از جمله كمبودهاي فني و علمي و پژوهشي مشخص شود. با صنايع بايد در ارتباط باشيم تا اطلاعات به روز باشد و حتي مي توان زمين هاي را ايجاد كرد كه پروژه دانشجويان، بيرون از محيط هاى دانشگاه تعريف شود كه اين خود واسطه خوبي ميشود.

س: نظر شما در مورد ايده تأسيس شركت هاي دانشجويي در مركز كارآفريني شريف چيست؟

مشابه ايده شما، مراكزى در گذشته تأسيس شده اند. اگر رزومه آنها را نگاه كنيد، تا حدى موفق بوده اند. اما اگر كارهايي را كه انجام مي دهند، بخواهند كه به نام شخص آنها تمام شود و منافعي مادى هم براي آنها داشته باشد، روند پيشرفت طرح ها، كند خواهد شد. ايده، ايده خوبي است و فكر مي كنم از بين استادان، آنهايي كه آكادميك تر هستند بايد انتخاب شوند و به عنوان مشاور عمل كنند، تا اين كه پروژه ها به ثمر برسد و يك خدمتي هم به جامعه صورت پذيرد. نظامي كه ميخواهيد تشكيل دهيد، بايد خصوصي باشد و منافع آن منافع جمعي باشد تا منافع شخصي غالب نشود. تيمي را كه شما ذكر كرديد نبايد زياد وسيع شود، به دليل اين كه زماني كه وسيع مي شود، تعداد نفرات مدير هم زياد مي شود و در نتيجه اختلاف سليقه ها زياد مي شود. كثرت دانشجو اشكال ندارد، اما مديران و اهداف اصلي بايد محدود باشند.

س: تعريف شخصي شما از كارآفرين چيست و به نظر شما يك فرد كارآفرين چه خصوصياتي بايد داشته باشد؟

انگيزه هاي يك كارآفرين بيشتر اين است كه يك محصول جديد را توليد كند، خيلي از افراد به ركود و تكرار علاقه اي ندارند كه اين نوعي نوگرايي است. افرادي كه مي خواهند خلاقيت داشته باشند اصلاً كار تكراري، آنها را راضي نمي كند. افراد ديگر هم يك رسالتي براى خدمت به جامعه در خود احساس مى كنند. اين هسته اصلي خلاقيت مي شود كه از ركود خارج شوند. رسالت خدمت رساني، انگيزه اي براي كارآفريني است. لوازم كارآفريني، تلاش مستمر، شجاعت و قدرت تصميم گيري درست در مقاطع مختلف است. لوازم ديگر پشتوانه مالي، علمي و فني است. يك كارآفرين بايد ازلحاظ علمي و فني با يك مركز علمي و تحقيقاتي در ارتباط باشد. كارآفرين نياز به يك منبع تغذيه فكري در زمينه كاري خود دارد. نتايج كارآفريني باعث تحرك بيشتر در صنعت مي شود. خلاقيت در طول زمان، خود را نشان مي دهد. به دليل اين كه معمولاً پشت سر خلاقيت كه مي خواهد عملي شود يك فناورى هم وجود دارد. زماني كه كارآفرين ايده اي را مطرح مي كند بايد با سرعت معقول به نتيجه خوبي برسد، اما شتاب بي مورد نتايج خوبي ندارد.

س: به عنوان صحبت پاياني اگر مطلبي به  ذهن تان مي رسد، لطفاً ذكر فرماييد.

نكته اي كه به نظرم مي آيد كه بايد براي فارغ التحصيلان رشته مهندسي پزشكي بيان كنم، اين است كه فارغ التحصيل اين رشته مي تواند در زمينه خدمات، فروش، پژوهش و طراحى تجهيزات پزشكي، شروع به كار كند. اين كه هر فردي شركتي را تأسيس كند و موفق شود، اين طور نيست. تحقيقاتي لازم است. فقط با تلاش نمي توان موفق بود. اميدوارم با بسترسازي كه دولت مي كند، از فارغ التحصيلان بهترين استفاده به عمل آيد و در جايگاه بيشترين فعاليت را داشته باشند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *