مصاحبه آقاى مهندس علیرضا حمزه لو

س:آقاى مهندس! لطفاً خودتان را معرفى کنید و در مورد ایده شکل گیرى شرکت کاوش آزمون توضیح فرمایید.
من علیرضا حمزه لو ورودى سال 1347 دانشکده مکانیک هستم و در سال 1351 فارغ التحصیل شدم. ایده تأسیس شرکت کاوش آزمون که در آن زمان نام خارجى داشت چند ماه پیش از انقلاب با چند تن از دوستان به ذهن ما رسید. در آن زمان تجارت در ایران بر مبناى یک نظام سنتى بود و کشور داشت وارد فازهاى صنعتى مى شد. این فکر به ذهن ما رسید که یک تشکیلاتى را درست کنیم که کار بازرگانى توأم با مهندسى را انجام دهد.
این ایده در سال 56 شکل گرفت و در حال حاضر شرکت چهار بخش دارد و داراى 30 نفر پرسنل است. از این 30 نفر حدود 15 نفر مهندس و 10 نفر فوق لیسانس فارغ التحصیل دانشگاه صنعتى شریفند. تجهیزات مربوط به صنایع ریخته گرى و نورد در یک دپارتمان هستند، ابزارآلات ماشین کارى در یک دپارتمان، جوشکارى و برش در دپارتمانى دیگر و دپارتمان چهارم یک روشى از کنترل کیفیت است موسوم به آزمون هاى غیرمخرب که تجهیزات این کار را وارد مى کنیم.

س:با توجه به گذشته 30 ساله شرکت در زمینه کسب دانش فنى و احتمالاً رسیدن به فناورى مشخص در چه زمینه کارى تا به حال موفقیت و فعالیت داشته اید؟
کار شرکت، تولیدى نیست؛ اما در این 4 رشته که مطرح کردم فناورى هاى جدید فراوانى را از 30 سال گذشته وارد صنایع کشور کرده ایم.

س:رمز موفقیت خود را در چه مى بینید یعنى 30 سال تداوم را با چه راه کارى حفظ کرده اید؟
این نظر لطف شماست. امیدوارم که موفق شده باشم. مسئله اول این است که هدفمان را مشخص کردیم یعنى از روز اول معلوم بود که در چه زمینه اى مى خواهیم کار کنیم.شرکت هاى تجارى بسیار زیادى در کشور وجود دارد که مى خواهند در چند زمینه فعالیت کنند اما این غیر ممکن است. هدف شرکت ما خدمات دهى به صنایع فلزى است یعنى کسانى که با هر نوع فلز و فرایند فلزکارى در کشور کار مى کنند با شرکت ما در ارتباطند. این موضوع، فوق العاده مهم است. دومین مسئله این است که ما -واقعاً نه این که حمل بر تعریف باشد- کار را بر مبناى صداقت و خدمت به مشترى گذاشتیم. اگر شما شرکت را بررسى کنید شاید به اندازه رقباى دیگر هم فروش نکرده ایم. اما بعید مى دانم که تقریباً تمام مشتریان از شرکت ناراضى باشند، حتی اگرمعامله اى را هم نداشتیم. مهم این است که اسباب کار و خدمات را فراهم کنیم. طبق صحبت  هایی که کردم 10 نفر فوق لیسانس دانشگاه صنعتى شریف در شرکت ما هستند نه به دلیل این که فارغ التحصیل شریفند بلکه به دلیل این که با استعدادند. تخصص من این است که مهندسان توانا و با استعداد را جذب کنم و آنها را مهندس فروش کنم و بشوند مانند یک طبیب که به صنعت وارد شوند و مشکل تولید را تشخیص دهند و راه حلى را ارائهکنند، با این 3 راهکارى که داشتیم موفق شدیم.
من کارم را در یک اتاق اجاره اى شروع کردم که آن را از یک شرکت دیگر اجاره کرده بودم. من به تنهایی مهندس، فروشنده، منشى و پستچى بودم. البته اینها همه شغل های شریفى هستند و مطمئن باشید اگر یک روزى باز پیش بیاید تمام این کارها را انجام مى دهم.در طى چند ماه این اتاق به یک محل کوچک دیگر تبدیل شد و حالا که حدود 30 نفر در شرکت مشغول به کارند.

س: با توجه به 3 اصلى که فرمودید، چشم انداز رو به جلوى شما چه چیز بود؟
به درستى مى دانستیم صنایع فلزى این کشور درحال توسعه است. دلیل اصلى آن وجود منابع عظیم معدنى و انرژى در ایران است که باید صنایع مربوط به فلز در کشور توسعه پیدا کند. براى این منظور محصولات بهترین شرکت هاى تولیدى درجه یک را از کشور سوئد، آلمان، ایتالیا و فرانسه آوردیم. ما چشم انداز کشور را مى دانستیم.هنوز هم معتقد هستیم این کشور گنجایش تولید بیشتر را دارد یعنى به عنوان مثال ظرفیت تولید 30 تا 50 میلیون تن فولاد را دارد. این معادن باید استخراج شود و به فولاد یا فلزات غیر آهنى تبدیل شود. بخشى از آن صادر شود و ٪ بخشى دیگر در صنایع ماشین سازى و اتومبیل و غیره استفاده شود. بنادر و پل و راه آهن و غیره ساخته شود. 90 از ساختمان هاى کل کشور به دلیل این که کشور ما زلزله خیز است باید دوباره ساخته شوند. من مطمئن هستم ایران، روزى مرکز تولید آسیاى مرکزى و خاورمیانه مى شود.

س: از آنجایی که شرکت شما تولیدى نیست اما نیاز به عملى کردن اطلاعات در هر شرکتی احساس مى شود، اولین مکانى که در ذهن یک فرد تداعى مى شود دانشگاه است. شما به چه صورت با دانشگاه ارتباط برقرار کردید؟
ما در حد بضاعت کم خود همیشه در خدمت دانشگاه به خصوص دانشکده مکانیک هستیم. پرسنل ما مرتب به دانشگاه مى آیند و در برگزارى سمینارها کمک مى کنند و دستگاه هاى جدید مى آورند. به تازگى امکانات نسبتاً خوبى در جاجرود درست کرده ایم. یک مرکز آموزش و آزمایشگاه در حال تأسیس است که حتماً در این مرکز از دانشکده هاى مکانیک و علم مواد در مورد ماشین کارى و جوشکارى کمک مى گیریم و قصد داریم در این مرکز آموزشى، دوره های بازآموزى را براى مهندسان کشور برگزار کنیم و امیدوارم براى خردادماه 1388 این کار شروع شود.

س: نظر شما در مورد ارتباط مؤثر صنعت با دانشگاه چیست؟
یک مثالى را مى گویم: زمانى که امریکا مى خواست کشاورزى را از حالت سنتى به صنعتى تبدیل کند در دانشگاه جورج واشنگتن مهندسان طراحى کردند و منتظر ماندند کشاورزان بیایند و چون نیامدند خود مهندسان مجبور شدند سوار بر اسب هایشان شوند و پیش کشاورزان بروند و آن انقلاب صنعتى را به وجود آوردند. من بارها گفته ام ارتباط بین صنعت و دانشگاه باید دو طرفه باشد. براى این منظور ما شبکه هم یاران شریف را در دانشکده مکانیک ایجاد کرده ایم که خیلى خوب دارد جلو مى رود و به نظر من به دلیلى که صنعت ما 80 ٪ دولتى است و آنقدر فکر تکاپو و رقابت وجود ندارد پس باید استادان و مهندسان ما به طرف صنعت بروند. من مطمئنم صنعت، معضلات بسیار زیادى دارد که ما باید برویم و آنها را توجیه کنیم.

س: آقای مهندس! در تقسیم بندی هایی که در زمینه کارآفرینی داریم سه دسته کارآفرین را می توان تعریف کرد: دسته اول کار آفرینانی هستند که در حوزه سیاست گذاری، تحول ایجاد می کنند. در سیاست گذاری کلان با توجه به قوانینی که وضع می کنند، می توانند باعث ایجاد زمینه های کارآفرینی
شوند. دسته دوم، کارآفرینان درون سازمانی هستند که در داخل یک سازمان مشخص با توجه به اختیاراتی که دارند تحولاتی را ایجاد می کنند که باعث رشد و شکوفایی آن سازمان می شود. دسته ها هستند یعنى کارآفرینان کوچک و متوسط؛ اینها دسته ای هستند که کارشان SME سوم کارآفرینان را از صفر سرمایه گذاری می کنند. با توجه به تعاریف شما جزو دسته سوم هستید. به نظر شما یک کارآفرین باید دارای چه خصوصیاتی باشد تا در زمینه کار خود موفق باشد و تعریف شخصی شما از کارآفرینی چیست؟
استنباط من از کلمه کارآفرینى این است: اشخاصى که با استفاده از خلاقیت و تجربه کار خودشان با کمترین امکانات، فضایی را ایجاد مى کنند که این فضا باعث شغل مى شود. اسم آن را کارآفرین مى گذارم. کارآفرینى باید فرهنگ سازى شود و توسعه پیدا کند. به اعتقاد من بهترین کارآفرینان جوانان اند. اما ابتدا باید الفباى کار را یاد بگیرند. این جوان باید سه چهار سال در آن رشته اى که فکر مى کند موفق است، شاگردى کند. شاگردى کردن خیلى ارزش دارد. هر استادى روزى شاگردى کرده است. مطلب دیگر این است که بخش دولتى یا بخش خصوصى به جوان ها امکان شکوفایی بدهند و این چیزى است که من از کارآفرینى دریافتم.

س: در زمینه سیاست گذارى ها مى توانید بیشتر توضیح دهید؟
بله. سیاست گذارى براى کل اقتصاد یک جامعه در همه دنیا به دست دولت انجام مى گیرد. برنامه هاى پنج سال هاى را که ما داریم مجلس باید تصویب کند. ما سازمان مدیریت و برنامه ریزى داریم که باید اقتصاد کلان را تدوین کند. برنامه هاى کلان نیاز به امنیت اجتماعى و اقتصادى و ثبات سیاسى دارد و این مقوله اى است که دولت باید تعیین کند.

س: به عنوان صحبت پایانى اگر پیشنهاد یا انتقادى دارید بفرمایید.
زمانى که در سال 51 فارغ التحصیل شدم رئیس دانشگاه پیشنهاد داد که به ذوب آهن یا ماشین سازى اراک و یا به ماشین سازى تبریز بروید و دوره سربازى را در آنجا بگذرانید. در آن زمان کارخانجات به دست متخصصان کشورهاى دیگر اداره مى شد. اما در حال حاضر به دست خودمان اداره مى شود. این را مطمئن باشید! من به عنوان کسى که از ژاپن تا امریکا را بارها به دلیل کارم رفته ام، پى به این بردم که ما همه چیز داریم اما نیاز به سیاست هاى تدوین شده کلان و مدیریت هاى قوى در کشور داریم که در آن صورت کشور ما مرکز صنعت آسیاى مرکزى و خاورمیانه خواهد شد و در کلام آخر به جوانان فارغ التحصیل دانشگاه صنعتى شریف، فرزندان عزیزم، عرض مى کنم که ایران کشور عزیر ماست و همان طور که همگى به ایرانى بودن خود افتخار مى کنیم، مسلماً به فارغ التحصیلى دانشگاه صنعتى شریف افتخار خواهیم کرد و مجموعه این افتخارات یعنى خدمت به کشور و مردم عزیز ایران که امیدوارم این حقیر افتخار نوکرى آنها را داشته باشم.

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. زمینه های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *