مصاحبه آقای مهندس اسدالله رحیم زاده

آقای مهندس اسدالله رحیم زاده

س: آقای مهندس! لطفاً خودتان را معرفی کنید و در مورد سوابق کاری و اجرایی خود توضیح دهید.

من اسدالله رحیم زاده متولد سال 1342 در تهران هستم، به دلیل علاقه ای که به رشته مهندسی مکانیک داشتم، این رشته را در دانشگاه انتخاب کردم و ورودی سال 62 بودم. در سال 65 طرحی به نام لبیک به فرمان حضرت امام خمینی مطرح شد. این طرح عبارت بود از بسیج کل نیروها برای جبهه ها، در آبان ماه سال 65 به طور فراخوان به جبهه رفتم که در این دوره یک دوران ترک تحصیل موقت صورت گرفت، اما ارتباطم با دانشگاه قطع نشد. در اواخر سال 67 ، تقریباً 6 ماه بعد از پایان جنگ برگشتم. این دوران برایم دورانی پربازده بود و تجربه بسیاری را کسب کردم. در آن زمان در دفتر فنی بخش صنایع سپاه بودم و امور دفتر فنی آنها را انجام می دادم.

زمانی که در دفتر فنی، بسیج شده بودیم، برای پشتیبانی جنگ مهمات را می رساندیم. به این ترتیب با تمام صنایع در ارتباط بودیم از جمله صنایع تهران. بعد از اتمام جنگ، 6 ماه طول کشید که آن مجموعه را رسماً ترک کردم.

من در سال 70 فارغ التحصیل شدم. پروژه فارغ التحصیلی من و آقای مهندس غفاری که از همکلاسى هایم بود،شبیه سازی پروانه هواپیما بود. این پروژه 6 واحدی بود. به این دلیل دو نفره انجامش دادیم. زمانی که می خواستیم پروژه را در دانشگاه شروع کنیم، متوجه شدیم که صنایع هواپیمایی و هوایی به شدت نظامی و دولتی است. در این مدت درگیر انجام پروژه جشنواره خوارزمی شده بودیم که از آن بیرون آمدیم. در آن زمان آقای مهندس غفاری به صنایع آلومینیوم رفته بود و من هم در کار چرم و پوست بودم. در سال 73 آقای مهندس غفاری به من گفتند: در ساپکواید های است تحت عنوان خودکفا کردن یا داخلی کردن خودروی داخلی، اینان قطعات خودرو را به شرکت ها برای تولید می دادند. ما به آنجا رفتیم، تولید قطعه ای به نام دلکو را که کار آن سخت و پیچیده بود و کسی تا به حال آن را قبول نکرده بود قبول کردیم. اطلاعات ما از این قطعه، در حد دروس هنرستانی بود. به هر حال قرارداد را بستیم. ما برای شروع کار در کارگاه، سابقه تولید نداشتیم، اما انگیزه انجام کار را داشتیم. لذا کار را بدون کارگاه و بدون سابقه صنعتی شروع کردیم. جالب این بود که کمتر از 9 ماه که از زمان قرارداد می گذشت ما محصول را ساختیم و تأییدیه آن را هم دریافت کردیم. تولید انبوه را در شهریور ماه سال 74 آغاز کردیم که در اواخر همین سال حدود 25500 دلکو را تحویل داده بودیم. پرونده دلکوسازی در سال 81 بسته شد و ما وارد صنعت جدیدی شدیم. تأسیس شرکت ما در سال 68 صورت گرفت، اما تا سال 74 کار جدی صورت نگرفت و قراردادی در قالب شرکت بسته نشد. پرسنل شرکت تا سال 80 که اوج پروژه قبلی که بر اساس دیدگاه داخلی کردن ساخت بود، به 230 نفر رسیده بود و شاید بالای 50 نفر مهندس در شرکت مشغول به کار بودند. در شروع کار شاید ما حتی یک پرس ساده دستی هم نداشتیم و تمام کارها را به پیمانکاران واگذار می کردیم، حتی مونتاژهای اولیه را پیمانکاران انجام می دادند و به ما می گفتند: شما چه جرأتی دارید که کارها را به دست آنها می دهید، اگر آنها کار شما را در دست بگیرند و خودشان انجام دهند چه کار می کنید؟ عملاً بعد از 8 سال ثابت شد هیچ کدام از آنها به تنهایی نمی توانستند کار ما را انجام دهند. به دلیل این که هنر ما مجموعه سازی است. در سال 80 ساختار صنعت خودرو به یکباره می توان گفت عوض شد و سامانه کاربراتوری به سامانه انژکتوری تبدیل شد، لذا موجودی به نام دلکو و کاربراتور حذف گردید. به این دلیل شرکت آسیب بسیاری دید که این تجربه سنگینی بود. با توجه به ایده هایی که داشتیم، در سال 82 تولید فن موتور خودرو را آغاز کردیم و در حال حاضر بزرگترین تولیدکننده در کشور97 ٪ کل نیاز ایران خودرو را به تنهایی ما تأمین کردیم. امسال هم وارد سایپا شدیم. زمانی ، هستیم. در سال 84 که ما تولید فن موتور را شروع کردیم، کل فن موتور ایران خودرو وارداتی بود. در حال حاضر روزانه حدود 3000 عدد فن موتور تولید می کنیم.

س: آقای مهندس! شما که در زمینه حذف واردات قطعات موفق بودید، آیا در زمینه صادرات هم به پیروزی هایی دست پیدا کرده اید؟

شرکتی مانند نوکیا را در نظر بگیرید. اگر شما به هند هم بروید می بینید که این شرکت تولید دارد و بازار خودش را دارد. این کار سختی است. محصول ما در حال حاضر تحت برند یک شرکت معتبر جهانی است، به این دلیل از لحاظ قانونی منع داریم و بدون اجازه آن نمی توانیم کاری را انجام دهیم. از طرفی بخش های بازاریابی و فروش، یکی از بخش های بسیار پرهزینه است. اما به هر حال با توجه به توانایی که داریم توانستیم بازار منطقه ای را در اختیار بگیریم. در سال 82 اولین صادرات را به اروپا داشتیم، اما هنوز با صادرکنندگی خیلی فاصله داریم و باید خیلی کار انجام داد تا وارد بازار صادراتی شویم.

س: آقای مهندس! در تقسیم بندی هایی که در زمینه کارآفرینی وجود دارد، 3 دسته کارآفرین را می توانیم تعریف کنیم: دسته اول کارآفرینایی هستند که در حوزه سیاست گذاری تحول ایجاد کنند، دسته دوم کارآفرینان درون ها هستند. با توجه به این تعاریف، شما جزو دسته سوم هستید که SME سازمانی هستند، دسته سوم کارآفرینان کاری را شروع کردید و به یک مرحله ای رساندید. حال بر این اساس تعریف شخصی شما از کارآفرینی چیست و به نظر شما خصوصیات فرد کارآفرین چه باید باشد؟

ما طبق مدل استاندارد، کاری را انجام دادیم و در کارمان ریسک داشتیم. در خیلی از مواقع هم شکست خوردیم  که در بعضی مواقع تحمل آن ممکن نبود. فضای کاری و حیطه آن در صنعت را خود ما انتخاب کردیم، ما عملاً محیط رشد خود را انتخاب کردیم. لذا مجموعه اینها را کنار هم گذاشتیم. به دلیل این که مجموعه ای از فرصتها و ترکیبی از ریسک هاست که می تواند شرکت یا سازمان را به مقصود برساند. ما برخلاف این که به نتیجه فکر کنیم بیشتر به راه فکر می کردیم و در این راه به شدت به اصول معتقد بودیم. اگرچه به مسیر توجه می کردیم، باز هم ریسک های سنگینی را داشتیم.

س: شما به چه میزان با مراکز علمی تحقیقاتی در تبادل هستید؟

متأسفانه خیلی کم این ارتباط وجود دارد. اصولاً صنعت در ایران با دانشگاه بیگانه است. با تحلیل خودم باید بگویم، در دانشگاه اطلاعات تئوری را یاد می گیریم اما جای دیگر آن را پرورش می دهیم. این دلیل جدا شدن است.

میراث دانشگاه این است که چگونه می توان با مسائل برخورد کرد، چطور مسائل را حل کنیم، نحو ه برخورد با مسائل چگونه است. اما در صنعت میراث اصلی را به دست می آوریم. شاید دانشگاه وظیفه اش این نباشد که افراد را برای صنعت پرورش دهد، اما دانشگاه می تواند یک پشتوانه علمی جدی برای ما باشد. اگر این مسئله اتفاق افتد خیلی از مسائل ما حل می شود. دانشگاه باید ایده هایی را پرورش دهد که با نیازهای ما مطابق باشد. به نظر من دانشگاه باید با صنعت ارتباط داشته باشد. اگر این ارتباط وجود نداشته باشد، می توان گفت راه توسعه بسته شده است.

س: راهکار شما برای برقراری این ارتباط چیست؟

باید تحقیق کنیم که دنیا چه طور با این موضوع برخورد کرده است، دانشگاه عملاً محصول تفکر بشر است،نخبگان بشری مراکز علمی را به وجود آوردند. به دلیل عقب ماندگی، شاید ریسک ما کمتر باشد. به این دلیل اگر ما راه دنیا را برویم، ممکن است امکان خطا کردن کمتر باشد. لذا آنهایی که در شرکت خارجی کار می کنند، هیچ زمان نیروی آنها هدر نمی رود و ضرر هم نمی کنند. اما به هر حال مسئله را باید در دانشگاه حل کرد.

 س: در مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف ایده ای مطرح شده تحت عنوان لطفاً نظر خود را درباره این ایده بفرمایید.

در ایده ای که شما مطرح کردید، به نظر من دانشجویان آسیب می بینند، به دلیل این که یک سری از واقعیات را درک نمی کنند و در عمل با شکست مواجه می شوند و ممکن است تحمل این شکست را نداشته باشند. اگر اینها به همان روش های سنتی، مانند شاگردی کردن در کارگاه ها در محیط واقعى از مراحل ابتدایى تجربه کسب کنند، فکر می کنم بهتر باشد، به دلیل این که یاد می گیرند که چگونه مقاومت کنند.

س: به عنوان صحبت پایانی اگر مطلبی هست بفرمایید.

به نظر من اگر دانشجویان و دانشگاهیان بدانند، چه میزان در کشور ما، جای کار کردن وجود دارد و چه امکاناتی دارد، حتی یک شب هم نمی توانند بخوابند. در کشور ما هنوز انقلاب صنعتی رخ نداده است، زمانی که جامعه ما صنعتی شود، خیلی از گزینه ها تغییر می کند.

 

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. زمینه های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *